رفتن به محتوای اصلی

چرا پروژه‌های CRM شکست می‌خورند؟ هفت ریشه و برنامه‌ی نجات

تیم روکا۱۰ دقیقه مطالعه
چرا پروژه‌های CRM شکست می‌خورند؟ هفت ریشه و برنامه‌ی نجات

بیشتر پروژه‌های CRM قبل از نصب شکست می‌خورند؛ جایی که کسی تصمیم نگرفت این سیستم قرار است دقیقاً چه مشکلی را حل کند.

وقتی یک پروژه‌ی CRM شکست می‌خورد، جمله‌ای که در جلسه گفته می‌شود تقریباً همیشه این است: «این نرم‌افزار به درد ما نخورد». اما اگر همان شرکت محصول دیگری بخرد، معمولاً شش ماه بعد دقیقاً همان‌جا ایستاده است. یعنی متغیری که عوض شد، متغیر تعیین‌کننده نبود.

این متن درباره‌ی مقاومت کاربر نیست؛ آن بحث جداست و در چرا تیم فروش از CRM فرار می‌کند آمده است. اینجا درباره‌ی تصمیم‌های سازمانی و مدیریت پروژه حرف می‌زنیم — همان تصمیم‌هایی که معمولاً قبل از اینکه یک کارشناس فروش رمز عبورش را بگیرد، سرنوشت پروژه را نوشته‌اند.

شکست کجا اتفاق می‌افتد

مفیدترین کار این است که ریشه‌ها را به فاز پروژه بچسبانیم، چون درمان هر فاز فرق دارد:

فازریشه‌هاهزینه‌ی اصلاح
قبل از خریدفرایند تعریف‌نشده · انتظار غیرواقعیکم — چند جلسه
راه‌اندازیداده‌ی کثیف · سفارشی‌سازی زودهنگام · فرم‌های سنگینمتوسط — چند هفته
بعد از تحویلنبود مالک پروژه · غیبت مدیرزیاد — پروژه معمولاً می‌میرد

فاز اول: خرابی‌هایی که قبل از خرید اتفاق می‌افتند

ریشه‌ی یک — فرایندی وجود ندارد که نرم‌افزار آن را اجرا کند

CRM یک فرایند فروش را سریع‌تر و قابل‌ردیابی می‌کند؛ فرایند نداشته را نمی‌سازد. اگر در شرکت شما هر کارشناس روش خودش را دارد و هیچ‌کس نمی‌تواند در یک جمله بگوید «یک سرنخ از ورود تا بستن از چه مراحلی می‌گذرد»، خرید نرم‌افزار فقط این آشفتگی را دیجیتال می‌کند.

نشانه‌ی روشنش در جلسه‌ی راه‌اندازی پیدا می‌شود: وقتی فروشنده می‌پرسد «مراحل کاریزتان چیست؟» و پنج نفر پنج جواب متفاوت می‌دهند. قبل از خرید، مراحل را روی یک برگه بنویسید و روی تعریف هر مرحله توافق کنید — کمترین کاری که می‌شود کرد. راهنمایش در طراحی فرایند فروش و کاریز فروش هست.

ریشه‌ی دو — انتظاری که هیچ نرم‌افزاری برآورده نمی‌کند

سه انتظار غلط رایج‌اند: «CRM فروش را زیاد می‌کند»، «CRM جای مدیر فروش را می‌گیرد» و «سه ماهه نتیجه‌اش را می‌بینیم».

واقعیت این است که CRM اثر غیرمستقیم دارد: پیگیری‌های فراموش‌شده را کم می‌کند، زمان پاسخ را کوتاه می‌کند و به شما نشان می‌دهد کجا معامله می‌بازید. فروش وقتی بالا می‌رود که تیم بر اساس این اطلاعات رفتارش را عوض کند. ریشه‌ی این انتظار غلط آن است که لایه‌ی ابزار جای لایه‌ی تصمیم نشسته؛ سه لایه‌ی تصمیم، فرایند و ابزار مشخص می‌کند هرکدام چه چیزی را عوض می‌کنند و چه چیزی را نه. اگر معیار موفقیت پروژه را «رشد فروش» بگذارید، در ماه سوم پروژه را شکست‌خورده اعلام می‌کنید در حالی که دقیقاً دارد کار می‌کند.

معیار درست، سنجه‌های میانی است: سهم معامله‌های دارای قدم بعدی، میانگین زمان پاسخ به سرنخ تازه، تعداد پیگیری‌های انجام‌شده در موعد. انتخاب این سنجه‌ها را در شاخص‌های کلیدی فروش توضیح داده‌ایم.

فاز دوم: خرابی‌های راه‌اندازی

ریشه‌ی سه — همه‌ی داده‌ی قدیمی را ریختید داخل

تصمیم رایج و پرهزینه: «حالا که داریم منتقل می‌کنیم، همه‌چیز را ببریم.» نتیجه یک پایگاه داده با چند هزار رکورد تکراری، شماره‌های بدفرمت و مخاطب‌هایی است که پنج سال است خبری ازشان نیست.

خسارت اصلی فنی نیست، روانی است. کارشناس در اولین جست‌وجو سه نسخه از یک شرکت می‌بیند و همان لحظه تصمیم می‌گیرد به این سیستم اعتماد نکند. از آن به بعد فهرست شخصی خودش را نگه می‌دارد و پروژه عملاً تمام است. تصمیم درست، انتقال گزیده است — روشش در مهاجرت داده به CRM.

ریشه‌ی چهار — سفارشی‌سازی قبل از استفاده

الگوی آشنا: قبل از اینکه حتی یک سرنخ واقعی ثبت شود، فهرستی بیست‌موردی از تغییرات به فروشنده داده می‌شود. سه ماه بعد، پروژه هنوز در مرحله‌ی توسعه است، بودجه تمام شده و تیم فروش هنوز وارد سیستم نشده.

مشکل این است که در آن مرحله شما نمی‌دانید چه چیزی واقعاً لازم است؛ فقط دارید عادت‌های سیستم قبلی را بازسازی می‌کنید. قاعده‌ی عملی: شش هفته با پیکربندی استاندارد کار کنید، فهرست درخواست‌ها را در همان مدت بنویسید، بعد سفارشی‌سازی کنید. معمولاً نیمی از آن بیست مورد از فهرست حذف می‌شود.

یک استثنا هست: اگر چیزی مانع شروع کار روزمره است — مثلاً قالب فاکتور یا اتصال به سامانه مودیان — همان اول انجام شود. تفکیکش ساده است: «بدون این نمی‌توانیم شروع کنیم» در مقابل «با این بهتر می‌شود».

ریشه‌ی پنج — فرم‌های سنگینی که خودِ سازمان ساخت

این ریشه معمولاً از سمت فروشنده نمی‌آید؛ از داخل می‌آید. واحد بازاریابی سه فیلد می‌خواهد، مالی دو فیلد، مدیرعامل یک فیلد «منبع آشنایی دقیق». هیچ‌کدام بی‌منطق نیستند و جمعشان فرم ثبت سرنخ را به یک پرسشنامه تبدیل می‌کند.

قاعده‌ای که در راه‌اندازی باید بگذارید: هر فیلد اجباری باید یک صاحب داشته باشد و آن صاحب باید بگوید با این داده چه تصمیمی می‌گیرد. فیلدی که تصمیمی به آن وابسته نیست، اختیاری می‌شود. ما در طراحی محصول از همین اصل شروع کرده‌ایم — ثبت سریع با حداقل فیلد در ثبت سریع و ساخت خودکار سرنخ از صوت تماس در صوت به سرنخ، تا سنگینی فرم اصلاً موضوع بحث نباشد.

فاز سوم: خرابی‌های بعد از تحویل

ریشه‌ی شش — هیچ‌کس مالک پروژه نیست

پرتکرارترین ریشه در شرکت‌های کوچک. خرید انجام می‌شود، آموزش برگزار می‌شود، و بعد پروژه به «همه» سپرده می‌شود. یعنی به هیچ‌کس.

مالک پروژه لازم نیست مدیرعامل یا آدم فنی باشد. باید یک نفر مشخص باشد که سه اختیار دارد: تصمیم درباره‌ی فیلدها و مراحل، پاسخ‌گویی به سوال‌های تیم در هفته‌های اول، و پیگیری تیکت‌ها با فروشنده. اگر این نفر تعیین نشود، هر مشکل کوچکی به یک بن‌بست تبدیل می‌شود؛ کسی نمی‌داند باید به چه کسی بگوید و کار به روش قدیمی برمی‌گردد.

یک هشدار: مالک پروژه باید وقت رسمی داشته باشد. سپردن این نقش به پرکارترین کارشناس فروش «به‌عنوان کار اضافه»، همان نداشتن مالک است با اسم دیگر. ترتیب کامل راه‌اندازی در پیاده‌سازی CRM آمده است.

ریشه‌ی هفت — مدیر از سیستم تصمیم نمی‌گیرد

اگر جلسه‌ی هفتگی فروش از روی حافظه یا فایل شخصی مدیر برگزار شود، همه یاد می‌گیرند داده‌ی داخل سیستم اهمیتی ندارد. مسئله فقط «الگو بودن» نیست؛ مسئله این است که وقتی خروجی سیستم مبنای هیچ تصمیمی نیست، ورودی‌اش هم بی‌کیفیت می‌ماند و بعد گزارش‌ها بی‌اعتبار می‌شوند و چرخه بسته می‌شود.

تنها اهرمی که واقعاً جواب می‌دهد و هزینه‌ای ندارد: هر معامله‌ای که در سیستم نیست، در جلسه بحث نمی‌شود. این قانون در دو هفته کیفیت داده را بیشتر از هر آموزشی بالا می‌برد.

علائم هشدار در هفته‌ی سوم

هفته‌ی سوم نقطه‌ی حساس است: شور اولیه خوابیده و عادت هنوز ساخته نشده. این پنج علامت را همان هفته چک کنید:

  • هنوز تاریخ قطع سیستم قدیمی تعیین نشده. تا وقتی اکسل قدیمی «فعلاً باشد» است، هیچ‌وقت کنار نمی‌رود.
  • فهرست درخواست‌های سفارشی‌سازی رشد کرده ولی هیچ‌کدام مانع شروع کار نیست. این یعنی سازمان دارد از استفاده‌ی واقعی فرار می‌کند.
  • هیچ‌کس نمی‌تواند در یک جمله بگوید معیار موفقیت پروژه چیست. اگر معیار مبهم باشد، شکست هم قابل تشخیص نیست تا دیر شود.
  • مالک پروژه در دو جلسه‌ی آخر نبوده. غیبت مالک، پیش‌درآمد رهاشدن پروژه است.
  • داده فقط از یک نفر وارد می‌شود. اگر ۸۰ درصد رکوردها را یک کارشناس ثبت کرده، بقیه هنوز وارد نشده‌اند.

برنامه‌ی نجات سی‌روزه

  1. روز ۱ — یک معیار انتخاب کنید. یک عدد، نه پنج‌تا. پیشنهاد ما: سهم معامله‌های باز که قدم بعدی تاریخ‌دار دارند. امروز اندازه بگیرید و بنویسید.
  2. روز ۲ — مالک را رسمی کنید. با نام، با اختیار تصمیم و با وقت مشخص هفتگی. در جمع اعلام شود.
  3. روز ۳ تا ۵ — فیلدهای اجباری را نصف کنید. هر فیلدی که صاحبش نمی‌تواند بگوید چه تصمیمی به آن وابسته است، اختیاری می‌شود.
  4. روز ۶ تا ۱۰ — داده را پاک کنید. تکراری‌ها بر اساس شماره ادغام شوند و رکوردهای مرده آرشیو شوند. هدف: کارشناس در جست‌وجو یک نتیجه‌ی درست ببیند.
  5. روز ۱۱ — فهرست سفارشی‌سازی را دو دسته کنید. «مانع شروع» و «بهبود». دسته‌ی دوم را سه ماه به تعویق بیندازید.
  6. روز ۱۲ — جلسه‌ی فروش را از روی صفحه‌ی کاریز برگزار کنید. بدون فایل جانبی. اولین جلسه سخت می‌گذرد؛ همین سختی، خلأهای داده را نشان می‌دهد.
  7. روز ۱۵ — تاریخ قطع سیستم قدیمی را اعلام کنید. یک تاریخ مشخص، حداکثر دو هفته بعد.
  8. روز ۳۰ — همان یک عدد را دوباره اندازه بگیرید. اگر بالا رفته، پروژه زنده است و باقی مسیر مهندسی معمول است.

اگر می‌خواهید کار روزانه‌ی تیم واقعاً از روی سیستم بچرخد، صفحه‌ی اولش باید فهرست کار امروز باشد نه نمودار؛ منطقش را در صف امروز توضیح داده‌ایم.

اگر بعد از سی روز هیچ عددی تکان نخورد

آن‌وقت مسئله واقعاً ابزار است، نه پروژه. ولی قبل از خرید بعدی، یک بار دیگر همین هفت ریشه را مرور کنید و مشخص کنید کدامشان در دور بعد هم تکرار می‌شود. نرم‌افزار جدید هیچ‌کدام از این هفت مورد را حل نمی‌کند.

جمع‌بندی

پروژه‌ی CRM با نصب شروع نمی‌شود و با آموزش تمام نمی‌شود. سه تصمیم آن را نجات می‌دهد: یک فرایند نوشته‌شده، یک مالک با اختیار، و یک معیار عددی که هر ماه اندازه گرفته می‌شود. اگر این سه‌تا را قبل از امضای قرارداد آماده کنید، انتخاب ابزار به مسئله‌ی ساده‌ای تبدیل می‌شود.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط