خودروی تازهرسیده همان روز خریدار دارد
وقتی فهرست متقاضیها با معیارشان ثبت شده، خودرویی که صبح وارد میشود تا ظهر به چند نفر پیشنهاد شده است. سرعت در بازاری که قیمتش روزانه تغییر میکند، خودش سود است.
در نمایشگاه خودرو، دو طرفِ هر معامله مشتری شما هستند: کسی که میفروشد و کسی که میخرد. قیمت هم ثابت نیست و ممکن است ظرف یک هفته جابهجا شود. کاری که بیشتر از همه سود دارد و کمتر از همه انجام میشود، پیگیری کسی است که دنبال یک خودروی مشخص است و هنوز پیدا نشده.
مشتری دنبال یک مدل خاص با کارکرد زیر صد هزار و رنگ سفید است. آن روز چنین خودرویی در نمایشگاه نیست؛ شمارهاش را میگیرید و میگویید خبر میدهیم. ده روز بعد دقیقاً همان خودرو برای فروش میآید و همان روز هم به کس دیگری فروخته میشود، چون هیچکس یادش نبود یک متقاضی برایش هست. آن خریدار خودرویش را از نمایشگاه سرِ خیابان گرفت.
نقطهی شروع
این مراحل پیشنهاد ماست و در پنل با چند کلیک همینها را میسازید؛ کاریزِ حساب تازه عمومی است و هیچ صنفی مجبور نیست کار خودش را با قالب دیگری تطبیق بدهد.
چطور کار میکند
هر خودرو با مدل، سال، کارکرد، رنگ، وضعیت بدنه و قیمت روز ثبت میشود و هر متقاضی با همان معیارها. یک خودرو میتواند برای چند متقاضی مطرح باشد و یک متقاضی چند گزینه را ببیند.
کسی که خودرو را برای فروش میآورد، مشتری بعدی شماست. مبلغ موردانتظار، مدارک و اینکه حاضر به معاوضه هست یا نه روی پروندهی خودش میماند تا بعد از فروش، برای خرید بعدی سراغش بروید.
متقاضیای که خودروی موردنظرش موجود نیست حذف نمیشود؛ با معیارهایش در سیستم میماند و در صف پیگیری میآید. وقتی خودروی نزدیک به آن معیارها وارد شد، اول به او زنگ میزنید نه به آگهیبینها.
تاریخ بازدید و تست، نتیجهی کارشناسی فنی و مبلغ توافقشده روی همان معامله ثبت میشود. مراحل باقیمانده — تسویه، مدارک و نوبت انتقال سند — بهصورت قدم بعدی با یادآوری پیش میرود.
چه چیزی بهدست میآورید
وقتی فهرست متقاضیها با معیارشان ثبت شده، خودرویی که صبح وارد میشود تا ظهر به چند نفر پیشنهاد شده است. سرعت در بازاری که قیمتش روزانه تغییر میکند، خودش سود است.
در معاوضه، یک نفر همزمان فروشنده و خریدار است. وقتی هر دو طرف روی یک پرونده دیده میشوند، معلوم است چه چیزی جای چه چیزی رفته و مابهالتفاوت کجا مانده است.
هر خودرو یک معامله روی بورد است و کارتی که مدتی تکان نخورده خودش علامت رکود میگیرد. یعنی «چه چیزی روی دست مانده» را از روی بورد میبینید، نه از روی حافظهی فروشنده — و همانجا تصمیم میگیرید قیمت را بازبینی کنید یا خودرو را جابهجا.
قابلیتهای کلیدی
شخص و شرکت در یک جا، با چند شماره و رابطهای هر شرکت.
بیشتر بخوانیدتماس را ضبط کنید، روکا فرم سرنخ را پر میکند. شما بازبینی و تأیید میکنید.
بیشتر بخوانیدصفحهی خانه یک صف کار است، نه نمودار. با دلیلِ هر ردیف.
بیشتر بخوانیدبورد سریع، جمع مبلغ هر ستون، و کارت راکد که خودش قرمز میشود.
بیشتر بخوانیدبرد، باخت، نرخ برد و دلیل شکست — با تقویم شمسی.
بیشتر بخوانیدسوالات پرتکرار
نه. روکا آگهی منتشر نمیکند. کارش این است که متقاضیها، خودروهای موجود و مذاکرهها در یک جا بمانند. آگهی را همانجایی میگذارید که همیشه میگذاشتید و سرنخهای آن را در روکا پیگیری میکنید.
قیمتِ ثبتشده تاریخ دارد، پس نشان میدهد در چه روزی چه عددی به مشتری گفته شده. همین موقع اختلاف با خریدار یا فروشنده کار را روشن میکند، بدون اینکه به حافظه تکیه کنید.
بله، نوع خودرو روی همان رکورد مشخص میشود و پروندهی مالکِ امانی به خودرو وصل میماند. پس هم میدانید سود کدام معامله مال شماست و هم موقع فروش، تماس با مالک از قلم نمیافتد.
فاکتور فروش برای پروندهی خریدار صادر میشود و مشخصات حقوقیاش از همان پرونده پر میشود؛ در صورت مشمولیت هم از دکمهی کنار خودِ فاکتور به سامانه مودیان میرود. مراحل انتقال سند و کار دفترخانه بیرون از روکاست، اما نوبت و قدم بعدیاش بهعنوان یادآوری روی پرونده میماند.
عمیقتر بخوانید
تیمی که ماهی ۳۰۰ سرنخ میگیرد و ماهی ۱۰ فروش دارد، مشکل کمبود سرنخ ندارد؛ مشکل غربال دارد.
خواندن مطلب۱۰ دقیقهیک قاعدهی ساده — هیچ معاملهی بازی بدون قدم بعدی با تاریخ — بیشتر از هر تکنیک فروشی روی عدد ماه اثر میگذارد.
خواندن مطلب۱۳ دقیقههزینهی جذب سرنخهای قدیمی سالها پیش پرداخت شده است. تنها چیزی که برای برگرداندنشان لازم دارید، یک فهرست مرتب و یک بهانهی درست برای تماس است.
خواندن مطلب۱۰ دقیقهادامه بدهید
فایل و متقاضی دو چیز جدا هستند. روکا آنها را جدا نگه میدارد و به هم وصل میکند.
بیشتر بخوانیدتمدیدنشدن یک بیمهنامه یعنی از دست دادن مشتری چندساله. در روکا هر سررسید یک پیگیری تاریخدار است.
بیشتر بخوانیدقیمت ارزی تاریخ انقضا دارد و محموله ماهها طول میکشد؛ هر دو پیگیر میخواهند.
بیشتر بخوانید