رفتن به محتوای اصلی

تماس بی‌پاسخ: قبل از اینکه اسمش را بی‌علاقگی بگذارید

تیم روکا۱۰ دقیقه مطالعه
تماس بی‌پاسخ: قبل از اینکه اسمش را بی‌علاقگی بگذارید

بی‌پاسخ ماندن یک تماس، یک وضعیت است نه یک جواب. تفاوت تیم‌های موفق در تعداد تلاش نیست، در الگوی تلاش و ثبت آن است.

کارشناس فروش زنگ می‌زند، جواب نمی‌دهند. دو ساعت بعد دوباره، باز هم نه. فردا یک بار دیگر و بعد یک جمله در ذهنش شکل می‌گیرد: «علاقه ندارد». آن جمله معامله را می‌کشد، بدون اینکه هیچ‌وقت آزمایش شده باشد.

واقعیت این است که بی‌پاسخ ماندن تماس، بیشتر درباره‌ی لحظه است تا درباره‌ی تصمیم. کسی که ساعت ده صبح در جلسه است، ساعت ده صبح فردا هم در جلسه است. تفاوت تیم‌هایی که از همین سرنخ‌ها فروش می‌گیرند با بقیه، در پرانرژی‌تر بودن نیست؛ در داشتن یک الگوی مشخص برای تلاش و ثبت‌کردن آن است.

بی‌پاسخ یک وضعیت است، نه یک جواب

در فروش سه چیز کاملاً متفاوت‌اند و اغلب با هم قاطی می‌شوند: «نه گفت»، «جواب نداد» و «هنوز نپرسیده‌ایم». فقط اولی یک تصمیم است. دو تای دیگر یعنی گفت‌وگو هنوز شروع نشده.

وقتی این سه در سیستم شما یک برچسب می‌گیرند، عدد گزارش‌ها بی‌معنا می‌شود و بدتر از آن، سرنخ‌هایی که فقط در دسترس نبوده‌اند به‌عنوان «رد شده» بایگانی می‌شوند. تفکیک این سه، اولین کار است.

چرا جواب نمی‌دهند

قبل از تغییر تاکتیک، دلیل را بشناسید. در فروش تلفنی ایرانی این هشت دلیل بیشترین سهم را دارند:

  • در جلسه، در سفر یا وسط کار تولیدی است و اصلاً گوشی را نمی‌بیند.
  • شماره را نمی‌شناسد و به شماره‌های ناشناس جواب نمی‌دهد.
  • گوشی دوم کاری است و همیشه همراهش نیست.
  • منشی یا همکارش تماس‌ها را فیلتر می‌کند.
  • می‌داند شما چه می‌خواهید و هنوز جوابی برای شما ندارد — منتظر تصمیم مدیر یا تأیید بودجه است.
  • پول شما را باید بدهد و نمی‌تواند؛ در پرونده‌های وصول مطالبات این دلیل رایج‌ترین است.
  • ساعت تماس شما با ساعت کاری او هم‌پوشانی ندارد.
  • واقعاً منصرف شده و رودربایستی دارد که بگوید.

فقط مورد آخر «نه» است. برای هفت مورد دیگر، تغییر ساعت یا کانال بیشتر از تکرار تماس جواب می‌دهد.

چرخش ساعت و کانال

سه تماس در ساعت ده صبح، در عمل یک تماس است که سه بار تکرار شده. الگوی زیر با هر تلاش، یک متغیر را عوض می‌کند:

تلاشفاصله از قبلیبازه‌ی زمانیکانال
۱—۹ تا ۱۱ صبحتماس
۲همان روز۱۶ تا ۱۸ عصرتماس
۳۲ روز بعد۸ تا ۹ صبحتماس + پیام کوتاه بعد از آن
۴۴ روز بعد۱۲ تا ۱۳تماس
۵۷ روز بعدعصرپیام
۶۱۴ روز بعدصبحتماس آخر + پیام «در باز است»

سه نکته درباره‌ی این جدول. اول اینکه ابتدای ساعت کاری و پایان آن، برای مدیران کوچک و صاحبان کسب‌وکار بهترین بازه‌هاست چون هنوز جلسه شروع نشده یا تمام شده است. دوم اینکه اگر شماره‌ی مستقیم ندارید و همیشه به دفتر زنگ می‌زنید، مسئله ساعت نیست، شماره است — گرفتن شماره‌ی مستقیم یک هدف تماس مستقل است. سوم اینکه برای سرنخ تازه، همه‌ی این جدول را فشرده کنید؛ دلیلش در زمان پاسخ به سرنخ توضیح داده شده است.

چند بار تلاش، و بعد چه

قاعده‌ی عملی: شش تلاش در چهارده روز برای یک سرنخ فعال. اگر بعد از شش تلاش با ساعت‌ها و کانال‌های متفاوت هیچ پاسخی نگرفتید، مسئله دیگر دسترسی نیست و ادامه‌ی همان رفتار نتیجه‌ی تازه‌ای نمی‌دهد. در آن نقطه استراتژی عوض می‌شود، نه شدت آن:

  • مسیر را عوض کنید. سراغ فرد دیگری در همان شرکت بروید؛ همکار، مدیر بالادست یا واحد فنی.
  • کانال را عوض کنید. اگر تلفن جواب نداده، پیام؛ اگر پیام هم بی‌جواب مانده، ایمیل یا مراجعه‌ی حضوری اگر ارزش معامله توجیه می‌کند.
  • سرنخ را به چرخه‌ی بلندمدت ببرید. وضعیت را به «بی‌پاسخ» تغییر دهید و تاریخ بازبینی سه‌ماهه بگذارید. این همان ورودی کمپین احیای سرنخ سرد است.

برای مشتری فعلی — کسی که قبلاً خرید کرده — این قاعده سخت‌گیرانه‌تر است: بعد از سه تلاش بی‌پاسخ، موضوع را به سطح بالاتر ببرید. سکوت یک مشتری قدیمی معمولاً نشانه‌ی نارضایتی یا مشکل مالی است، نه بی‌علاقگی، و هرچه دیرتر فهمیده شود گران‌تر تمام می‌شود. کلینیک نمونه‌ی تندتر همین قاعده است: بیماری که تا یک روز قبل نوبتش را تأیید نکرده یعنی یک ساعت خالی که باید به نفر بعدی برسد، نه پیگیری‌ای که هفته‌ی بعد ادامه پیدا کند — چرخه‌ی نوبت و تأیید را در CRM کلینیک جدا آورده‌ایم.

سه متنی که جای تماس را می‌گیرد

پیام بعد از اولین تماس بی‌پاسخ، فقط باید هویت شما و موضوع را روشن کند:

سلام آقای نظری. تماس گرفتم درباره‌ی همان استعلام لوله‌ی ۱۶ که پنجشنبه فرستادید. چه ساعتی راحت‌ترید تماس بگیرم؟

پیام بعد از سه تلاش، باید کار طرف مقابل را ساده کند — یک انتخاب دوگزینه‌ای به‌جای یک سوال باز:

سلام آقای نظری. چند بار تماس گرفتم و احتمالاً سرتان شلوغ بوده. قیمت و زمان تحویل آماده است. فردا صبح تماس بگیرم یا همین‌جا برایتان بفرستم؟

و پیام آخر، که مؤدبانه در را باز می‌گذارد بدون اینکه التماس باشد:

سلام آقای نظری. فرض می‌کنم فعلاً این خرید در اولویت نیست، پس دیگر مزاحم نمی‌شوم. اگر دوباره مطرح شد، همین شماره در خدمت است.

پیام سوم اثری دارد که اغلب دست‌کم گرفته می‌شود: بخش قابل‌توجهی از پاسخ‌ها دقیقاً بعد از همین پیام می‌رسد، چون فشار را برمی‌دارد. برای ساختن نسخه‌ی متناسب با محصول خودتان، چارچوب اسکریپت تماس خودتان کمک می‌کند.

یک قاعده درباره‌ی پیامک

پیام جایگزین تماس باید شخصی و مرتبط با یک گفت‌وگوی مشخص باشد. ارسال متن تبلیغاتی روی خط خدماتی مجاز نیست و تفاوت این دو نوع پیام در پیامک خدماتی در برابر تبلیغاتی توضیح داده شده است. در روکا پیامک‌های یادآوری فقط از روی قالب‌های تأییدشده ارسال می‌شوند تا همین مرز سهواً رد نشود.

وقتی کسی جواب می‌دهد ولی آن کس مخاطب شما نیست

در شرکت‌های بزرگ‌تر، تماس شما بی‌پاسخ نمی‌ماند؛ به منشی یا واحد دیگری می‌رسد و همان‌جا متوقف می‌شود. این حالت با بی‌پاسخی فرق دارد و راه‌حلش هم متفاوت است:

  • دلیل تماس را مشخص و کوتاه بگویید. «درباره‌ی استعلام قیمتی که آقای نظری پنجشنبه فرستادند» خیلی راحت‌تر رد می‌شود تا «می‌خواستم درباره‌ی خدماتمان صحبت کنم».
  • وقت مناسب را از خودش بپرسید. کسی که تماس‌ها را فیلتر می‌کند، دقیقاً می‌داند مدیرش چه ساعتی آزاد است. این یک سوال ساده است و معمولاً جواب می‌گیرد.
  • شماره‌ی مستقیم یا داخلی را بگیرید. حتی اگر امروز به نتیجه نرسید، دفعه‌ی بعد یک مرحله جلوتر شروع می‌کنید.
  • نام همان فرد را ثبت کنید. دفعه‌ی بعد که با اسم کوچکش سلام کنید، دیگر یک فروشنده‌ی ناشناس نیستید.

یک نکته‌ی مهم: هیچ‌وقت از کنار زدن این فرد به شکل ناشیانه استفاده نکنید. دروازه‌بانی که احساس دور زده شدن کند، بعد از آن هیچ تماسی را رد نمی‌کند.

چرا تماس بی‌پاسخ باید ثبت شود

ثبت نکردن تلاش‌های بی‌پاسخ، رایج‌ترین حفره‌ی داده در تیم‌های فروش است. منطقش هم به‌ظاهر درست است: «اتفاقی نیفتاد، چه چیزی را ثبت کنم؟» ولی چهار چیز را از دست می‌دهید:

  1. الگو دیده نمی‌شود. بدون ثبت ساعت تماس‌ها، هیچ‌وقت نمی‌فهمید که این مشتری فقط عصرها در دسترس است.
  2. شمارنده کار نمی‌کند. قاعده‌ی شش تلاش وقتی معنا دارد که سیستم بداند تا حالا چند تلاش انجام شده؛ حافظه‌ی کارشناس این عدد را دست‌کم می‌گیرد.
  3. معامله قابل تحویل نیست. کارشناس بعدی نمی‌داند نه بار تماس گرفته شده و از صفر شروع می‌کند — یا بدتر، سرنخ را کنار می‌گذارد.
  4. مشتری تماس‌های تکراری می‌گیرد. وقتی دو کارشناس ثبت نمی‌کنند، هر دو زنگ می‌زنند و همین اعتبار شما را خراب می‌کند.

ثبت باید ارزان باشد وگرنه انجام نمی‌شود. یک دکمه در صف امروز که می‌گوید «تلاش شد، بی‌پاسخ» و بلافاصله تاریخ تلاش بعدی را می‌پرسد، همه‌ی این چهار مشکل را حل می‌کند. اگر ثبت یک تماس بی‌پاسخ سه صفحه فرم لازم داشته باشد، هیچ تیمی آن را انجام نمی‌دهد.

تلاش در برابر تماس مؤثر

وقتی بی‌پاسخ‌ها ثبت شوند، یک شاخص مهم به دست می‌آید: نرخ تماس مؤثر. مثال فرضی از یک هفته‌ی کاری:

شاخصعدد
تلاش تماس۱۸۰
گفت‌وگوی واقعی۴۲
نرخ تماس مؤثرحدود ۲۳ درصد

حالا اگر بدانید کدام بازه‌ی ساعتی بیشترین سهم آن ۴۲ گفت‌وگو را ساخته، می‌توانید برنامه‌ی تماس هفته‌ی بعد را جابه‌جا کنید. همین یک تغییر ساده، بدون اضافه کردن حتی یک تماس، خروجی را بالا می‌برد. ساختار چنین گزارشی در گزارش‌های تصمیم‌ساز فروش آمده است.

وقتی بالاخره جواب داد

بیست ثانیه‌ی اول تعیین می‌کند که این تماس ادامه پیدا می‌کند یا نه. دو کار را نکنید: گله نکنید («چند بار زنگ زدم») و عذرخواهی طولانی نکنید. مستقیم به موضوع بروید، اشاره‌ای به گفت‌وگوی قبلی بدهید و یک سوال بسته بپرسید. ساختار کامل این بیست ثانیه در ساختار تماس فروش موفق آمده است. و قبل از قطع کردن، همان قانون همیشگی: قدم بعدی با تاریخ ثبت شود.

گام عملی

این هفته یک کار کوچک انجام دهید: از تیم بخواهید هر تلاش بی‌پاسخ را با ساعتش ثبت کند. جمعه فهرست را نگاه کنید. تقریباً همیشه یک بازه‌ی ساعتی پیدا می‌شود که تیم بیشترین تماس را در آن می‌گیرد و کمترین جواب را — و همان یک کشف، هفته‌ی بعد را عوض می‌کند.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط