رفتن به محتوای اصلی

مدیریت تیم فروش: جلسه‌ی هفتگی، هدف‌گذاری و پورسانت

تیم روکا۱۳ دقیقه مطالعه
مدیریت تیم فروش: جلسه‌ی هفتگی، هدف‌گذاری و پورسانت

مدیر فروش خوب نتیجه را مدیریت نمی‌کند؛ فعالیت‌هایی را مدیریت می‌کند که نتیجه می‌سازند.

نتیجه‌ی فروش یک شاخص تأخیری است: وقتی می‌بینیدش، دیگر برای تغییرش دیر شده. چیزی که می‌شود مدیریت کرد، فعالیت‌هایی است که آن نتیجه را می‌سازند — تعداد تماس، سرعت پاسخ به سرنخ، انضباط پیگیری.

تفاوت مدیر فروش با کارشناس ارشد فروش هم دقیقاً همین‌جاست. کارشناس ارشد معامله‌ها را می‌بندد؛ مدیر فروش سیستمی می‌سازد که در آن معامله‌ها بسته می‌شوند. شرکت‌های کوچک معمولاً بهترین فروشنده‌شان را مدیر می‌کنند و بعد هم یک فروشنده‌ی خوب از دست می‌دهند و هم مدیر خوبی به‌دست نمی‌آورند. مشکل انتخاب آدم نیست؛ کسی به او نگفته کار جدیدش دقیقاً چیست.

هفته‌ی مدیر فروش چه شکلی است

کار مدیر فروش را می‌شود به چند بلوک زمانی مشخص شکست. عددهای زیر پیشنهادی‌اند و باید با اندازه‌ی تیم شما تنظیم شوند، ولی نسبت‌ها معمولاً درست می‌مانند:

بلوکزمانخروجی مشخص
جلسه‌ی گروهی هفتگی۳۰ دقیقه، هفته‌ای یک بارهر معامله‌ی راکد یا قدم بعدی گرفت یا بسته شد
جلسه‌ی یک‌به‌یک۲۰ دقیقه با هر نفر، هر دو هفتهیک مهارت مشخص برای تمرین
گوش دادن به تماس‌ها۴۵ دقیقه در هفتهدو بازخورد مشخص و قابل اجرا
بازبینی صف پیگیری۱۰ دقیقه در روزهیچ سرنخ تازه‌ای بی‌پاسخ نمانده
بازبینی گزارش‌ها۳۰ دقیقه در هفتهیک تصمیم، نه یک تحلیل

ستون سوم مهم‌ترین ستون است. هر بلوکی که خروجی مشخص ندارد، در اولین هفته‌ی شلوغ حذف می‌شود و دیگر برنمی‌گردد.

جلسه‌ی هفتگی فروش در ۳۰ دقیقه

جلسه‌ی فروشی که به گزارش‌دهی نوبتی تبدیل می‌شود، وقت تلف کردن است. ساختار پیشنهادی:

  1. ۵ دقیقه — عدد هفته. فروش بسته‌شده و فرصت‌های جدید. فقط عدد، بدون توضیح.
  2. ۱۵ دقیقه — معامله‌های راکد. از روی صفحه‌ی کاریز، نه از روی حافظه. هر معامله یا قدم بعدی می‌گیرد یا بسته می‌شود.
  3. ۵ دقیقه — موانع. چه چیزی خارج از کنترل کارشناس، معامله را متوقف کرده؟ (تأخیر انبار، نبود پاسخ فنی)
  4. ۵ دقیقه — یک درس. یک معامله‌ی برده یا باخته و اینکه چه چیزی از آن یاد گرفتیم.

یک قانون که همه‌چیز را عوض می‌کند: معامله‌ای که در سیستم نیست، در جلسه بحث نمی‌شود. این تنها اهرمی است که بدون هیچ هزینه‌ای، کیفیت داده را بالا می‌برد. اولین جلسه‌ای که این قانون را اجرا کنید سخت می‌گذرد و ممکن است نصف جلسه ساکت بماند؛ همان سکوت، دقیق‌ترین گزارشی است که تا امروز از وضعیت داده‌تان گرفته‌اید.

آن‌چه باید قبل از جلسه آماده باشد

سه چیز قبل از شروع باید روی میز باشد: معامله‌هایی که بیش از حد معمول در یک مرحله مانده‌اند، سرنخ‌های تازه‌ای که هنوز اولین تماسشان انجام نشده، و یک معامله‌ی بسته‌شده که ارزش تشریح دارد. اگر ابزار شما این سه فهرست را آماده نشان ندهد، مدیر باید نیم‌ساعت قبل از جلسه گزارش بسازد — و همان نیم‌ساعت است که جلسه را بعد از دو ماه تعطیل می‌کند. ما به همین دلیل هشدار رکود را داخل خودِ کانبان معامله گذاشته‌ایم، نه در یک گزارش جداگانه.

چهار چیزی که در جلسه‌ی گروهی جا ندارد

  • بازخورد فردی منفی. نتیجه‌اش دفاعی‌شدن است، نه اصلاح رفتار. جای این حرف، جلسه‌ی یک‌به‌یک است.
  • حل مسئله‌ی فنی یک معامله‌ی خاص. پنج نفر منتظر می‌مانند تا دو نفر یک قیمت‌گذاری را حل کنند. بعد از جلسه بگذاریدش.
  • گزارش‌دهی نوبتی. اگر هر نفر به‌ترتیب بگوید این هفته چه کرده، هیچ تصمیمی از جلسه بیرون نمی‌آید.
  • اعلام تغییر پورسانت. تغییر قاعده‌ی درآمد آدم‌ها، خبری نیست که لای بحث معامله‌ها گفته شود. جلسه‌ی مستقل می‌خواهد.

جلسه‌ی یک‌به‌یک: جایی که مربی‌گری واقعاً اتفاق می‌افتد

جلسه‌ی گروهی وضعیت کاریز را مدیریت می‌کند؛ رشد مهارت در جلسه‌ی یک‌به‌یک اتفاق می‌افتد. بیست دقیقه هر دو هفته کافی است، به شرطی که ساختار داشته باشد:

  1. پنج دقیقه — عددهای خودش. فعالیت و نتیجه‌ی همان کارشناس، بدون مقایسه‌ی علنی با بقیه.
  2. ده دقیقه — یک تماس واقعی. یک تماس ضبط‌شده یا یک معامله‌ی باخته را با هم مرور کنید. مشخص و موردی، نه کلی.
  3. پنج دقیقه — یک تعهد. فقط یک چیز که تا جلسه‌ی بعد تمرین می‌شود. سه تا تعهد یعنی هیچ تعهدی.

اشتباه رایج این است که مدیر همین‌جا هم شروع می‌کند به مرور فهرست معامله‌ها. آن کار در جلسه‌ی گروهی انجام شده؛ این بیست دقیقه فقط برای مهارت است.

هدف‌گذاری: فعالیت در کنار نتیجه

هدف فقط روی عدد فروش، دو مشکل دارد: برای کارشناس تازه‌کار دست‌نیافتنی است، و در ماه‌های بد هیچ راهنمایی نمی‌دهد. ترکیب سالم‌تر:

نوع هدفنمونهچرا
فعالیت۴۰ تماس مؤثر در هفتهکاملاً در کنترل کارشناس
کیفیت۹۰٪ معامله‌های باز قدم بعدی دارندانضباط پیگیری
نتیجهمبلغ فروش ماهانههدف نهایی

عدد فعالیت را از عدد فروش دربیاورید، نه از حدس

هدف فعالیتی که از سقف آسمان آمده باشد، در هفته‌ی سوم رها می‌شود. راه درست، محاسبه‌ی معکوس از هدف فروش است. یک مثال کاملاً فرضی برای نشان دادن روش:

  • هدف ماهانه‌ی تیم: ۲۰۰ میلیون تومان.
  • میانگین مبلغ هر معامله‌ی بسته‌شده در داده‌ی خودتان: ۲۰ میلیون تومان ← ماهی ۱۰ معامله لازم است.
  • نرخ تبدیل سرنخ واجد شرایط به معامله‌ی بسته: ۲۰ درصد ← ماهی ۵۰ سرنخ واجد شرایط لازم است.
  • از هر سه سرنخ خام، یکی واجد شرایط می‌شود ← ماهی ۱۵۰ سرنخ خام.
  • تقسیم بر چهار هفته و بر سه کارشناس ← حدود ۱۳ سرنخ خام در هفته برای هر نفر.

حالا عدد فعالیت معنا دارد و می‌شود درباره‌اش بحث کرد: یا باید سرنخ بیشتری وارد شود، یا نرخ تبدیل بالا برود، یا هدف فروش واقع‌بینانه‌تر شود. بدون این محاسبه، هر سه گزینه به یک شعار تبدیل می‌شوند. فرمول و راه‌های بهبود نرخ تبدیل در نرخ تبدیل فروش آمده و انتخاب خودِ سنجه‌ها در شاخص‌های کلیدی فروش.

سه قاعده برای هدف فعالیت

  • عدد باید از داده‌ی خودتان بیاید. میانگین صنعت، میانگین شرکت‌هایی است که محصولشان، قیمتشان و کانال سرنخشان با شما فرق دارد.
  • هدف فعالیت کف است، نه سقف. کسی که با ۲۵ تماس به نتیجه می‌رسد را مجبور به ۴۰ نکنید؛ ببینید چه کار متفاوتی می‌کند.
  • «تماس مؤثر» را تعریف کنید. بدون تعریف، عدد قابل بازی‌کردن است. تعریف پیشنهادی: تماسی که با خودِ تصمیم‌گیرنده انجام شده و نتیجه‌اش همان روز در سیستم ثبت شده. اینکه چقدر زود به یک سرنخ تازه جواب می‌دهید هم به‌اندازه‌ی تعداد تماس‌ها اثر دارد — زمان پاسخ به سرنخ.

پورسانت: طراحی، نه فرمول‌بازی

پورسانت یک ابزار انگیزشی نیست؛ یک ابزار جهت‌دهی است. هر ساختار پورسانتی دقیقاً همان رفتاری را زیاد می‌کند که به آن پول می‌دهد، حتی اگر آن رفتار به ضرر شرکت باشد. پس قبل از نوشتن فرمول، سه سوال را جواب بدهید: چه رفتاری باید بیشتر شود؟ پول واقعاً کِی وارد حساب شرکت می‌شود؟ و کارشناس چه بخشی از نتیجه را واقعاً کنترل می‌کند؟

چهار اشتباه رایج

  • پورسانت فقط بر مبلغ فروش. تیم را به سمت تخفیف دادن هل می‌دهد. اگر ممکن است، پایه را حاشیه‌ی سود بگذارید نه مبلغ. اگر افشای حاشیه‌ی سود ممکن نیست، برای تخفیف بالای یک حد پله‌ی پورسانت را کم کنید — سیاست تخفیف.
  • پرداخت قبل از وصول. پورسانت روی فاکتوری که پولش نیامده، ریسک را به شرکت منتقل می‌کند. وصول مطالبات باید در معادله باشد.
  • فرمول پیچیده. اگر کارشناس نتواند پورسانتش را در ذهنش تخمین بزند، انگیزه‌ای نمی‌سازد. آزمون ساده: از دو نفر بخواهید پورسانت ماه قبلشان را روی کاغذ حساب کنند. اگر با فیش حقوقی نخواند، فرمول پیچیده است.
  • تغییر مکرر قواعد. هر تغییر وسط سال، اعتماد را از بین می‌برد و اثرش بیشتر از سودش است. اگر مجبور به تغییر شدید، معامله‌های در جریان را با قاعده‌ی قبلی تسویه کنید.

یک ساختار ساده که معمولاً جواب می‌دهد

جزءمبنازمان پرداخت
حقوق ثابتمستقل از فروشماهانه
پورسانت اصلیدرصدی از حاشیه‌ی سود معاملهبعد از وصول
پاداش کیفیتتحقق هدف فعالیت و کامل بودن ثبت‌هافصلی
پاداش تیمیتحقق هدف کل تیمفصلی

سه نکته: حقوق ثابت باید به‌تنهایی زندگی را بچرخاند، چون کارشناسِ نگران اجاره‌خانه فروش تهاجمی و کوتاه‌مدت می‌کند؛ پاداش کیفیت عمداً کوچک است، چون کافی است رفتار درست را علامت بزند نه اینکه آن را بخرد؛ و پاداش تیمی جلوی پنهان‌کردن سرنخ خوب از بقیه را می‌گیرد.

در کسب‌وکارهایی که پورسانت جزء اصلی درآمد کارشناس است — مثل دفاتر املاک — یک بند اضافه لازم است: قاعده‌ی روشن تقسیم پورسانت وقتی دو نفر روی یک معامله کار کرده‌اند. بدون آن، هر معامله‌ی بزرگ به یک دعوا تبدیل می‌شود.

کارشناس جدید: سی روز اول

رفتن کارشناس فروش در ماه‌های اول، بیشتر از آنکه به انتخاب اشتباه ربط داشته باشد، به ورود بی‌برنامه ربط دارد. کسی که هفته‌ی اول رها شود، هفته‌ی چهارم هنوز نمی‌داند محصول را چطور توضیح بدهد.

قبل از روز اول

چهار چیز باید آماده باشد: دسترسی به سیستم با نقش درست، فهرست ده معامله‌ی برده و ده معامله‌ی باخته که ارزش خواندن دارند، سه تماس ضبط‌شده‌ی خوب، و یک صفحه کاغذ که می‌گوید موفقیت در ماه اول یعنی چه.

چهار هفته

  1. هفته‌ی ۱ — تماشا. گوش دادن به تماس‌های واقعی و خواندن ده معامله‌ی برده و ده معامله‌ی باخته در سیستم. خروجی هفته: بتواند در دو دقیقه توضیح بدهد ما چه می‌فروشیم و به چه کسی نمی‌فروشیم.
  2. هفته‌ی ۲ — تمرین کم‌ریسک. تماس با سرنخ‌های سرد یا قدیمی. اینجا خرابی هزینه‌ی زیادی ندارد و یادگیری‌اش واقعی است. روش کار روی این سرنخ‌ها در احیای سرنخ سرد آمده. خروجی هفته: ده تماس ثبت‌شده با قدم بعدی.
  3. هفته‌ی ۳ — سرنخ واقعی با بازبینی. سرنخ‌های تازه، اما با مرور روزانه‌ی ثبت‌های او. بازخورد باید همان روز داده شود، نه در جلسه‌ی آخر ماه.
  4. هفته‌ی ۴ — مسئولیت کامل با هدف فعالیت. هدف این ماه فعالیت است، نه مبلغ فروش. گذاشتن هدف فروش در ماه اول فقط عددی می‌سازد که هر دو طرف می‌دانند محقق نمی‌شود.

دسترسی به تاریخچه‌ی معامله‌های قبلی، سریع‌ترین راه آموزش است — به شرطی که آن تاریخچه ثبت شده باشد. این یکی از بازده‌های پنهان یک CRM سالم است: کارشناس جدید به‌جای شنیدن خاطرات همکارانش، خودش پنجاه معامله‌ی واقعی را می‌خواند. انتخاب خودِ آدم، بحث جداگانه‌ای است که در استخدام کارشناس فروش آمده.

نشانه‌های هشدار در تیم

این هفت نشانه زودتر از عدد فروش پیدا می‌شوند. ستون سوم مهم‌تر از ستون اول است: دیدن نشانه بدون اقدام، فقط نگرانی تولید می‌کند.

نشانهمعنای محتملاولین اقدام
فهرست شخصی موازی نگه داشته می‌شودسیستم رسمی کار را سخت‌تر کرده استفیلدهای اجباری را بشمارید و نصف کنید
جلسه‌ی هفتگی از ۴۵ دقیقه می‌گذردجلسه به گزارش‌دهی تبدیل شدهبحث معامله‌ی خاص را به یک‌به‌یک منتقل کنید
بیشتر فروش‌ها هفته‌ی آخر ماه بسته می‌شوندفشار مصنوعی، معمولاً با تخفیف اضافهتخفیف هفته‌ی آخر را جدا گزارش بگیرید
هیچ‌کس دلیل شکست معامله‌ها را نمی‌دانددلیل شکست ثبت نمی‌شودثبت دلیل شکست را اجباری کنید
یک نفر همیشه بالای جدول، بقیه ثابت پاییننبود مربی‌گری، نه نبود استعدادتماس‌های نفر اول را با بقیه گوش کنید
سرنخ تازه بیش از یک روز بی‌پاسخ می‌ماندمالکیت سرنخ روشن نیستقاعده‌ی تخصیص و مهلت پاسخ بگذارید
تیم فروش داده وارد نمی‌کندورود داده هزینه دارد و سودش برای خود کارشناس روشن نیستریشه‌ها را در این مقاله ببینید

وجه مشترک چند مورد آخر این است که ابزار روزمره با کار روزمره جور نیست. اگر صفحه‌ی اول سیستم به‌جای نمودار فهرست کار امروز باشد و دلیل شکست در همان لحظه‌ی بستن معامله ثبت شود، بیشتر این نشانه‌ها ظاهر نمی‌شوند — صف امروز و گزارش دلایل شکست.

جمع‌بندی

مدیریت تیم فروش سه تصمیم است، نه سی تا: یک جلسه‌ی کوتاه که از روی داده‌ی واقعی برگزار می‌شود، یک هدف فعالیت که با محاسبه از هدف فروش درآمده، و یک پورسانت که بعد از وصول پرداخت می‌شود و کارشناس خودش می‌تواند حسابش کند.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط