قیمت منقضی، مشتری را نمیرنجاند
فاصلهی بین صدور پیشفاکتور و تأیید مشتری کوتاهتر میشود، چون پیگیریاش تاریخدار است. اگر هم نرخ عوض شد، پیش از تأیید مشتری به او خبر میدهید نه بعد از آن.
در بازرگانی، فاصلهی بین استعلام تا تحویل کالا ماهها است و در همین فاصله قیمت، نرخ و شرایط عوض میشود. هر معامله همزمان دو طرف دارد: تأمینکننده و مشتری. اگر این دو در دو فهرست جدا باشند، جواب دادن به یک تماس ساده هم نیم ساعت وقت میگیرد.
مشتری استعلام میدهد، شما از تأمینکننده قیمت میگیرید و پیشفاکتور با نرخ همان روز صادر میشود. مشتری دو هفته بعد تأیید میکند، ولی آن قیمت دیگر معتبر نیست و مذاکره از اول شروع میشود. سفارش دیگری هم هست که سه ماه پیش ثبت شده و کسی نمیداند الان در حمل است یا در گمرک، چون مکاتبههایش در ایمیل شخصی دو کارشناس پخش است.
نقطهی شروع
این مراحل پیشنهاد ماست و در پنل با چند کلیک همینها را میسازید؛ کاریزِ حساب تازه عمومی است و هیچ صنفی مجبور نیست کار خودش را با قالب دیگری تطبیق بدهد.
چطور کار میکند
هر پیشفاکتور با نرخ و تاریخ اعتبارش ثبت میشود و همان موقع، پیگیریاش را برای چند روز پیش از انقضا تاریخ میزنید تا آن روز در صف امروز بالا بیاید و یا مشتری تأیید کند یا قیمت بهروز شود. قیمت منقضیشده روی میز مشتری نمیماند، چون تاریخش از قبل روی کار نشسته است.
هر دو طرف بهصورت مخاطب حقوقی با افراد رابط، شماره و سابقهی مکاتبه ثبت میشوند و معامله به هر دو وصل است. وقتی مشتری زنگ میزند، بدون گشتن میدانید کالا از کدام تأمینکننده و با چه شرایط و مهلتی سفارش شده است.
برای معاملهای که در مرحلهی حمل و ترخیص است، سکوت چندهفتهای طبیعی است. بهجای تکیه بر هشدار رکود، تاریخ قدم بعدی را خودتان میگذارید: پیگیری بارنامه، اعلام ورود، یا تماس با ترخیصکار. معامله در کانبان همانجا میماند و گم نمیشود.
پیشفاکتور و فاکتور زیر پروندهی همان مشتری مینشینند و یادداشت هر مکاتبه روی معاملهی همان محموله میماند. اگر یک سال بعد اختلافی سر مبلغ، مقدار یا مشخصات فنی کالا پیش بیاید، تاریخچه در یک صفحه است نه در آرشیو ایمیل چند نفر که بعضیشان دیگر در شرکت نیستند.
چه چیزی بهدست میآورید
فاصلهی بین صدور پیشفاکتور و تأیید مشتری کوتاهتر میشود، چون پیگیریاش تاریخدار است. اگر هم نرخ عوض شد، پیش از تأیید مشتری به او خبر میدهید نه بعد از آن.
مشتریای که هر چند ماه یک بار سفارش میدهد الگوی خودش را دارد. تاریخ تماس برای سفارش بعدی بهعنوان قدم بعدی ثبت میشود تا رقیب زودتر از شما سراغش نرود.
وقتی مخاطب تأمینکننده، شرایط توافق و سابقهی محمولهها در سیستم شرکت است، جابهجایی یک کارشناس بازرگانی به یک وقفهی چندماهه در سفارشها تبدیل نمیشود؛ نفر بعدی از همان صفحهی معامله ادامه میدهد.
قابلیتهای کلیدی
شخص و شرکت در یک جا، با چند شماره و رابطهای هر شرکت.
بیشتر بخوانیدپیشفاکتور برای همان مخاطب، و تبدیلش به فاکتور با یک کلیک.
بیشتر بخوانیدبورد سریع، جمع مبلغ هر ستون، و کارت راکد که خودش قرمز میشود.
بیشتر بخوانیدصفحهی خانه یک صف کار است، نه نمودار. با دلیلِ هر ردیف.
بیشتر بخوانیداز فاکتور تا سامانه مودیان، در یک کلیک.
بیشتر بخوانیدسوالات پرتکرار
نه. نرخ و تاریخ اعتبار قیمت را خودتان روی پیشفاکتور ثبت میکنید و پیگیریاش را هم خودتان برای پیش از انقضا تاریخ میزنید. کاری که روکا میکند این است که آن روز، همان پیشفاکتور را جلوی چشم مسئولش بیاورد و نگذارد در فهرست گم شود.
روکا سامانهی بازرگانی خارجی یا ترخیص نیست و کنار آن ابزارها کار میکند. دربارهی مقررات واردات و تأمین ارز هم اینجا نمیشود حکم قطعی داد؛ آن را با مشاور خودتان بررسی کنید.
فاکتور فروش داخلی برای پروندهی همان مشتری صادر میشود و اگر مشمول باشید، از دکمهی کنار خودش به سامانه مودیان میرود. مشمولیت شرکت شما باید جداگانه بررسی شود و اینجا نمیشود قطعی گفت.
بله، از مسیر فهرست معاملهها و فاکتورها با فیلتر روی همان مشتری. برای مشتری تکرارشونده همین سابقه پایهی پیشنهاد قیمت و برآورد مقدار سفارش بعدی است. صفحهی خودِ مخاطب اطلاعات هویتی و شمارهها و رابطهاست، نه صورتحسابها.
عمیقتر بخوانید
در فروش سازمانی، شما به یک نفر نمیفروشید؛ به یک گروه میفروشید که هرکدام معیار متفاوتی دارند و هیچوقت دور یک میز جمع نمیشوند.
خواندن مطلب۱۰ دقیقهبیشتر پیشفاکتورها ارسال میشوند و بیجواب میمانند؛ نه بهخاطر قیمت، بلکه بهخاطر نبود تاریخ اعتبار، شرط پرداخت و یک پیگیری برنامهریزیشده.
خواندن مطلب۱۸ دقیقهکسبوکارها معمولاً از بیسودی نمیمیرند؛ از تمامشدن پول نقد در ماهی که روی کاغذ سودده بودهاند میمیرند. این دو عدد یکی نیستند.
خواندن مطلب۱۰ دقیقهادامه بدهید