رفتن به محتوای اصلی

وصول مطالبات: فرایندی که رابطه با مشتری را خراب نمی‌کند

تیم روکا۱۱ دقیقه مطالعه
وصول مطالبات: فرایندی که رابطه با مشتری را خراب نمی‌کند

مطالبات معوق معمولاً نه به‌خاطر بدحسابی، بلکه به‌خاطر نبود یک فرایند یادآوری منظم انباشته می‌شوند.

در بیشتر کسب‌وکارهای کوچک، پیگیری طلب کاری است که «هر وقت یادمان بیفتد» انجام می‌شود؛ یعنی وقتی فشار نقدینگی زیاد شود. نتیجه‌اش دو چیز است: نقدینگی نامنظم و مکالمه‌های ناخوشایندی که رابطه‌ی فروش را خراب می‌کنند.

راه‌حل تکنیک مذاکره نیست؛ یک نردبان یادآوری از پیش تعریف‌شده است که بدون احساسات اجرا شود. وقتی فرایند از قبل نوشته شده باشد، هیچ تماسی «تصمیم شخصی» نیست و همین، تنش را از رابطه بیرون می‌کشد.

اول بفهمید چرا عقب افتاده

سه دلیل کاملاً متفاوت پشت یک تأخیر پرداخت وجود دارد و برخورد یکسان با هر سه، رایج‌ترین اشتباه است.

دلیلچطور تشخیص می‌دهیدبرخورد درست
فراموشیبا اولین یادآوری واریز می‌شودفقط سیستم یادآوری؛ هیچ گفت‌وگویی لازم نیست
فرایند داخلی مشتریمی‌گوید «باید به تأیید برسد» یا «چرخه‌ی پرداختمان اول ماه است»تاریخ چرخه را ثبت کنید و یادآوری را با آن هماهنگ کنید
مشکل نقدینگی واقعیتعهد می‌دهد و عمل نمی‌کند، بار دوم و سومبرنامه‌ی پرداخت مرحله‌ای و توقف اعتبار جدید

دسته‌ی اول بیشترین سهم را دارد و ارزان‌ترین درمان را: یک پیام قبل از سررسید. دسته‌ی دوم اصلاً مشکل نیست، فقط اطلاعات کم دارید — اگر بدانید حسابداری مشتری فقط پنج‌شنبه‌ها پرداخت می‌کند، دیگر چهارشنبه تماس نمی‌گیرید. فقط دسته‌ی سوم به مذاکره‌ی واقعی نیاز دارد.

نردبان یادآوری

زمانکانالچه کسیلحن و هدف
۳ روز مانده به سررسیدپیامکسیستم، خودکاریادآوری خنثی
روز سررسیدپیامکسیستم، خودکاراطلاع‌رسانی
۳ روز بعد از سررسیدتماسکارشناس فروشِ همان مشتریپرسیدن، نه مطالبه: «مشکلی در پرداخت پیش آمده؟»
۱۰ روز بعدتماس + پیام کتبیکارشناس فروشتعیین تاریخ مشخص پرداخت و مکتوب‌کردنش
۲۰ روز بعدتماسمدیر فروش یا مالیتغییر سطح گفت‌وگو؛ اعلام توقف اعتبار جدید
۳۰ روز بعدمکاتبه‌ی رسمیمدیریتاعلام توقف خدمات یا ارجاع

نکته‌ی کلیدی این است که یادآوری قبل از سررسید بیشترین اثر را دارد و کمترین تنش را می‌سازد. بیشتر تأخیرها فراموشی است، نه بدحسابی.

سه قاعده که نردبان را از کار نمی‌اندازد:

  • هیچ پله‌ای را نپرید و هیچ پله‌ای را تکرار نکنید. پنج بار تماس در پله‌ی سوم یعنی نردبان تبدیل به یک حلقه‌ی بی‌پایان شده و مشتری یاد می‌گیرد پیامدی ندارد.
  • تغییر نفر، مهم‌تر از تغییر لحن است. وقتی تماس از کارشناس به مدیر منتقل می‌شود، پیام جدی‌بودن بدون هیچ کلمه‌ی تندی منتقل می‌شود.
  • پله‌ها را برای همه یکسان اجرا کنید. استثنا قائل شدن برای مشتری بزرگ، دقیقاً همان‌جایی است که بیشترین طلب انباشته می‌شود.

متن پیام‌ها

پیام یادآوری خوب سه چیز دارد: مبلغ، شماره‌ی فاکتور و تاریخ. بدون این سه، مشتری باید جست‌وجو کند و همین یعنی تأخیر.

فاکتور ۱۴۰۵-۲۳۸ به مبلغ ۱۲٬۴۰۰٬۰۰۰ تومان، سررسید ۵ شهریور. با تشکر — شرکت نمونه

برای پله‌ی بعد از سررسید، همین ساختار با یک جمله‌ی بیشتر کافی است:

فاکتور ۱۴۰۵-۲۳۸ به مبلغ ۱۲٬۴۰۰٬۰۰۰ تومان در تاریخ ۵ شهریور سررسید شده است. در صورت واریز، این پیام را نادیده بگیرید. — شرکت نمونه

و پیام تأیید بعد از تماس، که مهم‌ترین پیام کل نردبان است:

طبق صحبت امروز، مبلغ فاکتور ۱۴۰۵-۲۳۸ روز پنج‌شنبه ۱۲ شهریور واریز می‌شود. — شرکت نمونه

سه چیزی که در پیام یادآوری نباید بنویسید: تهدید («در غیر این صورت اقدام قانونی می‌شود») در پله‌های اول، عبارت‌های عاطفی («لطفاً به وضعیت ما فکر کنید»)، و متن طولانی که خوانده نمی‌شود.

در روکا این یادآوری‌ها به‌صورت پیامک خودکار با قالب مشخص ارسال می‌شوند، پس نه فراموش می‌شوند و نه کسی باید فهرست جدا نگه دارد. پیگیری‌های تماسی هم در همان صف امروز کنار بقیه‌ی کارها می‌نشینند و از قلم نمی‌افتند.

یک نکته‌ی قانونی که رعایتش لازم است: پیام یادآوری بدهی پیام خدماتی است و باید از خط خدماتی و با قالب مشخص ارسال شود. فرستادن پیام تبلیغاتی روی همین خط، ریسک قانونی دارد. تفکیک این دو را در پیامک یادآوری بدهی توضیح داده‌ایم.

پنج قاعده‌ی گفت‌وگو

  1. اول بپرسید، بعد مطالبه کنید. «مشکلی پیش آمده؟» معمولاً یا فراموشی را یادآوری می‌کند یا یک مشکل واقعی را رو می‌کند که می‌شود برایش راه‌حل گذاشت.
  2. همیشه با یک تاریخ مشخص تمام کنید. «به‌زودی واریز می‌کنم» یعنی هیچ. «پنج‌شنبه» یعنی چیزی که می‌شود پیگیری کرد.
  3. تعهد را مکتوب کنید. یک پیام کوتاه بعد از تماس. این جمله بعداً همه‌ی بحث‌ها را تمام می‌کند.
  4. سکوت را نشکنید. بعد از اینکه مبلغ و تاریخ را گفتید، منتظر جواب بمانید. پر کردن سکوت با «البته اگر برایتان سخت است...» همان‌جا مهلت جدید می‌دهد.
  5. هیچ‌وقت مذاکره‌ی تخفیف را با مذاکره‌ی وصول قاطی نکنید. اگر بدهی معوق با تخفیف تسویه شود، به مشتری آموزش داده‌اید که تأخیر سودآور است. بحث قیمت جای دیگری است — مذاکره‌ی قیمت.

چهار جوابی که همیشه می‌شنوید و پاسخ عملی هرکدام:

می‌گویدمی‌گویید
«فاکتور به دستم نرسیده»«الان دوباره می‌فرستم. با فرض اینکه امروز برسد، چه تاریخی واریز می‌شود؟»
«حسابدارمان نیست»«کی برمی‌گردد؟ همان روز دوباره تماس می‌گیرم.» و تماس را واقعاً همان روز بگیرید.
«این هفته نقدینگی نداریم»«بخشی‌اش را این هفته و بقیه را هفته‌ی بعد می‌توانید؟» پرداخت جزئی از تعویق کامل بهتر است.
«روی کیفیت کار ایراد داریم»«ایراد را همین امروز بررسی می‌کنیم. مبلغ بخش بی‌اختلاف را جدا واریز کنید.»

ردیف آخر مهم است: ایراد کیفی گاهی واقعی است و گاهی بهانه‌ی تأخیر. تفکیک مبلغ مورد اختلاف از کل فاکتور، هر دو حالت را حل می‌کند.

پیشگیری، ارزان‌تر از وصول

  • شرط پرداخت را در پیش‌فاکتور بنویسید، نه شفاهی. «۵۰٪ پیش‌پرداخت، مابقی ۱۵ روز پس از تحویل». نوشتن این جمله در پیش‌فاکتور بیشتر از هر تماسی در وصول اثر دارد.
  • سقف اعتبار برای هر مشتری تعیین کنید. یک قاعده‌ی ساده که در عمل کار می‌کند: سقف اعتبار هر مشتری برابر با میانگین خرید ماهانه‌اش. فرض کنید مشتری‌ای ماهی ۲۰ میلیون تومان خرید می‌کند؛ تا وقتی مانده‌ی بازپرداخت‌نشده‌اش زیر ۲۰ میلیون است، سفارش بعدی اعتباری ثبت می‌شود و بالاتر از آن نقدی. این قاعده بحث را از «اعتماد» به «رویه» منتقل می‌کند و کارشناس فروش را از موضع بد بیرون می‌آورد.
  • فاکتور را همان روز صادر کنید. فاکتور دیرهنگام، پرداخت دیرهنگام می‌سازد. چند روز تأخیر در صدور، مستقیماً به میانگین دوره‌ی وصول اضافه می‌شود.
  • شرط پرداخت را در قرارداد هم بیاورید. برای معامله‌های بزرگ، بندهای پرداخت و ضمانت اجرا باید مکتوب باشد — قرارداد فروش.
  • مشتری تازه را با شرط سخت‌تر شروع کنید. اعتبار چیزی است که به‌مرور باز می‌شود، نه چیزی که در اولین سفارش داده می‌شود.

در کسب‌وکارهایی که فروش اعتباری قاعده است — پخش، بازرگانی، تأمین تجهیزات — این پنج مورد تفاوت بین سود روی کاغذ و پول در حساب است. صفحه‌ی CRM پخش و توزیع حول همین چرخه چیده شده است.

شاخص‌هایی که باید بسنجید

سه عدد کافی است و هر سه را می‌شود ماهانه از فهرست فاکتورها درآورد.

میانگین دوره‌ی وصول. از تاریخ فاکتور تا واریز، به‌طور میانگین چند روز طول می‌کشد؟ این عدد را برای فاکتورهای وصول‌شده‌ی ماه محاسبه کنید. اگر شرط پرداختتان ۱۵ روز است و میانگین ۳۴ روز درمی‌آید، یعنی نوزده روز نقدینگی شما در دست مشتری‌هاست.

سهم فاکتورهای پرداخت‌شده در موعد. اگر این عدد زیر ۷۰ درصد باشد، مشکل ساختاری است نه موردی — یعنی شرط پرداخت شما با واقعیت مشتری‌ها نمی‌خواند یا اصلاً اجرا نمی‌شود.

سن مطالبات. مهم‌ترین جدول کل این بحث. مانده‌ی طلب را بر اساس روزهای گذشته از سررسید دسته کنید. یک نمونه‌ی فرضی:

بازهمبلغ (میلیون تومان)سهمتفسیر و اقدام
هنوز سررسید نشده۲۴۰۴۸٪سالم — فقط یادآوری خودکار قبل از سررسید
۱ تا ۳۰ روز۱۵۰۳۰٪طبیعی — نردبان یادآوری کارش را می‌کند
۳۱ تا ۹۰ روز۷۵۱۵٪هشدار — تماس مدیر و توقف اعتبار جدید
بالای ۹۰ روز۳۵۷٪تعیین تکلیف — برنامه‌ی پرداخت یا ارجاع

چیزی که این جدول نشان می‌دهد و عدد کل طلب پنهانش می‌کند: در این مثال ۵۰۰ میلیون تومان مطالبات وجود دارد، ولی ۱۱۰ میلیون تومانش (۲۲ درصد) در بازه‌ی خطر است. اگر ماه بعد همین جدول را بسازید و سهم دو ردیف آخر بزرگ‌تر شده باشد، مشکل در حال رشد است — حتی اگر فروش بالا رفته باشد. رابطه‌ی این عددها با برنامه‌ریزی پول در مدیریت نقدینگی باز شده است.

مطالبات بالای ۹۰ روز: تعیین تکلیف، نه پیگیری بی‌پایان

طلبی که سه ماه از سررسیدش گذشته، دیگر با تماس هفتگی وصول نمی‌شود و هر تماس اضافه فقط وقت کارشناس را می‌گیرد. سه مسیر واقعی وجود دارد و باید یکی را انتخاب کنید:

  1. برنامه‌ی پرداخت مرحله‌ای مکتوب. مبلغ را به چند قسط تقسیم کنید با تاریخ مشخص. اولین قسطی که عقب بیفتد، مسیر عوض می‌شود.
  2. توقف کامل خدمات یا تحویل. این تنها اهرمی است که در بیشتر موارد جواب می‌دهد، به شرطی که از قبل در قرارداد آمده باشد.
  3. ارجاع رسمی. با پذیرش اینکه رابطه‌ی تجاری تمام شده است. قبل از این تصمیم، مبلغ طلب را با هزینه و زمان پیگیری مقایسه کنید.

بدترین انتخاب، انتخاب‌نکردن است: نگه‌داشتن طلب در فهرست به امید اینکه روزی وصول شود، هم نقدینگی را قفل می‌کند و هم گزارش‌های شما را غیرواقعی نگه می‌دارد.

ارتباط با فروش

وصول مطالبات را از فروش جدا نکنید. کارشناسی که معامله را بسته، بهترین رابطه را با مشتری دارد و اولین یادآوری از طرف او مؤثرتر و کم‌تنش‌تر است. جدا کردن کامل این دو باعث می‌شود واحد مالی با مشتری‌ای حرف بزند که نمی‌شناسدش و کارشناس فروش هیچ‌وقت پیامد فروش بد را نبیند.

یک اهرم ساختاری هم وجود دارد: پورسانت را به وصول گره بزنید نه به صدور فاکتور. وقتی پورسانت بعد از واریز پرداخت شود، کیفیت مشتری‌هایی که تیم می‌آورد خودبه‌خود بالا می‌رود. جزئیاتش در مدیریت تیم فروش آمده است.

در روکا پیش‌فاکتور برای همان مخاطب ساخته می‌شود و با یک کلیک به فاکتور تبدیل می‌شود، پس تاریخچه‌ی مالی و تاریخچه‌ی گفت‌وگو در یک جا کنار هم می‌مانند و کسی برای پیگیری طلب مجبور نیست بین دو سیستم جابه‌جا شود.

جمع‌بندی

وصول مطالبات مهارت مذاکره نمی‌خواهد؛ فرایند می‌خواهد. یادآوری قبل از سررسید، نردبانی که استثنا ندارد، شرط پرداخت مکتوب، سقف اعتبار مبتنی بر قاعده، و یک جدول سن مطالبات که ماهانه ساخته می‌شود. اگر این پنج‌تا سر جایشان باشند، مکالمه‌های ناخوشایند تقریباً حذف می‌شوند — چون تا قبل از رسیدن به آن نقطه، پول رسیده است.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط