رفتن به محتوای اصلی

خدمات پس از فروش؛ موتور دومی که بیشتر شرکت‌ها روشنش نمی‌کنند

تیم روکا۱۰ دقیقه مطالعه
خدمات پس از فروش؛ موتور دومی که بیشتر شرکت‌ها روشنش نمی‌کنند

بعد از تسویه، بیشتر شرکت‌ها ساکت می‌شوند. دقیقاً همان‌جا ارزان‌ترین فروش بعدی‌شان را روی زمین می‌گذارند.

در بیشتر شرکت‌های کوچک ایرانی، لحظه‌ی تسویه‌ی فاکتور نقطه‌ی پایان است. تا قبل از آن، تماس، پیگیری، ارسال پیش‌فاکتور و پاسخ به سوال؛ بعد از آن، سکوت. مشتری تازه تحویل می‌گیرد و از آن به بعد فقط وقتی صدای شرکت را می‌شنود که خودش مشکلی داشته باشد.

این الگو یک انتخاب ناخواسته است، نه یک تصمیم. کسی ننشسته تصمیم بگیرد «با مشتری فعلی کاری نداریم»؛ فقط هیچ‌وقت کسی مالک این مرحله نشده. نتیجه‌اش این است که شرکت مجبور است هر ماه از صفر شروع کند، در حالی که فهرست مشتریان قبلی‌اش دست‌نخورده مانده — گروهی که قبلاً به شما پول داده‌اند و برای فروش دوم نه لازم است متقاعدشان کنید که مشکلی دارند، نه که شما وجود دارید.

هفته‌ی اول: جایی که بیشترین ریزش اتفاق می‌افتد

خطرناک‌ترین بازه‌ی عمر یک مشتری، فاصله‌ی بین پرداخت و اولین نتیجه‌ی واقعی است. در این بازه مشتری پول داده و هنوز ارزشی ندیده؛ یعنی در بدترین حالت ممکنِ معامله ایستاده. اگر کار در همین‌جا کند پیش برود، چیزی که در ذهنش شکل می‌گیرد این است: «عجله‌شان فقط برای گرفتن پول بود.»

تحویل و آنبوردینگ یعنی رساندن مشتری به اولین برد کوچک، هرچه سریع‌تر. اولین برد بسته به کسب‌وکار فرق می‌کند: نصب و راه‌افتادن دستگاه، صدور اولین فاکتور، برگزاری اولین جلسه، ورود اولین گروه کاربران. هرچه هست، باید مشخص و تاریخ‌دار باشد و یک نفر مسئولش باشد.

سه اشتباه رایج این مرحله:

  • تحویل بدون تحویل‌گیرنده‌ی مشخص. کسی که خرید کرده لزوماً کسی نیست که استفاده می‌کند. اگر کاربر واقعی را نشناسید، آموزش را به کسی داده‌اید که هیچ‌وقت سراغش نمی‌رود.
  • آموزش یک‌جا و سنگین. سه ساعت آموزش در روز اول تقریباً کامل فراموش می‌شود. دو جلسه‌ی کوتاه با یک هفته فاصله، چند برابر مؤثرتر است.
  • ناپدید شدن فروشنده. اگر بلافاصله بعد از تسویه پرونده به واحد دیگری پاس داده شود و فروشنده دیگر پیدایش نشود، مشتری حس معامله‌ی تمام‌شده می‌گیرد. یک تماس کوتاه از خود فروشنده در روز دوم، این حس را کاملاً عوض می‌کند.

تقویم تماس بعد از خرید

تماس بعد از فروش نباید به «هر وقت یادمان افتاد» سپرده شود، چون هیچ‌وقت یاد کسی نمی‌افتد. یک تقویم ساده و از پیش تعریف‌شده کافی است. نمونه‌ای که برای بیشتر کسب‌وکارهای خدماتی و B2B قابل استفاده است:

زمانهدف تماسسوال کلیدی
روز ۲اطمینان از تحویل درست«همه‌چیز آن‌طور که گفتیم رسید؟»
روز ۱۰رفع مانع اولین استفاده«کجای کار کند پیش می‌رود؟»
روز ۳۰تأیید اولین نتیجه«آن چیزی که برایش خریدید، اتفاق افتاد؟»
روز ۹۰گسترش استفاده و فروش مکمل«چه بخش دیگری از کارتان همین مشکل را دارد؟»
ماه ۱۰ تا ۱۱آماده‌سازی تمدید یا خرید بعدی«برای دوره‌ی بعد چه چیزی باید فرق کند؟»

سه نکته درباره‌ی اجرای این تقویم. اول، تماس روز ۳۰ مهم‌ترین تماس فهرست است؛ اگر فقط یکی را می‌توانید نگه دارید، همین را نگه دارید. دوم، این تماس‌ها باید در همان لحظه‌ی ثبت فروش زمان‌بندی شوند، نه بعداً — وگرنه انجام نمی‌شوند. سوم، برای یادآوری‌های زمان‌دار مثل سررسید تمدید، پیامک یادآوری جای تماس را نمی‌گیرد ولی جلوی فراموشی دو طرف را می‌گیرد.

اگر این تماس‌ها به‌صورت وظیفه در صف امروز بنشینند، همان‌قدر جدی گرفته می‌شوند که پیگیری یک معامله‌ی باز. تفاوت بین تیمی که خدمات پس از فروش دارد و تیمی که ندارد، معمولاً همین است: یکی این تماس‌ها را در فهرست کار روزانه می‌بیند و دیگری نمی‌بیند.

شکایت: بدترین لحظه یا گران‌ترین فرصت

مشتری ناراضی که شکایت می‌کند، هنوز به شما فرصت داده. مشتری ناراضی که شکایت نمی‌کند، فقط دیگر برنمی‌گردد و در جمع خودش هم توصیه‌تان نمی‌کند. پس اولین هدف این نیست که شکایت کم شود؛ این است که شکایت به گوشتان برسد.

یک مسیر پنج‌قدمی که در تیم‌های کوچک قابل اجراست:

  1. ثبت. هر شکایت، حتی شفاهی و حتی کوچک، باید در پرونده‌ی همان مشتری ثبت شود. شکایت ثبت‌نشده معمولاً دوباره تکرار می‌شود و دفعه‌ی دوم گران‌تر است.
  2. پذیرش قبل از توضیح. اول تأیید کنید که فهمیدید مشکل چیست. توضیح دلایل فنی قبل از این کار، به گوش مشتری بهانه‌تراشی می‌رسد.
  3. تعهد زمانی مشخص. «پیگیری می‌کنم» یعنی هیچ. «تا فردا ساعت ۱۲ نتیجه را می‌گویم» یعنی یک تعهد که می‌شود به آن پایبند بود.
  4. پیگیری حتی وقتی خبر خوبی نیست. تماس گرفتن در موعد مقرر برای گفتن «هنوز حل نشده، تا پس‌فردا» بهتر از سکوت است. چیزی که اعتماد را می‌شکند تأخیر نیست، بی‌خبری است.
  5. بستن حلقه. یک هفته بعد از حل شدن، یک تماس کوتاه: «مشکل دیگر تکرار نشد؟» این تماس بیشترین اثر را در برگرداندن اعتماد دارد و کمترین هزینه را.

تفکیک کنید بین شکایتِ اجرا و اعتراضِ خرید؛ این دو ابزار متفاوتی می‌خواهند. اعتراض قبل از خرید در مدیریت اعتراض مشتری بررسی شده و منطقش مذاکره است. شکایت بعد از خرید منطق جبران دارد، نه متقاعدسازی.

از مشتری راضی تا معرفی‌کننده

معرفی مشتری اتفاقی نیست؛ بیشتر وقت‌ها فقط چون کسی نپرسیده، اتفاق نمی‌افتد. سه چیز تعیین می‌کند که درخواست معرفی جواب بدهد یا نه:

زمان درست. بهترین لحظه بلافاصله بعد از یک برد قابل مشاهده است — وقتی مشکلشان حل شده، وقتی نتیجه‌ی ماه اول را دیده‌اند، یا درست بعد از اینکه خودشان از کار تعریف کرده‌اند. بدترین لحظه، بلافاصله بعد از تسویه است؛ هنوز چیزی ندیده‌اند که معرفی کنند.

درخواست مشخص، نه کلی. «اگر کسی را می‌شناسید معرفی کنید» تقریباً هیچ‌وقت به نتیجه نمی‌رسد، چون کار فکری‌اش را روی دوش مشتری می‌گذارد. جمله‌ی بهتر: «شما با چند شرکت پخش در همین منطقه کار می‌کنید. کدامشان همین مشکل انبار را دارد؟» سوال مشخص، جواب مشخص می‌گیرد.

مسیر بی‌دردسر. اگر معرفی یعنی مشتری باید توضیح بدهد و واسطه بماند، از آن فرار می‌کند. یک پیام آماده که فقط فوروارد کند، یا یک تماس سه‌نفره‌ی کوتاه، مانع را برمی‌دارد. طراحی کامل این فرایند در بازاریابی ارجاعی آمده است.

پاداش معرفی هم اگر هست، باید شفاف و ساده باشد. پاداش پیچیده و پلکانی در کسب‌وکار کوچک بیشتر از آنکه انگیزه بسازد، ابهام می‌سازد. اگر می‌خواهید این را به یک برنامه‌ی دائمی تبدیل کنید، باشگاه مشتریان چارچوب مناسبی است.

چه چیزی را ثبت کنید تا این تماس‌ها به فروش برسند

تماس بعد از فروش وقتی به فروش دوم می‌رسد که چیزی از آن باقی بماند. اگر خروجی تماس روز ۳۰ یک «خوب بود» در حافظه‌ی کارشناس باشد، عملاً هیچ اتفاقی نیفتاده. چهار چیز ارزش ثبت شدن دارند و بقیه‌شان نویز است:

  • کاربر واقعی و نقشش. چه کسی هر روز با محصول یا خدمت شما کار می‌کند و چه کسی درباره‌ی تمدید تصمیم می‌گیرد. این دو معمولاً یک نفر نیستند و اشتباه گرفتنشان سر تمدید گران تمام می‌شود.
  • وضعیت استفاده. راه افتاده، نیمه‌کاره، یا اصلاً شروع نشده. مشتری‌ای که سه ماه است شروع نکرده، مشتری راضی نیست؛ مشتری خاموشی است که هنوز شکایت هم نکرده.
  • نیاز بعدی که خودش گفته. هر جمله‌ای مثل «شعبه‌ی دوم را که باز کنیم…» یا «انبارمان هم همین وضع را دارد» یک سرنخ فروش داخلی است. اگر همان لحظه ثبت نشود، سه ماه بعد کسی یادش نمی‌آید.
  • تاریخ سررسید بعدی. پایان دوره، پایان گارانتی، پایان قرارداد. این تاریخ باید از روز اول در سیستم باشد، نه چیزی که یک هفته قبلش کشف شود.

وقتی این چهار قلم برای همه‌ی مشتریان ثبت شده باشد، فهرست فروش ماه بعدتان تقریباً خودش ساخته می‌شود: هر کسی که نیاز بعدی گفته، هر کسی که سررسیدش نزدیک است، و هر کسی که خاموش مانده و باید نجات داده شود. این سه دسته معمولاً از کل بودجه‌ی تبلیغات ماه، فروش بیشتری می‌دهند.

سه عددی که ماهانه باید ببینید

شاخصتعریفچه چیزی را لو می‌دهد
سهم درآمد از مشتریان قبلیدرآمد ماه از مشتریان قدیمی ÷ کل درآمد ماهاینکه موتور دوم روشن است یا نه
نرخ تمدید یا خرید مجددچند درصد مشتریان سررسیدشده دوباره خریدندسلامت رابطه بعد از تحویل
سهم مشتریان دارای تماس در ۹۰ روز اخیرمشتریان فعالی که با آن‌ها تماس گرفته‌اید ÷ کل مشتریان فعالاینکه پیگیری واقعاً اجرا می‌شود یا فقط روی کاغذ است

شاخص سوم را دست‌کم نگیرید. تقریباً همیشه اولین چیزی که با ثبت آن معلوم می‌شود این است که بخش بزرگی از فهرست مشتریان ماه‌هاست هیچ تماسی نداشته. رابطه‌ی مستقیم این عدد با نرخ ریزش مشتری معمولاً در همان گزارش اول خودش را نشان می‌دهد، و اثرش روی ارزش طول عمر مشتری بزرگ‌ترین عدد پنهان صورت سود و زیان است.

چک‌لیست سی روز اول

  1. در لحظه‌ی ثبت فروش، چهار وظیفه‌ی تماس (روز ۲، ۱۰، ۳۰، ۹۰) خودکار ساخته شود.
  2. «اولین برد» برای هر نوع فروش تعریف و تاریخ‌دار شود.
  3. نام و شماره‌ی کاربر واقعی — نه فقط خریدار — در پرونده ثبت شود.
  4. فهرست کوتاه دلایل شکایت تعریف شود تا ثبت شکایت ده ثانیه طول بکشد، نه ده دقیقه.
  5. یک نفر مالک مرحله‌ی بعد از فروش باشد؛ اگر مالک ندارد، انجام نمی‌شود.
  6. سه شاخص بالا در گزارش ماهانه اضافه شود.

هیچ‌کدام از این‌ها بودجه نمی‌خواهد. تنها چیزی که می‌خواهد این است که مرحله‌ی بعد از فروش هم مثل مرحله‌ی قبل از فروش، صاحب و تقویم داشته باشد. نگاه کامل به این مسیر در چرخه‌ی عمر مشتری آمده است. در کارهای اعزام تکنسین و قرارداد نگهداری، همین مرحله عملاً منبع اصلی کار جدید است — جزئیاتش در CRM شرکت خدمات فنی.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط