رفتن به محتوای اصلی

تبلیغات آنلاین در ایران: گزینه‌ها و روش سنجیدنشان

تیم روکا۱۰ دقیقه مطالعه
تبلیغات آنلاین در ایران: گزینه‌ها و روش سنجیدنشان

بیشتر گزارش‌های تبلیغات آنلاین با «بازدید» تمام می‌شوند. تا وقتی کلیک به فروش ثبت‌شده وصل نشود، هیچ‌کدام از این اعداد تصمیم نمی‌سازند.

گزارش پایان ماه آژانس تبلیغاتی رسیده: دو میلیون نمایش، هجده هزار کلیک، نرخ کلیک بالاتر از میانگین صنعت. حالا یک سوال ساده بپرسید: از این هجده هزار کلیک چند فروش درآمد؟ اگر جواب روشنی ندارید، آن گزارش سنجش نیست؛ گزارش فعالیت است.

تبلیغات آنلاین برای کسب‌وکار ایرانی چند گزینه‌ی واقعی دارد و هر کدام کار متفاوتی می‌کند. ولی تفاوت بین شرکتی که از تبلیغات سود می‌گیرد و شرکتی که فقط پول می‌سوزاند، معمولاً در انتخاب پلتفرم نیست — در وجود یا نبود زنجیره‌ی ردیابی است.

چهار خطای سنجش که بودجه را می‌سوزاند

قبل از گزینه‌ها، چیزی که بیشتر بودجه‌ها را تلف می‌کند:

  • بازدید به‌جای فروش. نمایش و کلیک ورودی هستند، نه نتیجه. کمپینی با نصف کلیک ولی دو برابر فروش، کمپین برنده است.
  • میانگین گرفتن از همه‌ی کانال‌ها. وقتی همه‌ی تبلیغات در یک عدد «هزینه‌ی بازاریابی» جمع می‌شوند، کانال ضعیف پشت کانال قوی پنهان می‌ماند.
  • ندیدن کیفیت سرنخ. کمپینی که سیصد فرم پر می‌کند و همه‌شان خارج از منطقه‌ی خدمات‌رسانی شما هستند، بدتر از هیچ است چون وقت تیم را هم می‌گیرد.
  • قضاوت زودهنگام. اگر چرخه‌ی فروشتان شش هفته است، بستن کمپین بعد از ده روز یعنی هزینه را دادید و نتیجه را ندیدید.

گزینه‌های واقعی روی میز

تبلیغات جست‌وجو

مخاطب خودش دنبال راه‌حل می‌گردد، پس نیت خرید بالاست. نکته‌ی مهم برای بازار ایران این است که دسترسی مستقیم به پلتفرم تبلیغاتی گوگل برای یک شرکت ایرانی عملاً ممکن نیست و مسیرهای واسط ریسک حساب، هزینه‌ی کارمزد و ناپایداری خودشان را دارند. گزینه‌های داخلی شامل تبلیغات کلیکی روی موتورها و سرویس‌های جست‌وجوی داخلی و شبکه‌های تبلیغات متنی است.

مناسب برای: خدمات فوری و کالای مشخص. هشدار: عبارت‌های عمومی و پرکلیک معمولاً گران و کم‌بازده‌اند؛ عبارت‌های دقیق‌تر کلیک کمتر و فروش بیشتر می‌دهند. همان منطقی که در سئوی کسب‌وکار کوچک پشت کلیدواژه‌ی دم‌بلند است، اینجا هم صدق می‌کند.

تبلیغات نمایشی و بنری

شبکه‌های تبلیغاتی داخلی بنر شما را در سایت‌های عضو شبکه نشان می‌دهند. مدل هزینه معمولاً به‌ازای نمایش یا کلیک است.

مناسب برای: ساخت آشنایی با نام برند و بازارگردانی — یعنی نمایش دوباره به کسی که قبلاً وارد سایت شما شده. هشدار: برای تبدیل مستقیم به فروش ضعیف‌ترین گزینه است. اگر کسب‌وکار کوچکی هستید که فقط دنبال سرنخ می‌گردید، این آخرین کانالی است که باید سراغش بروید، نه اولین.

شبکه‌های اجتماعی و همکاری با صفحه‌های پرمخاطب

در ایران عملاً یعنی اینستاگرام و تلگرام. دو مدل دارد: تبلیغ در صفحه‌های پرمخاطب و اثرگذار، و تولید محتوای مداوم روی صفحه‌ی خودتان.

مناسب برای: محصولات دیدنی، تصمیم‌های سریع، مخاطب عام. هشدار: نوسان دسترسی به این پلتفرم‌ها در داخل ایران واقعی است و بخشی از مخاطب با ابزار واسط وارد می‌شود؛ یعنی آمار بازدید و منطقه‌ی جغرافیایی که پنل به شما می‌دهد لزوماً تصویر درستی نیست. برای تبلیغ در صفحه‌های دیگر، معیار انتخاب را «تعداد دنبال‌کننده» نگذارید؛ معیار درست تعداد پیام و تماس واقعی است که بعد از انتشار می‌گیرید.

رپورتاژ آگهی

مقاله‌ای که در سایت خبری یا تخصصی منتشر می‌شود و به سایت شما لینک می‌دهد. در ایران بازار جاافتاده‌ای دارد.

مناسب برای: اعتبارسازی و اثر بلندمدت روی نتایج جست‌وجو. هشدار: رپورتاژ تبلیغاتی که فقط تعریف شرکت است، تقریباً هیچ سرنخی نمی‌آورد. رپورتاژی که به یک سوال واقعی مخاطب جواب می‌دهد و در انتها راه ارتباط می‌گذارد، هم خوانده می‌شود هم تماس می‌آورد. این همان منطق بازاریابی محتوایی است، فقط در سایت دیگری.

همکاری در فروش

پرداخت پورسانت به کسی که فروش می‌آورد، نه به کسی که کلیک می‌آورد. برای فروش آنلاین قابل‌اندازه‌گیری، کم‌ریسک‌ترین مدل است چون هزینه فقط وقتی رخ می‌دهد که درآمد رخ داده باشد.

مناسب برای: فروشگاه‌های اینترنتی و محصولات با فرایند خرید کاملاً آنلاین. هشدار: اگر فروش شما تلفنی نهایی می‌شود، نسبت دادن فروش به همکار سخت می‌شود و باید از قبل قاعده‌ی روشنی برای انتساب بنویسید، وگرنه سر پورسانت اختلاف پیش می‌آید.

زنجیره‌ی ردیابی: از کلیک تا فروش

سنجش تبلیغات یک زنجیره است و با پاره شدن هر حلقه، کل زنجیره بی‌فایده می‌شود:

  1. کلیک با نشانه. برای هر کمپین یک لینک جدا با پارامتر منبع بسازید. اگر همه‌ی تبلیغ‌ها به صفحه‌ی اصلی می‌روند، از همین حلقه‌ی اول ردیابی مرده است.
  2. ورود به صفحه‌ی مقصد درست. تبلیغ «تعمیر یخچال» باید به صفحه‌ی تعمیر یخچال برود، نه به صفحه‌ی اصلی. هر کلیکی که مجبور شود در سایت بگردد، بخشی‌اش گم می‌شود.
  3. تبدیل به رکورد. فرم تماس، تماس تلفنی یا پیام. اگر فرم شش فیلد اجباری دارد، خودتان بخشی از سرنخ‌ها را حذف کرده‌اید — طراحی فرم تماسی که پر می‌شود این را باز کرده است.
  4. حفظ منبع تا انتها. منبع باید روی رکورد سرنخ بماند و تا «برنده» یا «بازنده» شدن معامله همراهش بیاید. این حلقه‌ای است که در بیشتر شرکت‌ها پاره است.

برای تماس تلفنی — که در ایران هنوز مهم‌ترین کانال تبدیل است — سوال «از کجا با ما آشنا شدید؟» جای پارامتر لینک را می‌گیرد. جوابش باید همان لحظه با گزینه‌های ثابت ثبت شود. در روکا این فیلد روی پرونده‌ی مخاطب می‌ماند و در گزارش‌ها قابل تفکیک است.

هزینه‌ی جذب مشتری چطور حساب می‌شود

هزینه‌ی جذب مشتری = کل هزینه‌ی کانال ÷ تعداد مشتری جدیدی که از همان کانال آمده

دقت کنید مخرج کسر «سرنخ» نیست، «مشتری» است. هزینه‌ی هر سرنخ عدد مفیدی برای مقایسه‌ی روزانه است، ولی تصمیم بودجه با هزینه‌ی هر مشتری گرفته می‌شود. یک مثال فرضی از یک شرکت خدماتی در یک فصل:

کانالهزینه (میلیون تومان)کلیکسرنخمشتریهزینه‌ی هر مشتری
تبلیغات جست‌وجو۲۴۴٬۸۰۰۱۶۰۱۲۲٫۰
بنری۱۸۹٬۵۰۰۹۵۳۶٫۰
صفحه‌های پرمخاطب۱۵—۲۱۰۷۲٫۱
رپورتاژ۹۱٬۱۰۰۳۸۶۱٫۵

اگر معیار «کلیک» بود، بنری قهرمان کمپین بود: تقریباً دو برابر تبلیغات جست‌وجو کلیک آورده با هزینه‌ی کمتر. با معیار «مشتری»، بنری گران‌ترین کانال است و کم‌سروصداترین کانال — رپورتاژ — ارزان‌ترین. اعداد این جدول فرضی‌اند، ولی این وارونه شدن ترتیب، اتفاق رایجی است وقتی برای اولین بار سنجش درست را برقرار می‌کنید.

یک قدم جلوتر: هزینه‌ی هر مشتری را با میانگین ارزش هر فروش مقایسه کنید. اگر هر مشتری دو میلیون هزینه دارد و میانگین فروش سه میلیون است، در ظاهر سود می‌کنید — تا وقتی هزینه‌ی تحویل خدمت را از آن کم نکرده‌اید. برای کسب‌وکارهایی که مشتری تکرارشونده دارند، مقایسه باید با ارزش کل عمر مشتری باشد نه با اولین فاکتور. آژانس‌های تبلیغاتی خودشان دقیقاً همین‌جا گیر می‌کنند (درآمدشان قرارداد ماهانه است، نه یک فاکتور) و ناچارند این زنجیره را دو بار نگه دارند: یک بار برای فروش خودشان و یک بار جدا برای هر کارفرما — ساختارش در CRM آژانس تبلیغاتی آمده است.

معیار غلط در برابر معیار درست

چیزی که معمولاً گزارش می‌شودچیزی که باید گزارش شود
تعداد نمایشتعداد سرنخ ثبت‌شده
نرخ کلیکنرخ تبدیل کلیک به سرنخ
هزینه‌ی هر کلیکهزینه‌ی هر مشتری جدید
تعداد دنبال‌کنندهتعداد تماس و پیام قابل پیگیری
رشد بازدید سایتسهم کانال از فروش فصل

ستون راست فقط وقتی قابل استخراج است که سرنخ‌ها در یک جا ثبت شوند و منبعشان مشخص باشد. گزارش منبع سرنخ در برابر فروش همین دو ستون را کنار هم می‌گذارد.

چطور بودجه‌ی تست ببندید

برای شرکت کوچکی که تازه شروع می‌کند، این چارچوب کار می‌کند:

  1. دو کانال، نه پنج تا. با بودجه‌ی محدود، پخش کردن پول روی پنج کانال یعنی هیچ‌کدام به عدد قابل‌قضاوت نمی‌رسد.
  2. مدت تست = حداقل یک چرخه‌ی کامل فروش، نه کمتر. اگر معمولاً شش هفته طول می‌کشد تا مشتری تصمیم بگیرد، تست شش‌هفته‌ای است.
  3. حد ضرر از قبل مشخص. قبل از شروع بنویسید «اگر تا پایان تست هزینه‌ی هر مشتری از X بالاتر بود، قطع می‌کنیم». تصمیم قطع در وسط کمپین همیشه احساسی می‌شود.
  4. یک متغیر در هر بار. اگر هم‌زمان متن تبلیغ، صفحه‌ی مقصد و کانال را عوض کنید، نمی‌فهمید کدام تغییر جواب داد.

قبل از افزایش بودجه، دو چیز را درست کنید

تبلیغات بیشتر، مشکل داخلی را بزرگ‌تر می‌کند نه حل. اگر تیم شما سرنخ‌ها را روز بعد تماس می‌گیرد، دو برابر کردن بودجه فقط تعداد سرنخ‌های از دست رفته را دو برابر می‌کند؛ سرعت پاسخ ارزان‌ترین اهرمی است که دارید. و اگر نرخ تبدیل پیش‌فاکتور به فروش شما پایین است، هر ریال تبلیغات با همان ضریب پایین ضرب می‌شود.

گام عملی این هفته: برای هر کمپین فعالی که دارید یک لینک مجزا بسازید، فیلد منبع را روی فرم و روی رکورد سرنخ اجباری کنید، و یک ماه بعد اولین جدول «هزینه‌ی هر مشتری به تفکیک کانال» را بسازید. تا آن جدول را نداشته باشید، هر تصمیمی درباره‌ی بودجه‌ی تبلیغات یک حدس گران‌قیمت است. اگر هنوز مطمئن نیستید کدام کانال‌ها اصلاً برای بازار شما مناسب‌اند، فهرست کانال‌های جذب سرنخ نقطه‌ی شروع بهتری است.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط