رفتن به محتوای اصلی

بازاریابی محتوایی: محتوایی که به‌جای بازدید، سرنخ می‌آورد

تیم روکا۱۰ دقیقه مطالعه
بازاریابی محتوایی: محتوایی که به‌جای بازدید، سرنخ می‌آورد

یک سال انتشار هفتگی و صفر سرنخ، اتفاق عجیبی نیست. مشکل معمولاً تعداد محتوا نیست؛ نوع محتوا و نبود سنجش است.

یک شرکت نرم‌افزاری کوچک یک سال هفته‌ای یک مطلب منتشر کرد. بازدید ماهانه‌ی سایت چند برابر شد و در جلسه‌ی سالانه هم همین را گزارش کردند. بعد مدیر فروش پرسید امسال چند سرنخ از وبلاگ آمده. کسی جوابی نداشت — نه به این دلیل که عدد بد بود، به این دلیل که هیچ‌وقت اندازه گرفته نشده بود.

بازاریابی محتوایی در تیم‌های کوچک معمولاً به همین شکل شکست می‌خورد: تولید هست، توزیع ناقص است، و سنجش وجود ندارد. این نوشته سه چیز را روشن می‌کند — چه بنویسید، با چه ریتمی، و از کجا بفهمید کار کرده است.

دو نوع محتوا که مدام با هم اشتباه گرفته می‌شوند

محتوا یک چیز نیست. محتوای آگاهی‌بخش برای کسی نوشته می‌شود که هنوز نمی‌داند مشکلی دارد یا تازه دارد یاد می‌گیرد. محتوای خرید برای کسی است که مشکل را می‌شناسد و دارد بین گزینه‌ها انتخاب می‌کند. این‌ها لحن، طول و سرنوشت متفاوتی دارند:

ویژگیمحتوای آگاهی‌بخشمحتوای خرید
مخاطبدر حال یادگیریدر حال انتخاب
نمونه‌ی موضوع«انبارگردانی چیست»«هزینه‌ی راه‌اندازی سیستم انبارداری»
حجم جست‌وجوبیشترکمتر
فاصله تا خریدماه‌هاروزها تا هفته‌ها
نقش در فروشساخت اعتماد و دیده شدنتولید مستقیم سرنخ

خطای رایج در تیم‌های کوچک این است که تقریباً همه‌ی بودجه‌ی محتوا صرف دسته‌ی اول می‌شود، چون نوشتنش راحت‌تر است و عدد بازدید بهتری می‌دهد. نتیجه: ترافیک بالا، سرنخ صفر.

قاعده‌ی عملی برای شروع: اگر ماهی چهار محتوا تولید می‌کنید، دست‌کم دوتایش باید محتوای خرید باشد — قیمت، مقایسه، انتخاب، اشتباه‌های رایج هنگام خرید. وقتی جریان سرنخ برقرار شد، می‌توانید سهم محتوای آگاهی‌بخش را بالا ببرید. همین منطق پشت انتخاب کلیدواژه‌ی دم‌بلند در سئو هم هست.

موضوع را از کجا بیاورید

موضوع خوب را از فهرست «ایده‌های محتوا» درنمی‌آورند؛ از سوال‌های واقعی مشتری بیرون می‌کشند. پنج منبعی که همین حالا در دسترس شماست:

  1. تماس‌های فروش. از تیم فروش بخواهید یک ماه هر سوالی را که بیش از دو بار شنیدند یادداشت کنند. این فهرست، ارزشمندترین دارایی محتوایی شرکت شماست.
  2. اعتراض‌ها و مخالفت‌ها. «گران است»، «الان وقتش نیست»، «با نمونه‌ی خارجی فرق دارد؟». هر اعتراض تکرارشونده یک محتواست که به‌جای شما جواب می‌دهد. مدیریت اعتراض مشتری نشان می‌دهد چطور جواب‌ها را استاندارد کنید.
  3. پیام‌های پشتیبانی. سوالی که مشتری فعلی می‌پرسد، سوالی است که مشتری بالقوه هم دارد — با این تفاوت که او هنوز از شما نمی‌پرسد، از گوگل می‌پرسد.
  4. دلایل شکست معامله‌ها. اگر ثبت می‌کنید، بهترین نقشه‌ی محتوایی را دارید. تمرکز شکست‌ها روی «زمان‌بندی» یعنی محتوایی لازم دارید که هزینه‌ی تعویق تصمیم را نشان دهد.
  5. تکمیل خودکار گوگل. عبارت اصلی حوزه‌تان را تایپ کنید و ادامه‌هایی را که پیشنهاد می‌شود بردارید. رایگان و نزدیک به زبان واقعی مخاطب فارسی‌زبان.

یک آزمون ساده قبل از نوشتن: اگر رقیب شما هم می‌توانست دقیقاً همین متن را با لوگوی خودش منتشر کند، آن متن ارزش نوشتن ندارد. چیزی که متن را غیرقابل‌کپی می‌کند، عدد واقعی، تجربه‌ی پروژه، و جزئیات فنی است — نه صفت‌های تعریفی.

تقویم محتوایی حداقلی برای تیم کوچک

تقویم‌های محتوایی معمولاً در هفته‌ی سوم رها می‌شوند چون از اول غیرواقعی بسته شده‌اند. برای شرکتی که نویسنده‌ی تمام‌وقت ندارد، این ریتم قابل‌دوام است:

هفتهکارزمان تقریبی
اولیک محتوای خرید (قیمت، مقایسه یا انتخاب)۳ تا ۴ ساعت
دومبازتوزیع محتوای هفته‌ی اول در کانال‌های دیگر۱ ساعت
سومیک محتوای کوتاه از جنس عیب‌یابی یا پرسش پرتکرار۲ ساعت
چهارمبه‌روزرسانی یک محتوای قدیمی + نگاه به عدد سرنخ ماه۱ تا ۲ ساعت

ماهی دو محتوای واقعی، ماندگارتر از هفته‌ای یک محتوای عجولانه است. و بند چهارم — به‌روزرسانی محتوای قدیمی — معمولاً بیشترین بازده را دارد و کمترین توجه را می‌گیرد: صفحه‌ای که قبلاً کمی دیده می‌شود، با اضافه شدن جدول قیمت به‌روز و دو پرسش تازه، سریع‌تر از هر محتوای جدیدی جلو می‌رود.

یک نکته‌ی اجرایی: نویسنده باید یک نفر مشخص باشد. محتوایی که «همه با هم» می‌نویسند، هیچ‌وقت منتشر نمی‌شود.

یک محتوا، چند کانال

بزرگ‌ترین اتلاف در بازاریابی محتوایی تیم‌های کوچک این است که یک متن سه‌ساعته فقط یک بار در وبلاگ منتشر می‌شود و تمام. یک محتوای خوب حداقل شش خروجی دارد:

  • مقاله‌ی کامل در سایت خودتان. این نسخه‌ی مرجع است؛ همه‌ی نسخه‌های دیگر باید به آن برگردند.
  • خلاصه‌ی تصویری برای اینستاگرام. سه تا پنج نکته‌ی اصلی. توضیح پست باید مسیر تماس را روشن کند، چون گفت‌وگوی دایرکت اگر ثبت نشود گم می‌شود.
  • نسخه‌ی متنی کوتاه برای تلگرام یا خبرنامه. همان محتوا با لحن مستقیم‌تر و یک لینک.
  • پست حرفه‌ای برای لینکدین، اگر مخاطبتان سازمانی است.
  • پاسخ آماده برای تیم فروش. وقتی مشتری همان سوال را در تماس می‌پرسد، کارشناس لینک را می‌فرستد. این کاربرد، بیشتر از هر کانال دیگری روی نرخ بسته شدن اثر می‌گذارد.
  • پایه‌ی رپورتاژ. نسخه‌ای بازنویسی‌شده برای انتشار در سایت‌های تخصصی — یکی از گزینه‌های تبلیغات آنلاین که با محتوای آماده هزینه‌ی کمتری دارد.

یک هشدار درباره‌ی پیامک: خط خدماتی برای ارسال محتوای تبلیغاتی نیست و استفاده‌ی نادرست از آن ریسک حقوقی دارد. اگر می‌خواهید محتوا را با پیامک هم پخش کنید، قواعدش را در کمپین پیامکی ببینید و خط تبلیغاتی و خدماتی را با هم قاطی نکنید.

محتوایی که تیم فروش هم به کارش می‌آید

در شرکت‌های کوچک، محتوا معمولاً پروژه‌ی بازاریابی است و فروش هیچ‌وقت خبر ندارد چه منتشر شده. این جدایی، نیمی از ارزش محتوا را از بین می‌برد. محتوایی که تیم فروش هم استفاده می‌کند، دو بار برای شما کار می‌کند: یک بار برای غریبه‌ای که از جست‌وجو می‌آید، یک بار وسط چانه‌زنی با مشتری‌ای که تقریباً تصمیم گرفته.

سه نوع محتوا دقیقاً برای همین ساخته می‌شوند:

  • مقایسه‌ی صادقانه‌ی گزینه‌ها. جایی که خودتان می‌نویسید در چه شرایطی راه‌حل شما مناسب نیست. متن‌هایی از این جنس، بیشتر از تعریف از خود اعتماد می‌سازند و کارشناس فروش هم راحت می‌تواند بفرستدشان.
  • مطالعه‌ی موردی با عدد. یک مشتری، وضعیت قبل، کاری که انجام شد، نتیجه‌ی قابل‌سنجش. اگر مشتری اجازه‌ی نام بردن نداد، صنعت و اندازه‌ی شرکت را بنویسید و نام را حذف کنید — بدون عدد ننویسید.
  • پاسخ مکتوب به گران بودن. اگر «قیمتتان بالاست» پرتکرارترین اعتراض شماست، یک متن که ساختار قیمت و چیزی که در آن هست را شفاف توضیح دهد، از هر تخفیفی مؤثرتر است.

یک قاعده‌ی ساده برای اینکه این پیوند برقرار بماند: هر محتوای تازه، همان روز انتشار در یک پیام کوتاه به تیم فروش معرفی شود با یک جمله که «این را کِی بفرستید». بدون این جمله، لینک‌ها هیچ‌وقت استفاده نمی‌شوند.

سنجش: از بازدید به سرنخ

سنجش محتوا با بازدید، معادل سنجش تبلیغات با تعداد نمایش است — عددی که همیشه بالا می‌رود و هیچ تصمیمی نمی‌سازد. زنجیره‌ی درست چهار حلقه دارد:

  1. هر محتوا یک مسیر تماس روشن داشته باشد. نه یک دکمه‌ی عمومی در پاورقی؛ یک دعوت مشخص که به همان موضوع مربوط باشد.
  2. صفحه‌ی مبدأ ثبت شود. فرم تماس باید بگوید بازدیدکننده از کدام صفحه آمده است.
  3. منبع روی رکورد سرنخ بماند تا مرحله‌ی برنده یا بازنده شدن معامله.
  4. ماهی یک بار گزارش بگیرید: کدام محتوا چند سرنخ داد و چند فروش.
معیار رایجمعیار مفید
تعداد بازدید ماهانهتعداد سرنخ از محتوا
تعداد پست منتشرشدهتعداد محتوایی که دست‌کم یک سرنخ داده
لایک و بازنشرتماس و پیام قابل پیگیری
مدت حضور در صفحهنرخ تبدیل بازدید به فرم پرشده

معمولاً بعد از سه ماه اندازه‌گیری، الگوی روشنی پیدا می‌شود: تعداد کمی از محتواها بیشتر سرنخ‌ها را می‌آورند. تصمیم درست این است که نسخه‌های بیشتری از همان‌ها بسازید و به‌روزشان نگه دارید، نه اینکه سراغ موضوع‌های تازه‌ی بی‌ربط بروید.

برای اینکه این گزارش ساخته شود، سرنخ‌ها باید در یک جا ثبت شوند و منبعشان مشخص باشد. در روکا منبع روی پرونده‌ی مخاطب و روی خود سرنخ می‌ماند و فهرست سرنخ‌ها روی همان منبع فیلتر می‌شود. تفکیک منبع در گزارش‌های آماده نیست؛ عدد هر منبع را از همان فهرستِ فیلترشده برمی‌دارید.

چهار اشتباهی که تولید را بی‌نتیجه می‌کند

  • تولید بدون توزیع. انتشار در سایت، توزیع نیست. محتوایی که پخش نشود، تا ماه‌ها بعد که موتور جست‌وجو پیدایش کند خوابیده است.
  • محتوای بدون فراخوان. مطلبی که خوب جواب می‌دهد ولی نمی‌گوید قدم بعدی چیست، خواننده را راضی می‌فرستد بیرون.
  • لحن تبلیغاتی. متنی که در آن هر بند تعریف از شرکت است، خوانده نمی‌شود. اعتماد از دقت می‌آید، نه از صفت.
  • رها کردن بعد از سه ماه. محتوا کانالی با بازده تأخیری است. تصمیم به توقف باید بعد از دیدن عدد سرنخ گرفته شود، نه از سر بی‌حوصلگی.

دو هفته‌ی اول

سه کار کافی است تا از حالت «هر از گاهی چیزی می‌نویسیم» بیرون بیایید: از تیم فروش فهرست ده سوال پرتکرار را بگیرید، دو موضوع از جنس محتوای خرید را از همان فهرست انتخاب کنید، و قبل از انتشار مطمئن شوید فرم تماس صفحه‌ی مبدأ را ثبت می‌کند. یک ماه بعد اولین عدد واقعی‌تان را دارید و می‌فهمید محتوا برای شما کانال است یا سرگرمی.

و اگر می‌خواهید محتوا را در کنار بقیه‌ی کانال‌ها بسنجید، فهرست کانال‌های جذب سرنخ چارچوب مقایسه را می‌دهد. برای تیم‌هایی که خودشان محتوا و تبلیغات مشتری را می‌سازند، سرنخِ همین کانال معمولاً از مسیر بریف و پروپوزال می‌گذرد — چیزی که در CRM آژانس تبلیغاتی جداگانه باز شده است.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط