رفتن به محتوای اصلی

پیاده‌سازی CRM: پروژه‌ی چهارهفته‌ای که به‌جای شکست، عادت می‌سازد

تیم روکا۱۱ دقیقه مطالعه
پیاده‌سازی CRM: پروژه‌ی چهارهفته‌ای که به‌جای شکست، عادت می‌سازد

راه‌اندازی CRM یک پروژه‌ی نرم‌افزاری نیست، یک پروژه‌ی تغییر عادت است. برنامه‌ی چهارهفته‌ای که همین را هدف می‌گیرد.

پیاده‌سازی CRM جایی شکست نمی‌خورد که فکر می‌کنید. نصب، وارد کردن داده و ساختن کاربرها معمولاً در یک بعدازظهر تمام می‌شود. چیزی که ماه‌ها طول می‌کشد و اغلب هم نمی‌رسد، این است که کارشناس فروش بعد از هر تماس، بدون یادآوری، نتیجه را ثبت کند.

پس اگر پروژه را «پروژه‌ی نرم‌افزاری» تعریف کنید، پروژه‌ی درستی را مدیریت نکرده‌اید. این یک پروژه‌ی تغییر عادت است که یک نرم‌افزار هم دارد. برنامه‌ی زیر با همین فرض نوشته شده: کوتاه، با دامنه‌ی محدود، و با یک معیار موفقیت که قابل شمردن است.

سه نقشی که باید مشخص باشد

در تیم‌های کوچک لازم نیست سه نفر جدا باشند؛ ممکن است یک نفر دو نقش را بردارد. اما هر سه نقش باید اسم داشته باشد، وگرنه هیچ‌کس مسئول نیست.

  • صاحب پروژه (معمولاً مدیر فروش). تصمیم‌های اختلافی را می‌گیرد و مهم‌تر از همه: خودش هر روز داخل سیستم کار می‌کند. اگر مدیر گزارش را از تلگرام بگیرد، تیم هم داده را در تلگرام می‌گذارد.
  • راهبر سیستم. کسی که کاربر می‌سازد، مراحل کاریز را می‌چیند، فیلدها را تنظیم می‌کند و تنها کسی است که اجازه‌ی تغییر پیکربندی دارد. بدون این محدودیت، هفته‌ی سوم چهار نفر چهار جور فیلد ساخته‌اند.
  • کاربر پیشرو. یک کارشناس فروش باتجربه که زودتر از بقیه شروع می‌کند و اشکالات واقعی را پیدا می‌کند. این نفر بعداً مؤثرترین آموزش‌دهنده است، چون همکارها حرف او را بیشتر از حرف مدیر باور می‌کنند.

یک نقش را عمداً حذف کنید: «کمیته». هر ساختاری که برای تصمیم‌گیری به جلسه‌ی چندنفره نیاز داشته باشد، پروژه‌ی چهارهفته‌ای را به پروژه‌ی چهارماهه تبدیل می‌کند.

جدول چهار هفته

هفتهکار اصلیخروجی قابل تحویلوقت لازم تیم
هفته‌ی ۱تعریف فرایند روی کاغذ و پیکربندی حداقلیکاریز با ۳ تا ۵ مرحله و تعریف نوشته‌شده‌ی هر مرحلهحدود ۳ ساعت
هفته‌ی ۲ورود داده‌ی اولیه و پاک‌سازیفهرست مخاطب‌های فعال، بدون تکراری، با شماره‌ی یکسانحدود ۵ ساعت
هفته‌ی ۳آموزش و شروع استفاده‌ی واقعیهمه‌ی معامله‌های باز داخل سیستم با قدم بعدی۱ جلسه ۴۵ دقیقه‌ای + کار روزانه
هفته‌ی ۴تثبیت، رفع اصطکاک، اولین گزارشسه شاخص پایه و فهرست اصلاحات واقعی۱ جلسه ۳۰ دقیقه‌ای

هفته‌ی اول: کاغذ قبل از نرم‌افزار

اول فرایند فعلی را همان‌طور که هست بنویسید، نه آن‌طور که دوست دارید باشد. یک سرنخ از کجا می‌آید، اول به دست چه کسی می‌رسد، تا رسیدن به فاکتور از چه دست‌هایی رد می‌شود. بعد این را به سه تا پنج مرحله خلاصه کنید و برای هر مرحله یک جمله بنویسید که ورود به آن یعنی چه.

مثال از یک شرکت پخش: «مذاکره» یعنی قیمت رسماً اعلام شده و مشتری جواب داده — نه یعنی «حس خوبی داریم». همین یک جمله جلوی نصف اختلاف‌های بعدی را می‌گیرد. اگر در تعریف مرحله‌ها گیر کردید، نمونه‌های آماده در کاریز فروش چیست هست.

در همین هفته نقش‌ها و سطوح دسترسی را هم ببندید. یک کاربر برای هر نفر، نه یک کاربر مشترک؛ کاربر مشترک یعنی هیچ گزارشی به تفکیک کارشناس نخواهید داشت.

هفته‌ی دوم: داده‌ی اولیه، به‌اندازه

وسوسه‌ی همیشگی این است که هرچه رکورد دارید وارد کنید. مقاومت کنید. فقط این‌ها وارد شوند:

  1. همه‌ی معامله‌های باز. بدون استثنا. اگر یکی بیرون بماند، تیم دو سیستم موازی خواهد داشت و هر دو نصفه می‌مانند.
  2. مخاطب‌هایی که در دوازده ماه گذشته تعاملی داشته‌اند. بقیه در فایل آرشیو می‌مانند و هر وقت برگشتند وارد می‌شوند.
  3. حداقل فیلدهای لازم: نام، شماره‌ی موبایل یکسان‌سازی‌شده، نام شرکت، منبع آشنایی. بقیه بعداً پر می‌شود.

قبل از بارگذاری، شماره‌ها را یک‌دست کنید (بدون فاصله و خط تیره، با یک قالب ثابت) و تکراری‌ها را ادغام کنید؛ همین یک کار بیشترین اثر را روی اعتماد تیم به سیستم دارد. جزئیات پاک‌سازی در داده‌ی مشتری و مسیر انتقال از سیستم قبلی در مهاجرت به CRM آمده است.

یک آزمون ساده در پایان هفته‌ی دوم: یک نام تصادفی را جست‌وجو کنید. اگر بیش از دو رکورد برای یک نفر پیدا شد، هنوز آماده‌ی هفته‌ی سوم نیستید.

هفته‌ی سوم: آموزش کوتاه، استفاده‌ی واقعی

آموزش دوساعته‌ای که همه‌ی منوها را نشان می‌دهد، تا فردا فراموش می‌شود. آموزش مؤثر در تیم فروش سه ویژگی دارد: کوتاه است، فقط کارهای روزمره را پوشش می‌دهد، و روی داده‌ی واقعی خود همان کارشناس انجام می‌شود.

در جلسه‌ی ۴۵ دقیقه‌ای فقط چهار کار را آموزش دهید:

  • ثبت یک سرنخ جدید در کمتر از بیست ثانیه.
  • ثبت نتیجه‌ی تماس و تعیین قدم بعدی با تاریخ.
  • جابه‌جا کردن معامله بین مراحل کاریز.
  • باز کردن صف کار امروز، صبح، قبل از اولین تماس.

جست‌وجوی پیشرفته، گزارش‌سازی، تنظیمات و ماژول‌های جانبی را اصلاً نشان ندهید. هر دقیقه‌ای که صرف قابلیت غیرروزمره شود، از سهم چهار کار بالا کم می‌کند. صف کار روزانه را هم از روز اول مبنا بگذارید؛ در روکا این همان صف امروز است که تیک‌زدن هر کار بلافاصله قدم بعدی را می‌پرسد.

یک قاعده‌ی ساده هم اعلام کنید و استثنا نگذارید: معامله‌ای که در سیستم نیست، وجود ندارد. اگر مدیر یک بار برای یک معامله‌ی خارج از سیستم پورسانت تأیید کند، قاعده مرده است. این قاعده را هیچ تنظیمی در نرم‌افزار اجرا نمی‌کند؛ به همین دلیل CRM قبل از اینکه نرم‌افزار باشد یک تصمیم سازمانی است و اجرایش به پشتیبانی مدیر وابسته می‌ماند.

هفته‌ی چهارم: اصطکاک را پیدا کنید، نه مقصر را

در جلسه‌ی سی‌دقیقه‌ای پایان هفته‌ی چهارم، یک سوال بپرسید: «کجای ثبت اذیتتان کرد؟» جواب‌ها معمولاً مشخص و قابل رفع‌اند — فیلدی که اجباری شده ولی جوابش در تماس اول معلوم نیست، مرحله‌ای که هیچ‌کس نمی‌داند کِی باید استفاده شود، یا نامی که در جست‌وجو پیدا نمی‌شود.

حالا و فقط حالا، اولین تغییرهای پیکربندی را اعمال کنید. اگر تیم داده وارد نمی‌کند، اول به سختی ثبت شک کنید نه به انگیزه؛ فهرست کامل‌تر دلایل در چرا تیم فروش از CRM فرار می‌کند هست.

همه با هم شروع کنند یا یک نفر جلوتر برود؟

در تیم‌های تا حدود ده نفر، شروع هم‌زمان جواب بهتری می‌دهد. دلیلش ساده است: تا وقتی نصف تیم در سیستم قدیمی کار می‌کند، هیچ گزارشی معنی ندارد و هر بحثی درباره‌ی داده به «مال من آنجاست» ختم می‌شود. دوره‌ی موازی طولانی، مؤدبانه‌ترین شکل شکست پروژه است.

استثنا وقتی است که تیم بزرگ‌تر باشد یا فروش در چند شعبه پخش شده باشد. آن‌وقت یک هفته زودتر با کاربر پیشرو شروع کنید، اشکالات را بگیرید، و بعد بقیه را وارد کنید — اما تاریخ ورود بقیه از همان روز اول اعلام‌شده و ثابت باشد.

در هر دو حالت یک تاریخ خاموشی برای سیستم قبلی تعیین کنید. بدون تاریخ خاموشی، فایل اکسل قدیمی هیچ‌وقت نمی‌میرد؛ فقط کم‌کم به یک نسخه‌ی موازی و ناقص تبدیل می‌شود که تصمیم‌های اشتباه از آن بیرون می‌آید. الگوی این آفت را در اکسل مشتریان باز کرده‌ایم.

سه هزینه‌ای که در برآورد اولیه جا می‌ماند

  • وقت تیم. جمع ستون آخر جدول بالا حدود ده ساعت برای کل تیم است. اگر این ساعت‌ها در برنامه‌ی فروش دیده نشود، از وقت تماس کم می‌شود و تیم پروژه را مقصر افت آن ماه می‌داند.
  • پاک‌سازی داده. معمولاً از تخمین اولیه بیشتر طول می‌کشد، مخصوصاً اگر چند فایل موازی داشته باشید. یک نفر را برای همین یک کار مسئول کنید.
  • دوره‌ی افت موقت. دو هفته‌ی اول، سرعت ثبت پایین است و همین طبیعی است. اگر مدیر در همان دو هفته نتیجه بخواهد، تیم برای نمایش عدد، داده‌ی سرسری وارد می‌کند و کیفیت داده از روز اول خراب می‌شود.

در فاز اول این کارها را نکنید

این فهرست به‌اندازه‌ی خود برنامه مهم است. هر مورد، پروژه‌های زیادی را از ریل خارج کرده است:

  • یکپارچه‌سازی با حسابداری و انبار. بگذارید برای بعد از تثبیت. یکپارچگی زودهنگام یعنی هر ایراد کوچک در نگاشت داده، کل پروژه را متوقف می‌کند.
  • ساختن فیلدهای سفارشی برای «هر چیزی که ممکن است لازم شود». فیلدی بسازید که همین امروز روی یک تصمیم اثر دارد.
  • کاریز چندگانه و گردش کار شرطی. در هفته‌ی اول هیچ‌کس نمی‌داند کدام شرط واقعاً لازم است.
  • وارد کردن آرشیو کامل سال‌های گذشته. نتیجه‌اش سیستمی است که از روز اول کثیف به‌نظر می‌رسد.
  • راه‌اندازی کمپین پیامکی و اتوماسیون بازاریابی. تا وقتی داده‌ی پایه تمیز نیست، هر ارسال انبوه ریسک است.
  • عوض کردن ابزار در وسط کار. اگر بعد از دو هفته کسی پیشنهاد داد «آن یکی نرم‌افزار را امتحان کنیم»، جواب تا پایان روز نودم منفی است.

معیار موفقیت ۹۰ روزه

«راضی هستیم» معیار نیست. این پنج عدد را در روز نودم اندازه بگیرید و از قبل هدفشان را اعلام کنید:

شاخصهدف روز ۹۰معنی‌اش وقتی پایین است
سهم معامله‌های باز دارای قدم بعدیبالای ۹۰٪سیستم فقط انبار داده شده
سهم کارشناسانی که هفته‌ای ۵ روز ثبت دارند۱۰۰٪یک نفر بیرون مانده و بقیه هم می‌ریزند
کارهای عقب‌افتاده در پایان روزنزدیک صفرحجم کار از ظرفیت تیم بیشتر است
سهم معامله‌های بسته‌شده با دلیل ثبت‌شدهبالای ۸۰٪هیچ‌وقت نمی‌فهمید چرا می‌بازید
زمان تهیه‌ی گزارش ماهانهزیر ۵ دقیقهگزارش هنوز دستی ساخته می‌شود

اگر چهار مورد از پنج‌تا سبز باشد، پیاده‌سازی موفق بوده است. دقت کنید که هیچ‌کدام از این‌ها «تعداد قابلیت فعال‌شده» نیست. گزارش‌های روکا ورودی این جدول را می‌دهند — تعداد فعالیت هر کارشناس، معامله‌های بسته‌شده و سهم هر دلیل شکست — ولی خودِ این پنج نسبت را باید یک بار در ماه از همان اعداد حساب کنید. شکل تفسیرشان در گزارش فروش توضیح داده شده است.

وقتی پروژه از ریل خارج می‌شود

سه نشانه‌ی هشدار که معمولاً بین هفته‌ی سوم و ششم ظاهر می‌شوند:

  1. داده در دو جا نگه داشته می‌شود. کارشناس فایل شخصی خودش را هم دارد. یعنی سیستم چیزی را که او لازم دارد نمی‌دهد؛ بپرسید چه چیزی.
  2. مرحله‌ی آخر کاریز خالی است ولی فروش دارید. یعنی معامله‌ها خارج از سیستم بسته می‌شوند و ثبتشان جا می‌افتد.
  3. مدیر برای گزارش هفتگی هنوز در گروه پیام می‌پرسد. این تنها نشانه‌ای است که خودِ مدیر باید حلش کند.

گام عملی امروز: تاریخ چهار هفته را روی تقویم بگذارید، اسم سه نقش را بنویسید، و همان جدول معیار ۹۰ روزه را قبل از شروع به تیم اعلام کنید. پروژه‌ای که معیار پایانش از روز اول معلوم است، خیلی سخت‌تر بی‌سروصدا می‌میرد.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط