رفتن به محتوای اصلی

قرارداد فروش: بندهایی که یک قرارداد ساده باید داشته باشد

تیم روکا۱۲ دقیقه مطالعه
قرارداد فروش: بندهایی که یک قرارداد ساده باید داشته باشد

پیش‌فاکتور می‌گوید چه چیزی به چه قیمتی. قرارداد می‌گوید اگر کار طبق برنامه پیش نرفت، چه اتفاقی می‌افتد. اختلاف‌ها دقیقاً در همین فاصله ساخته می‌شوند.

هر معامله‌ای که از یک تحویل ساده‌ی نقدی فراتر برود، دیر یا زود به یک سوال می‌رسد: «قرار ما دقیقاً چه بود؟» اگر پاسخ این سوال فقط در حافظه‌ی دو نفر باشد، هر کدام نسخه‌ی خودش را به یاد می‌آورد و معمولاً هر دو هم صادق‌اند. حافظه چیزی را که به نفعش است دقیق‌تر نگه می‌دارد.

قرارداد فروش برای دعوا نوشته نمی‌شود؛ نوشته می‌شود تا دعوا لازم نشود. و برخلاف تصور رایج، یک قرارداد دو صفحه‌ای روشن که هر دو طرف واقعاً خوانده‌اند، بیشتر از یک متن بیست صفحه‌ای پر از عبارت‌های حقوقی کپی‌شده از شما محافظت می‌کند. متنی که کسی نخوانده، تعهد مشترک نمی‌سازد.

این مقاله یک راهنمای عملی برای نظم‌دادن به معامله‌هاست، نه مشاوره‌ی حقوقی. متن مناسب هر قرارداد به نوع کسب‌وکار، مبلغ معامله و شرایط طرفین بستگی دارد و قوانین و رویه‌ها هم تغییر می‌کنند. برای معامله‌های مهم، مبالغ بالا یا قراردادهای بلندمدت، پیش‌نویس را حتماً پیش از امضا به وکیل یا مشاور حقوقی نشان بدهید.

چرا پیش‌فاکتور جای قرارداد را نمی‌گیرد

در بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک ایرانی، کل مستندات یک معامله همان پیش‌فاکتور است: یک برگه با شرح کالا یا خدمت، تعداد، قیمت واحد، جمع کل و شاید یک خط «شرایط پرداخت». این برگه کار خودش را خوب انجام می‌دهد، اما کاری که انجام می‌دهد محدود است.

پیش‌فاکتور به یک سوال جواب می‌دهد: چه چیزی، به چه قیمتی. قرارداد به سوال دوم جواب می‌دهد: اگر همه‌چیز طبق برنامه پیش نرفت، چه می‌شود. تقریباً همه‌ی اختلاف‌های واقعی در فاصله‌ی همین سوال دوم اتفاق می‌افتند.

موقعیتپیش‌فاکتور چه می‌گویدقرارداد چه می‌گوید
مشتری وسط کار درخواست جدید اضافه می‌کندچیزی نمی‌گویددامنه مشخص است و تغییر، مکتوب و قیمت‌گذاری می‌شود
تحویل دو ماه عقب می‌افتدچیزی نمی‌گویدتکلیف تأخیر، جریمه یا تمدید روشن است
مشتری بعد از تحویل پول نمی‌دهدفقط مبلغ را نشان می‌دهدسررسید، ضمانت پرداخت و مسیر پیگیری تعریف شده است
کالا خراب از آب درمی‌آیدچیزی نمی‌گویددامنه و مدت ضمانت و موارد خارج از ضمانت مشخص است
یکی از دو طرف می‌خواهد کنار بکشدچیزی نمی‌گویدشرایط فسخ و تسویه‌ی کار انجام‌شده تعیین شده است

پیش‌فاکتور را حذف نکنید؛ آن هم جای خودش را دارد و نوشتن درستش مهارت جداگانه‌ای است که در راهنمای نوشتن پیش‌فاکتور به آن پرداخته‌ایم. اما برای معامله‌های تکرارشونده، پروژه‌های چندمرحله‌ای، فروش اقساطی و هر کاری که تحویلش زمان می‌برد، پیش‌فاکتور کف است نه سقف.

هشت بندی که یک قرارداد فروش ساده باید داشته باشد

۱. طرفین قرارداد

ساده به‌نظر می‌رسد و بیشترین اشتباه هم همین‌جا رخ می‌دهد. طرف قرارداد شما «آقای رضایی» نیست؛ شرکتی است که آقای رضایی از طرفش امضا می‌کند. برای شخص حقوقی باید نام کامل ثبتی، شناسه‌ی ملی، کد اقتصادی، نشانی و نام و سمت امضاکننده نوشته شود. برای شخص حقیقی، نام کامل، کد ملی و نشانی.

یک سوال که وقت امضا باید بپرسید: آیا این فرد اختیار امضای تعهدآور دارد؟ در بسیاری از شرکت‌ها امضای تعهدآور فقط با دو امضا و مهر شرکت معتبر است. قراردادی که کارشناس خرید تنها امضا کرده، ممکن است بعداً انکار شود. اطلاعات هویتی درست، بعداً برای صدور صورتحساب هم لازم می‌شود؛ رابطه‌ی این اعداد را در کد اقتصادی و شناسه ملی توضیح داده‌ایم.

۲. موضوع و دامنه‌ی کار

این مهم‌ترین بند قرارداد است و معمولاً ضعیف‌ترین. «طراحی و اجرای سیستم» یک دامنه نیست؛ یک آرزوست. دامنه یعنی فهرست مشخصی از چیزهایی که تحویل می‌دهید، با معیار پذیرش.

روش عملی: هر بند دامنه را طوری بنویسید که بشود با «بله» یا «خیر» به آن جواب داد. «آموزش کاربران» بد است؛ «دو جلسه‌ی آموزش حضوری، هرکدام سه ساعت، حداکثر ده نفر» خوب است.

و مهم‌تر از فهرست شامل، فهرست خارج از دامنه است. یک بند کوتاه با عنوان «موارد خارج از این قرارداد» جلوی نیمی از اختلاف‌های آینده را می‌گیرد: تأمین سخت‌افزار، هزینه‌ی حمل، محتوا و تصاویر، مجوزها، یا هر چیزی که مشتری ممکن است فرض کند شامل است.

۳. مبلغ و شرایط پرداخت

مبلغ کل کافی نیست. یک بند پرداخت کامل باید این‌ها را داشته باشد:

  • مبلغ کل به عدد و حروف، و مشخص باشد که مالیات بر ارزش افزوده شامل است یا جداگانه اضافه می‌شود. این یک خط، منبع دائمی سوءتفاهم است.
  • زمان‌بندی پرداخت — پیش‌پرداخت، اقساط میانی و تسویه، هرکدام با درصد و رویداد محرک: «۴۰٪ هنگام امضا، ۴۰٪ هنگام تحویل، ۲۰٪ سی روز پس از تحویل».
  • مبنای شروع مهلت — «سی روز پس از تحویل» یعنی از کدام تاریخ؟ تاریخ ارسال، تاریخ رسید، یا تاریخ صورتحساب؟
  • تکلیف تأخیر در پرداخت — توقف خدمات، جریمه‌ی تأخیر، یا هر چیزی که هر دو طرف پذیرفته باشند.
  • تکلیف نوسان قیمت — برای قراردادهای بلندمدت یا کالای وارداتی، یک بند بازنگری قیمت لازم است، وگرنه یا شما ضرر می‌کنید یا وسط کار مجبور به مذاکره‌ی ناخوشایند می‌شوید.

شرط پرداختی که در قرارداد نوشته نشده باشد، بعداً به یک مکالمه‌ی سخت تبدیل می‌شود. کل فرایند وصول مطالبات روی همین چند خط سوار است؛ اگر سررسید مکتوب نباشد، هیچ یادآوری‌ای پشتوانه ندارد.

۴. زمان‌بندی و تحویل

زمان تحویل باید به یک رویداد قابل اندازه‌گیری وصل باشد، نه به تاریخ امضا. «چهل روز کاری از تاریخ واریز پیش‌پرداخت و دریافت اطلاعات مورد نیاز» بسیار دقیق‌تر از «چهل روز از تاریخ قرارداد» است، چون بخشی از تأخیرها از سمت مشتری می‌آید. دفاتر وکالت از طرف دیگر همین میز نشسته‌اند و نمونه‌ی آشنای این الگو هستند: قرارداد حق‌الوکاله معمولاً به مراحل دادرسی گره می‌خورد نه به تاریخ امضا، و هر مرحله مهلت خودش را دارد — شکل پیگیری این مهلت‌ها را در CRM دفتر وکالت آورده‌ایم. صورت‌بندی دقیق چنین بندهایی را با مشاور حقوقی خودتان بررسی کنید.

حتماً تعهدات مشتری را هم بنویسید: چه اطلاعاتی، چه دسترسی‌هایی و چه تأییدهایی باید بدهد و در چه مهلتی. و اضافه کنید که تأخیر در این موارد، زمان تحویل را به همان اندازه تمدید می‌کند.

تعریف «تحویل» را هم روشن کنید. تحویل یعنی ارسال، یا نصب، یا تأیید کتبی مشتری؟ اگر مشتری ظرف یک هفته اعلام نظر نکرد، تحویل پذیرفته‌شده تلقی می‌شود؟ این جمله‌ی کوتاه، پروژه‌هایی را که هیچ‌وقت «تمام» نمی‌شوند نجات می‌دهد.

۵. ضمانت و پشتیبانی

سه چیز را از هم جدا کنید، چون در ذهن مشتری یکی هستند و در هزینه‌ی شما نیستند:

  1. ضمانت — تعهد به رفع نقص چیزی که تحویل داده‌اید. مدت و دامنه‌اش را بنویسید و موارد خارج از ضمانت را هم صریح فهرست کنید (استفاده‌ی نادرست، دستکاری، عوامل بیرونی).
  2. پشتیبانی — کمک به استفاده، پاسخ به سوال، رفع اشکال کاربر. رایگان است یا هزینه دارد؟ چند ساعت؟ در چه ساعت‌هایی؟ با چه زمان پاسخ‌گویی؟
  3. توسعه و تغییر — هر چیزی که در دامنه نبوده. این همیشه هزینه‌ی جداگانه دارد و بهتر است نرخ ساعتی یا روش قیمت‌گذاری‌اش همین‌جا نوشته شود تا بعداً سر آن مذاکره نکنید.

۶. فسخ و خاتمه

هیچ‌کس دوست ندارد وقت امضا درباره‌ی جدایی حرف بزند، ولی نبود این بند یعنی هر خروجی از قرارداد به اختلاف ختم می‌شود. حداقل‌ها:

  • هر طرف با چه شرایطی و با چه اطلاع قبلی می‌تواند فسخ کند؟
  • در صورت فسخ، تکلیف کار انجام‌شده و پول پرداخت‌شده چیست؟ (معمول: تسویه بر اساس درصد پیشرفت واقعی)
  • چه تخلفی حق فسخ فوری ایجاد می‌کند؟ (مثلاً تأخیر بیش از سی روز در پرداخت)
  • پس از خاتمه، تکلیف داده‌ها، تجهیزات و دسترسی‌ها چیست؟

۷. حل اختلاف

یک بند کوتاه که مسیر را قبل از عصبانی‌شدن طرفین تعیین می‌کند: اول مذاکره‌ی مستقیم در مهلت مشخص، بعد داوری یا مراجعه به مرجع قضایی صالح. اگر داوری انتخاب می‌کنید، نحوه‌ی تعیین داور باید روشن باشد وگرنه بند بی‌اثر است. انتخاب بین این مسیرها اثر واقعی روی هزینه و زمان دارد و دقیقاً همان‌جایی است که نظر یک وکیل بیشترین ارزش را دارد.

۸. پیوست فنی

متن اصلی قرارداد را کوتاه و قابل خواندن نگه دارید و همه‌ی جزئیات فنی را به یک پیوست ببرید: مشخصات دقیق کالا، فهرست اقلام، نقشه، برنامه‌ی زمان‌بندی، معیارهای پذیرش، فهرست تعهدات مشتری.

در متن اصلی یک جمله بنویسید که پیوست‌ها جزء لاینفک قرارداد هستند و همه‌ی صفحه‌های پیوست هم امضا یا پاراف شوند. مزیت این کار عملی است: وقتی مشخصات فنی تغییر می‌کند، فقط پیوست را بازنویسی و امضا می‌کنید، نه کل قرارداد را.

پنج عبارتی که در قرارداد دردسر می‌سازند

عبارت مبهممشکلجایگزین
«در اسرع وقت»هیچ تعهدی نیست«حداکثر ۱۰ روز کاری»
«با کیفیت مناسب»معیار نداردارجاع به مشخصات پیوست
«پشتیبانی رایگان»بی‌نهایت تفسیر می‌شود«۶ ماه، حداکثر ۱۰ ساعت»
«طبق توافق طرفین»توافق را به آینده موکول می‌کندهمین حالا تعیین تکلیف کنید
«تغییرات جزئی»جزئی برای هرکس معنای دیگری داردسقف عددی یا ساعتی مشخص

کجا قرارداد لازم است و کجا پیش‌فاکتور کافی است

قرارداد برای هر معامله‌ای منطقی نیست. اگر برای فروش یک قلم کالای آماده هم قرارداد بخواهید، معامله را کند و مشتری را فراری می‌دهید. یک قاعده‌ی ساده که می‌توانید در تیم فروش جا بیندازید:

  • فقط پیش‌فاکتور: فروش نقدی، کالای آماده، تحویل فوری، مبلغ کم، مشتری بدون سابقه‌ی مشکل‌دار.
  • پیش‌فاکتور با شرایط مکتوب: پرداخت مدت‌دار کوتاه، تحویل ظرف چند روز، مبلغ متوسط.
  • قرارداد: پروژه‌ی چندمرحله‌ای، تحویل بیش از چند هفته، پرداخت اقساطی، سفارشی‌سازی، تعهد پشتیبانی بلندمدت، یا هر مبلغی که از دست‌دادنش برای شما جدی است.

آستانه‌ی مبلغ را خودتان تعیین کنید و مکتوبش کنید تا هر کارشناس سلیقه‌ای تصمیم نگیرد. اگر نرم‌افزار یا خدمت مشترک می‌فروشید، بندهای خاص آن حوزه — مثل مالکیت داده و سطح خدمت — را در بندهای مهم قرارداد نرم‌افزار بخوانید.

قرارداد بعد از امضا کجا زندگی می‌کند

قراردادی که امضا شده و در کشوی میز مانده، نصف ارزشش را از دست داده است. سه کار ساده:

  1. نسخه‌ی امضاشده را به پرونده‌ی همان مشتری وصل کنید، نه به یک پوشه‌ی عمومی. هر کسی که با آن مشتری تماس می‌گیرد باید بتواند در چند ثانیه ببیند چه تعهدی داده شده است. در روکا این فایل روی همان پرونده‌ی مخاطب و شرکت می‌نشیند و به معامله‌ی مربوطه وصل است.
  2. تاریخ‌های مهم را به یادآور تبدیل کنید — سررسید هر قسط، پایان دوره‌ی ضمانت، تاریخ تمدید. تاریخی که یادآور ندارد، فراموش می‌شود.
  3. فاکتور را به بندهای پرداخت گره بزنید. وقتی صدور پیش‌فاکتور و فاکتور برای همان مخاطب انجام شود، مبلغ و شرایط پرداخت با قرارداد یکی می‌ماند و کسی مجبور نیست دوباره تایپ کند.

یک نکته‌ی حاکمیتی هم هست: نسخه‌ها را شماره‌گذاری کنید. «قرارداد نهایی-۲-اصلاح‌شده-جدید» یعنی هیچ‌کس نمی‌داند کدام نسخه امضا شده است. تاریخ و شماره‌ی نسخه در پاورقی هر صفحه، این مشکل را برای همیشه حل می‌کند.

گام عملی

لازم نیست از فردا برای همه‌چیز قرارداد بنویسید. یک کار مشخص انجام بدهید: یک قالب دو صفحه‌ای بسازید که هشت بند بالا را داشته باشد، جاهای متغیرش را جای خالی بگذارید، یک‌بار به وکیل نشان بدهید و بعد همان را برای معامله‌های بالای آستانه‌ای که تعیین کرده‌اید به‌کار ببرید. قالب ثابت یعنی سرعت، و سرعت یعنی اینکه کسی از قرارداد فرار نمی‌کند.

و اگر می‌خواهید بدانید نبود همین چند بند چطور به فشار نقدینگی تبدیل می‌شود، ادامه‌ی این بحث در مدیریت نقدینگی کسب‌وکار کوچک است.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط