رفتن به محتوای اصلی

مدیریت تیم فروش دورکار و میدانی: هماهنگی بدون نظارت لحظه‌ای

تیم روکا۱۱ دقیقه مطالعه
مدیریت تیم فروش دورکار و میدانی: هماهنگی بدون نظارت لحظه‌ای

وقتی تیم را نمی‌بینید، وسوسه‌ی نظارت لحظه‌ای زیاد می‌شود. ولی چیزی که هماهنگی را نگه می‌دارد ثبت درست است، نه دیدن صفحه‌نمایش آدم‌ها.

تیم فروش پراکنده دو شکل دارد و هر دو یک مسئله‌ی مشترک دارند. شکل اول دورکاری خانگی است: کارشناس تلفنی از خانه کار می‌کند. شکل دوم فروش میدانی است: ویزیتور صبح از خانه می‌زند بیرون، پنج مشتری را می‌بیند و عصر برمی‌گردد. در هر دو حالت مدیر نمی‌بیند چه اتفاقی افتاده، و همین «ندیدن» است که تصمیم‌های بد می‌سازد.

واکنش غریزی به ندیدن، نظارت است. ولی نظارت لحظه‌ای مسئله‌ی اصلی را حل نمی‌کند، چون مسئله‌ی اصلی این نیست که آدم‌ها کار نمی‌کنند؛ این است که کارِ انجام‌شده جایی ثبت نمی‌شود و در نتیجه هیچ‌کس — نه مدیر، نه خود کارشناس — تصویر درستی ندارد.

چرا «مدیریت با اسکرین‌شات» شکست می‌خورد

منظور از مدیریت با اسکرین‌شات مجموعه‌ی کارهایی است که برای دیدنِ آدم انجام می‌شود نه برای دیدن نتیجه: نرم‌افزاری که هر ده دقیقه از صفحه‌نمایش عکس می‌گیرد، درخواست ارسال موقعیت مکانی هنگام هر ویزیت، شمردن ساعت آنلاین بودن در پیام‌رسان، تماس‌های ناگهانی برای «چک کردن». چهار دلیل که این روش جواب نمی‌دهد:

  • ورودی را می‌سنجد، نه خروجی را. کارشناسی که هشت ساعت پای سیستم بوده و سه تماس بی‌کیفیت زده، در این سیستم نمره‌ی خوبی می‌گیرد.
  • یاد می‌دهد چطور سیستم را دور بزنند. هر سنجه‌ای که به معیار قضاوت تبدیل شود دستکاری می‌شود؛ حرکت دادن ماوس و باز گذاشتن پنجره کار سختی نیست.
  • هزینه‌ی روانی دارد. فروش کار پرفشاری است. اضافه کردن حس تحت‌نظر بودن، انرژی‌ای را می‌گیرد که باید صرف تماس شود.
  • اول بهترین‌ها می‌روند. کارشناس فروش خوب گزینه دارد. کسی که عدد می‌آورد، زیر ذره‌بین ماندن را تحمل نمی‌کند؛ کسی که عدد نمی‌آورد، می‌ماند.

جایگزین، رها کردن نیست. جایگزین این است که به‌جای دیدن آدم، خروجی را قابل دیدن کنید — و این یعنی روی ثبت سرمایه‌گذاری کنید، نه روی نظارت.

حداقل چیزی که باید ثبت شود

در تیم حضوری، بخش زیادی از هماهنگی از راه گفت‌وگوی اتفاقی اتفاق می‌افتد؛ کسی سرش را بلند می‌کند و می‌پرسد «فلانی جواب داد؟». در تیم پراکنده این کانال وجود ندارد و باید با ثبت جایگزین شود. ولی ثبت هرچه بیشتر بهتر نیست — هرچه ضروری‌تر بهتر:

رویدادچه چیزی ثبت شودچه زمانی
تماس با مشترینتیجه در یک خط + قدم بعدی با تاریخهمان روز، ترجیحاً بلافاصله
جلسه‌ی حضوریخلاصه‌ی تصمیم‌ها و مبلغ مطرح‌شدهپیش از حرکت به سمت مشتری بعدی
ارسال پیشنهاد قیمتمبلغ، تاریخ اعتبار، تخفیف اعمال‌شدههنگام ارسال
تغییر وضعیت معاملهمرحله‌ی جدیدبلافاصله
بستن معاملهدلیل برد یا باخت از فهرست آمادههنگام بستن

بیشتر از این نخواهید. هر فیلد اضافه‌ای که ثبت را کند کند، در تیم پراکنده هزینه‌ی مضاعف دارد، چون کسی بالای سر کارشناس نیست که یادآوری کند. مهم‌ترین ستون این جدول ستون «قدم بعدی» است؛ منطقش را در پیگیری مشتری توضیح داده‌ایم. تیمی که هر معامله‌ی بازش قدم بعدی تاریخ‌دار دارد، حتی اگر هیچ‌وقت همدیگر را نبیند هماهنگ می‌ماند.

ریتم ارتباطی: کوتاه، ثابت، قابل پیش‌بینی

بزرگ‌ترین اشتباه در تیم دورکار، جایگزین کردن حضور با پیام است. مدیری که در طول روز پیام‌های پراکنده می‌فرستد، بدون اینکه بخواهد بلوک‌های تمرکز تیم را خرد می‌کند. ریتم مشخص، هم برای مدیر آرامش می‌آورد هم برای کارشناس:

  • روزانه، ۱۰ دقیقه. استندآپ صوتی یا حتی متنی در یک گروه: دیروز چه بسته شد، امروز چند پیگیری در صف است، کجا گیر کرده‌ام. بدون بحث؛ هر بحثی جدا می‌شود.
  • هفتگی، ۳۰ دقیقه. مرور معامله‌های راکد از روی صفحه‌ی کاریز. دستور کار و ساختارش در مدیریت تیم فروش آمده است.
  • ماهانه، ۴۵ دقیقه، یک‌به‌یک. این جلسه درباره‌ی معامله نیست؛ درباره‌ی خود شخص است. در تیم پراکنده تنها جایی است که مشکلات زودتر از استعفا معلوم می‌شوند.

یک قاعده همه‌چیز را نجات می‌دهد: هیچ جلسه‌ای بدون دستور کاری که از داده آمده باشد برگزار نشود. اگر جلسه با «خب، چه خبر؟» شروع شود، به گزارش شفاهی تبدیل می‌شود و گزارش شفاهی در تیم پراکنده تقریباً همیشه خوش‌بینانه‌تر از واقعیت است. دستور کار خوب معمولاً یک فهرست است: معامله‌های راکد، پیگیری‌های عقب‌افتاده، و معامله‌هایی که قرار بوده این هفته بسته شوند.

موبایل: آزمون ۹۰ ثانیه

معیار سنجش ابزار برای تیم میدانی ساده است. کارشناس، ایستاده در پارکینگ مشتری، با یک دست، زیر آفتاب، باید بتواند در کمتر از ۹۰ ثانیه نتیجه‌ی جلسه را ثبت کند و قدم بعدی بگذارد. اگر نمی‌تواند، ثبت نمی‌کند — و شب هم که به خانه رسید، خسته‌تر از آن است که بنشیند و بنویسد.

  • ورود سریع. جلسه‌ی کاری که هر بار رمز طولانی بخواهد، عملاً یعنی ثبت نشدن.
  • ثبت با صدا. تایپ فارسی روی گوشی کند است. گفتن یک خلاصه‌ی سی‌ثانیه‌ای در ماشین، طبیعی‌ترین کار ممکن است — تبدیل صدا به سرنخ دقیقاً برای همین حالت ساخته شده و چون خروجی پیش‌نویس است، کارشناس فقط تأیید می‌کند.
  • تحمل شبکه‌ی ضعیف. در شهرک صنعتی و طبقه‌ی منفی دو، اینترنت ضعیف است. ابزاری که با اتصال ناپایدار داده را از دست بدهد، یک بار که این کار را بکند دیگر استفاده نمی‌شود.
  • صف کار روی موبایل. کارشناس میدانی به داشبورد نیاز ندارد؛ به فهرست «امروز با چه کسانی باید حرف بزنم» نیاز دارد — صف امروز.
  • شماره‌گیری و مسیر از داخل همان صفحه. هر بار بیرون رفتن برای کپی کردن شماره، یک بهانه‌ی دیگر برای ثبت نکردن است.

ملاحظات کامل‌تر کار با گوشی را در CRM موبایل جمع کرده‌ایم.

دورکار خانگی و میدانی یکی نیستند

این دو را با یک نسخه مدیریت نکنید. مسائلشان متفاوت است:

موضوعویزیتور میدانیکارشناس دورکار
ریسک اصلیثبت نشدن جلسه‌هاانزوا و افت انگیزه
زمان مردهدر راه و بین دو مشتریبین دو تماس، حواس‌پرتی خانه
ابزار حیاتیموبایل، مسیر روز، ثبت صوتیصف کار، هدست خوب، اتصال پایدار
سنجه‌ی روزانهتعداد و کیفیت ویزیتتعداد تماس مؤثر و سرعت پاسخ
تماس تیمییک‌بار در روز کافی استنیاز به تماس بیشتر برای حس تیم

برای تیم میدانی، بیشترین بازده از یک تغییر می‌آید: مسیر روز از قبل مشخص باشد و ثبت در خودرو انجام شود. برای تیم خانگی، بیشترین بازده از تعریف روشن «پنجره‌ی پاسخ‌گویی» می‌آید تا کسی حس نکند باید همیشه آنلاین باشد.

اعتماد را چطور می‌سازند

اعتماد در تیم پراکنده شعار نیست؛ چند تصمیم عملی است:

  1. «کار انجام‌شده» را تعریف کنید. اگر تعریف نشده باشد، هر کس تعریف خودش را دارد و اختلاف اجتناب‌ناپذیر است. تعریف پیشنهادی: هر معامله‌ی باز قدم بعدی تاریخ‌دار دارد و هیچ قدم بعدی عقب‌افتاده‌ای بیش از دو روز نمانده.
  2. شفافیت را دوطرفه کنید. اگر عدد کارشناسان برای مدیر پیداست، عدد کل تیم و اهداف هم باید برای همه پیدا باشد. شفافیت یک‌طرفه اسمش نظارت است.
  3. «در دسترس بودن» را از «آنلاین بودن» جدا کنید. توافق کنید که پاسخ در چه بازه‌ای منطقی است — مثلاً حداکثر یک ساعت در ساعات کاری — و بعد کاری به تیک سبز نداشته باشید.
  4. سرعت پاسخ به سرنخ را توافق تیمی کنید، نه دستور. وقتی تیم خودش عدد را انتخاب کند، خودش هم نگهش می‌دارد. دلیل اهمیتش در زمان پاسخ به سرنخ آمده است.
  5. خطا را زود و بی‌مجازات بشنوید. در تیم پراکنده، خبر بد دیر می‌رسد. اگر آوردن خبر بد هزینه داشته باشد، اصلاً نمی‌رسد.

اگر تیم از ثبت کردن فرار می‌کند، معمولاً مشکل انگیزه نیست؛ مشکل این است که ثبت کردن برای خودشان بی‌فایده است. این را در چرا تیم فروش از CRM فرار می‌کند باز کرده‌ایم.

وقتی داده پراکنده است، دسترسی مسئله می‌شود

در تیم پراکنده، فهرست مشتریان روی گوشی شخصی، اکسل روی لپ‌تاپ خانه و گفت‌وگوها در واتساپ می‌مانَد. سه پیامد دارد و هر سه گران‌اند: کارشناس که برود، مشتریانش هم می‌روند؛ هیچ‌کس نمی‌داند نسخه‌ی درست کدام است؛ و هیچ راهی برای قطع دسترسی وجود ندارد.

  • یک مخزن مرکزی داشته باشید که همه از آن بخوانند و در آن بنویسند — دفترچه‌ی مخاطبان باید مرجع باشد، نه رونوشت.
  • سطح دسترسی تعریف کنید: هر کارشناس مشتریان خودش را می‌بیند، مدیر همه را.
  • خروج نیرو باید با یک تغییر انجام شود: قطع دسترسی حساب کاربری، نه گشتن دنبال فایل‌ها.
  • خروجی گرفتن انبوه از فهرست مشتریان باید محدود و ثبت‌شده باشد.

سوال‌هایی که باید از فروشنده‌ی نرم‌افزار بپرسید در امنیت داده‌ی مشتری فهرست شده است.

کارشناس تازه در تیمی که همدیگر را نمی‌بینند

سخت‌ترین بخش دورکاری، آموزش نیروی جدید است؛ چون یادگیری از راه گوش دادن به همکار بغل‌دستی حذف شده. جایگزین ساختاریافته:

  1. هفته‌ی اول: خواندن ده معامله‌ی برده و ده معامله‌ی باخته در سیستم و گوش دادن به تماس‌های ضبط‌شده. تاریخچه‌ی ثبت‌شده اینجا تبدیل به دوره‌ی آموزشی می‌شود.
  2. هفته‌ی دوم: همراهی با یک کارشناس باتجربه — در تیم میدانی یک روز کامل در مسیر، در تیم تلفنی شنیدن تماس‌های زنده.
  3. هفته‌ی سوم: کار واقعی با بازبینی روزانه‌ی ثبت‌ها. بازبینی کوتاه روزانه بهتر از جلسه‌ی طولانی هفتگی است.
  4. هفته‌ی چهارم: مسئولیت کامل، ولی با هدف فعالیت نه هدف مبلغ فروش.

در انتخاب نیرو برای این مدل کاری، انضباط شخصی و توانایی نوشتن خلاصه‌ی روشن به‌اندازه‌ی مهارت مذاکره وزن دارد؛ کسی که عادت به نوشتن ندارد در تیم پراکنده دیده نمی‌شود.

نشانه‌های خطر

  • مدیر برای فهمیدن وضعیت یک معامله باید زنگ بزند و بپرسد ← داده در سیستم نیست.
  • بیشتر ثبت‌ها بین ساعت ۱۷ تا ۱۸ انجام می‌شود ← ثبت از حافظه است و کیفیتش پایین.
  • کارشناس میدانی فهرست شخصی جدا نگه می‌دارد ← ابزار روی موبایل کار نمی‌کند.
  • پیش‌بینی فروش هر ماه با واقعیت فاصله‌ی زیاد دارد ← مراحل معامله به‌موقع به‌روزرسانی نمی‌شوند.
  • جلسه‌ی هفتگی به گزارش شفاهی تبدیل شده ← دستور کار از داده نمی‌آید.

از کجا شروع کنید

یک هفته فقط روی یک قاعده تمرکز کنید: هر معامله‌ی باز، قدم بعدی تاریخ‌دار دارد. نه گزارش جدید، نه ابزار جدید، نه جلسه‌ی جدید. اگر این یک قاعده جا بیفتد، بیشتر مشکلات هماهنگی تیم پراکنده خودبه‌خود کوچک می‌شوند — و آن‌وقت معلوم می‌شود واقعاً به چه چیز دیگری نیاز دارید.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط