هر قیمتی که دادهاید قابل بازیابی است
وقتی خریدار بعد از چند ماه برمیگردد، نسخهی دقیق پیشنهاد، تیراژ و تاریخش را دارید. مذاکره از جایی ادامه پیدا میکند که رها شده بود، نه از اول.
در فروش صنعتی، بین اولین استعلام تا اولین سفارش ماهها فاصله است. در این فاصله قیمت دادهاید، نمونه فرستادهاید و چند بار مشخصات را اصلاح کردهاید؛ همهی اینها در ایمیل و واتساپ چند نفر پخش شده. وقتی خریدار بعد از سه ماه زنگ میزند، باید بدانید دقیقاً چه چیزی به او پیشنهاد شده بود.
در نمایشگاه تخصصی، سه روز کارت ویزیت جمع میکنید. هفتهی بعد نصفشان تماس میگیرند و استعلام میفرستند. برای هرکدام مهندس فروش قیمت میدهد و برای دو نفر نمونه ارسال میشود. بعد سکوت. چهار ماه بعد یکی از همانها زنگ میزند و میگوید «همان قیمتی که داده بودید». هیچکس نمیداند آن قیمت روی چه مشخصاتی و با چه تیراژی داده شده بود، و مذاکره از صفر شروع میشود.
نقطهی شروع
این مراحل پیشنهاد ماست و در پنل با چند کلیک همینها را میسازید؛ کاریزِ حساب تازه عمومی است و هیچ صنفی مجبور نیست کار خودش را با قالب دیگری تطبیق بدهد.
چطور کار میکند
هر استعلام با همان چیزی ثبت میشود که قیمت به آن وابسته است: جنس، ابعاد، تیراژ، بستهبندی و زمان تحویل. بعدها که خریدار برمیگردد، پیشنهاد قبلی با همهی مفروضاتش سرِ همان پرونده هست.
بهجای اینکه بستهی کارت ویزیت تا ماه بعد روی میز بماند، فهرست را با اکسل وارد میکنید یا بعد از هر گفتوگو یک صوت کوتاه میگیرید و روکا نام شرکت، نیاز و قدم بعدی را پیشنویس میکند.
معاملهی صنعتی ماهها باز میماند و همین خطر است. کانبان نشان میدهد از آخرین تماسِ هر پرونده چقدر گذشته و آن را در صف امروز بالا میآورد؛ سکوت چهارماهه دیگر بیصدا نمیماند.
پیشفاکتور با همان مشخصات فنی صادر میشود. بعد از پیشپرداخت، تاریخ تحویلِ توافقشده روی پرونده مینشیند و چند روز قبلش یادآوری میگیرید تا تماس هماهنگی از سمت شما باشد، نه از سمت خریدار.
چه چیزی بهدست میآورید
وقتی خریدار بعد از چند ماه برمیگردد، نسخهی دقیق پیشنهاد، تیراژ و تاریخش را دارید. مذاکره از جایی ادامه پیدا میکند که رها شده بود، نه از اول.
خریدار صنعتی معمولاً یکبار نمیخرد. با ثبت فاصلهی سفارشهای قبلی، پیش از رسیدن موعدِ بعدی تماس میگیرید — قبل از اینکه رقیب استعلام تازه بگیرد و قیمت را بشکند.
دلیل شکست هر پرونده ثبت میشود: قیمت، زمان تحویل، تیراژ کم یا نمونهای که تأیید نشد. جمع همین دلیلها به شما میگوید مشکل در فروش است یا در خط تولید.
قابلیتهای کلیدی
بورد سریع، جمع مبلغ هر ستون، و کارت راکد که خودش قرمز میشود.
بیشتر بخوانیدشخص و شرکت در یک جا، با چند شماره و رابطهای هر شرکت.
بیشتر بخوانیدردیفهای پشتسرهم برای ثبت سریع، یا ورود انبوه از اکسل.
بیشتر بخوانیدپیشفاکتور برای همان مخاطب، و تبدیلش به فاکتور با یک کلیک.
بیشتر بخوانیدبرد، باخت، نرخ برد و دلیل شکست — با تقویم شمسی.
بیشتر بخوانیدسوالات پرتکرار
نه. روکا سمت فروش میایستد: استعلام، قیمت، پیگیری و سفارش. برنامهریزی خط تولید و کنترل موجودی کار سیستم تولید شماست؛ روکا معامله را تا لحظهی صدور سفارش ساخت جلو میبرد و کنار آن سیستم کار میکند.
مخاطب حقوقی با نام شرکت، کد اقتصادی و چند نفر تماس زیر همان پرونده ثبت میشود. یعنی کارشناس بازرگانی، مدیر فنی و واحد مالیِ یک خریدار همه به یک پرونده وصلاند و سابقه یکجا میماند.
ارسال نمونه یک مرحلهی کاریز است، نه یک یادداشت. تاریخ ارسال و نتیجهی تأیید یا رد روی همان معامله میماند و اگر تا موعد مقرر جوابی نیامد، پرونده در صف پیگیری بالا میآید.
پیشفاکتور و فاکتور برای همان مخاطب ساخته میشود و در صورت مشمولیت، به سامانه مودیان ارسال میشود. تشخیص اینکه واحد شما مشمول است یا نه با حسابدار شماست؛ روکا کار صدور و ارسال را انجام میدهد.
عمیقتر بخوانید
در فروش سازمانی، شما به یک نفر نمیفروشید؛ به یک گروه میفروشید که هرکدام معیار متفاوتی دارند و هیچوقت دور یک میز جمع نمیشوند.
خواندن مطلب۱۰ دقیقهبیشتر پیشفاکتورها ارسال میشوند و بیجواب میمانند؛ نه بهخاطر قیمت، بلکه بهخاطر نبود تاریخ اعتبار، شرط پرداخت و یک پیگیری برنامهریزیشده.
خواندن مطلب۱۸ دقیقههزینهی غرفه در چهار روز نمایشگاه خرج میشود، اما نتیجهاش در سه هفتهی بعد ساخته میشود. برنامهی پیگیری را قبل از نمایشگاه بنویسید.
خواندن مطلب۱۰ دقیقهادامه بدهید
قیمت ارزی تاریخ انقضا دارد و محموله ماهها طول میکشد؛ هر دو پیگیر میخواهند.
بیشتر بخوانیدمهمترین هشدار شرکت پخش این است: کدام مغازه این دوره سفارش نداده.
بیشتر بخوانیدمناقصه مهلت دارد و پروژه چند ماه طول میکشد؛ هر دو باید یادآور داشته باشند.
بیشتر بخوانید