رفتن به محتوای اصلی

کاریز فروش (قیف فروش) چیست و چطور مراحلش را تعریف کنیم؟

تیم روکا۱۰ دقیقه مطالعه
کاریز فروش (قیف فروش) چیست و چطور مراحلش را تعریف کنیم؟

اگر مراحل کاریزتان را از روی الگوی آماده کپی کنید، هیچ‌وقت جواب نمی‌دهد. تعریف مرحله باید از رفتار واقعی مشتری شما بیاید.

کاریز فروش (که به آن قیف فروش یا Pipeline هم می‌گویند) نمایش مرحله‌به‌مرحله‌ی مسیری است که یک مشتری بالقوه از اولین تماس تا خرید طی می‌کند. کارش این است که به شما بگوید هر معامله دقیقاً کجاست و برای رفتن به مرحله‌ی بعد چه باید بشود.

تفاوت اصلی با یک فهرست ساده‌ی مشتریان این است که کاریز وضعیت را قابل شمردن می‌کند: می‌بینید ۴۰ معامله در مرحله‌ی «ارسال پیش‌فاکتور» مانده و فقط ۳ تا در «مذاکره‌ی نهایی» — و بلافاصله می‌فهمید گلوگاه کجاست.

یک نکته‌ی پایه‌ای قبل از ادامه: کاریز جای معامله است، نه جای مخاطب. هر شخص یا شرکت می‌تواند چند معامله‌ی هم‌زمان یا متوالی داشته باشد و هرکدام مرحله‌ی خودش را دارد. قاطی‌کردن این دو، اولین چیزی است که گزارش‌ها را خراب می‌کند؛ مرزها در سرنخ، مخاطب و فرصت جدا شده است.

قاعده‌ی طلایی تعریف مرحله

هر مرحله باید با یک رویداد قابل مشاهده تعریف شود، نه با حس فروشنده.

«علاقه‌مند شده» یک مرحله‌ی بد است، چون قابل اثبات نیست و هر فروشنده تعریف خودش را دارد. «پیش‌فاکتور ارسال شد» یک مرحله‌ی خوب است، چون یا اتفاق افتاده یا نیفتاده.

تعریف بدچرا بد استتعریف خوب
علاقه‌مند شدهحس است، نه رویدادنیاز و بودجه در تماس تأیید شد
در حال بررسیمعلوم نیست چه کسی در حال بررسی استپیش‌فاکتور ارسال شد
احتمال بالاقابل شمردن نیستتصمیم‌گیرنده جلسه گذاشت
پیگیریهمه‌ی مراحل پیگیری دارندپاسخ کتبی به قیمت دریافت شد

آزمون دو کارشناس

ساده‌ترین راه سنجش تعریف‌ها: یک معامله‌ی واقعی را به دو کارشناس بدهید و بدون مشورت بپرسید در کدام مرحله است. اگر جواب‌ها فرق کرد، مشکل از کارشناس نیست؛ تعریف مرحله مبهم است. تا وقتی این آزمون را رد نکنید، هیچ گزارشی از کاریز قابل اتکا نیست.

قاعده‌ی دوم هم به همان اندازه مهم است: مرحله باید با رویدادی عوض شود که در دنیای واقعی افتاده، در همان روزی که افتاده. اگر کارت‌ها آخر هفته دسته‌جمعی جابه‌جا می‌شوند، تاریخ‌های شما ساختگی‌اند و میانگین زمان مراحل بی‌معنی می‌شود.

نمونه‌ی کاریز برای فروش تلفنی

  1. سرنخ جدید — شماره‌ای داریم و هنوز تماس نگرفته‌ایم.
  2. تماس اول انجام شد — طرف جواب داده و نیازش را فهمیده‌ایم.
  3. پیش‌فاکتور ارسال شد — قیمت رسماً اعلام شده است.
  4. مذاکره — طرف مقابل به قیمت واکنش داده و در حال گفت‌وگوییم.
  5. بسته‌شده — برنده / بازنده

پنج مرحله برای اکثر کسب‌وکارهای کوچک کافی است. هر مرحله‌ای که اضافه می‌کنید باید بتوانید بگویید چه تصمیمی را عوض می‌کند.

نمونه‌ی کاریز برای فروش پروژه‌ای یا B2B

  1. سرنخ واجد شرایط (بودجه و تصمیم‌گیرنده مشخص است)
  2. جلسه‌ی نیازسنجی برگزار شد
  3. پیشنهاد فنی و مالی ارسال شد
  4. ارزیابی داخلی مشتری
  5. مذاکره‌ی قرارداد
  6. بسته‌شده

مرحله‌ی چهارم در این الگو خطرناک‌ترین مرحله است، چون توپ در زمین شماست ولی احساس می‌کنید نیست. ویژگی‌های چرخه‌ی فروش سازمانی در فروش B2B جداگانه آمده است.

سه کاریز برای سه صنف متفاوت

الگوی آماده به همین دلیل جواب نمی‌دهد که واحد کار هر صنف فرق می‌کند. سه نمونه‌ی زیر را کنار هم بگذارید تا ببینید تفاوت کجاست.

مشاور املاک

  1. متقاضی ثبت شد (نوع ملک، محدوده و سقف بودجه مشخص است)
  2. فایل معرفی شد
  3. بازدید انجام شد
  4. پیشنهاد قیمت رد و بدل شد
  5. قولنامه

ویژگی این کاریز دو طرفه بودنش است: هر معامله به یک متقاضی و یک فایل وصل است و اگر فایل بفروشد، همه‌ی معامله‌های وابسته باید تعیین تکلیف شوند. جزئیات این ساختار در CRM مشاور املاک آمده.

آموزشگاه

  1. درخواست اطلاعات دوره
  2. مشاوره‌ی تحصیلی انجام شد
  3. جلسه‌ی آزمایشی یا آزمون تعیین سطح
  4. ثبت‌نام و پیش‌پرداخت
  5. شروع دوره

اینجا کاریز مهلت دارد: با شروع ترم، هر معامله‌ی بازِ باقی‌مانده عملاً باخته است، حتی اگر مشتری هنوز مؤدبانه جواب می‌دهد. کاریز فصلی باید تاریخ انقضا داشته باشد وگرنه همیشه باد کرده به‌نظر می‌رسد. الگوی کامل در CRM آموزشگاه.

خدمات فنی و تعمیرات

  1. درخواست ثبت شد
  2. بازدید فنی و تشخیص
  3. برآورد هزینه اعلام شد
  4. تأیید مشتری
  5. اجرا و تحویل

تفاوت این یکی در طول چرخه است: از ثبت تا تحویل ممکن است چند روز باشد، نه چند هفته. کاریزی که مراحل زیاد داشته باشد در این سرعت اصلاً به‌روز نمی‌شود. اینجا کمتر بودن مراحل نه سلیقه، که شرط کارکردن است — CRM خدمات فنی.

اشتباه کاریز ده‌مرحله‌ای

کاریز ده‌مرحله‌ای در عمل رها می‌شود، چون به‌روزرسانی‌اش کار اضافه است. اگر تیم مراحل را به‌روز نکند، گزارش‌ها دروغ می‌گویند و بدتر از نداشتنشان است.

نکته این است که هیچ‌کس عمداً کاریز ده‌مرحله‌ای نمی‌سازد. مراحل یکی‌یکی اضافه می‌شوند: هر جلسه یک نفر یک حالت خاص را مطرح می‌کند و برایش مرحله‌ی جدید ساخته می‌شود. سه نشانه که از حد گذشته‌اید:

  • دو مرحله همیشه با هم پر و خالی می‌شوند. یعنی در واقعیت یک مرحله‌اند و باید یکی شوند.
  • مرحله‌ای هست که هیچ معامله‌ای بیشتر از یک روز در آن نمی‌ماند. آن مرحله یک رویداد است، نه یک وضعیت؛ جایش فیلد یا برچسب است.
  • کارشناس‌ها کارت‌ها را چند مرحله یک‌جا جلو می‌برند. یعنی مراحل میانی برایشان معنایی ندارد.

راه‌حل معمولاً حذف مرحله است، نه آموزش بیشتر. جزئیاتی که واقعاً لازم‌اند (نوع محصول، منبع سرنخ، وضعیت پرداخت) باید فیلد باشند نه مرحله. حد عملی برای اکثر کسب‌وکارهای کوچک چهار تا شش مرحله است؛ روش ساختن این ساختار از صفر در طراحی فرایند فروش توضیح داده شده.

معامله‌ی زامبی و هشدار رکود

معامله‌ای که سه ماه در یک مرحله مانده، عملاً مرده است ولی در گزارش «فرصت باز» شمرده می‌شود و پیش‌بینی فروش را باد می‌کند. مشکل فقط عدد نیست: کاریزِ پر از معامله‌ی زامبی باعث می‌شود تیم احساس کند کار زیادی در جریان دارد و سراغ سرنخ جدید نرود.

آستانه‌ی رکود را از داده‌ی خودتان دربیاورید

قاعده‌ی ساده: آستانه‌ی هر مرحله دو برابر میانگین زمان ماندن در همان مرحله است. یک عدد ثابت برای کل کاریز جواب نمی‌دهد، چون مراحل سرعت‌های متفاوتی دارند. مثال فرضی:

مرحلهمیانگین ماندنآستانه‌ی هشدار
تماس اول انجام شد۳ روز۶ روز
پیش‌فاکتور ارسال شد۹ روز۱۸ روز
مذاکره۱۴ روز۲۸ روز

روکا برای همین به معامله‌های راکد هشدار رکود می‌دهد؛ ولی خود هشدار کاری نمی‌کند. کاری که باید بشود این است: در جلسه‌ی هفتگی، هر معامله‌ی هشداردار فقط یکی از این سه سرنوشت را می‌گیرد.

  1. قدم بعدی تاریخ‌دار می‌گیرد — یعنی هنوز زنده است و کسی مسئولش است.
  2. به مرحله‌ی درست منتقل می‌شود — گاهی معامله عقب رفته و کسی به‌روزش نکرده.
  3. با ثبت دلیل بسته می‌شود — دردناک‌ترین گزینه و معمولاً درست‌ترین.

گزینه‌ی چهارم — «فعلاً بماند» — همان چیزی است که زامبی می‌سازد. بستن معامله ضرر نیست؛ فقط ثبت واقعیتی است که قبلاً اتفاق افتاده. سرنخ‌های بسته‌شده هم لزوماً تمام‌شده نیستند و می‌شود بعداً سراغشان رفت.

چطور از کاریز عدد بیرون بکشیم

وقتی چند ماه داده جمع شد، سه عدد ارزشمند به‌دست می‌آید:

  • نرخ عبور هر مرحله: از هر ۱۰ پیش‌فاکتور چند تا به مذاکره می‌رسد؟ این عدد نشان می‌دهد قیمت‌گذاری یا کیفیت سرنخ مشکل دارد. محاسبه‌اش در نرخ تبدیل فروش توضیح داده شده.
  • میانگین زمان ماندن در هر مرحله: گلوگاه واقعی را نشان می‌دهد و آستانه‌ی رکود از همین‌جا می‌آید.
  • ارزش وزنی کاریز: مجموع مبلغ معامله‌ها ضربدر احتمال هر مرحله.

ارزش وزنی با یک مثال عددی

احتمال هر مرحله را از تاریخچه‌ی خودتان دربیاورید، نه از الگوی آماده: از معامله‌هایی که شش ماه گذشته به این مرحله رسیدند، چند درصد در نهایت برنده شدند؟ اعداد زیر فرضی‌اند:

مرحلهتعداد معاملهمجموع مبلغاحتمالارزش وزنی
تماس اول انجام شد۱۲۲۴۰ میلیون۱۰٪۲۴ میلیون
پیش‌فاکتور ارسال شد۸۲۰۰ میلیون۳۰٪۶۰ میلیون
مذاکره۵۱۵۰ میلیون۶۰٪۹۰ میلیون
تأیید نهایی۲۶۰ میلیون۸۵٪۵۱ میلیون
جمع۲۷۶۵۰ میلیون—۲۲۵ میلیون

تفاوت ۶۵۰ و ۲۲۵ همان چیزی است که مدیران را غافلگیر می‌کند. «۶۵۰ میلیون فرصت باز داریم» جمله‌ی خوش‌بینانه‌ای است که تصمیم بد می‌سازد؛ ۲۲۵ میلیون عددی است که می‌شود رویش برنامه‌ریزی کرد.

دو هشدار درباره‌ی همین عدد:

  • ارزش وزنی، پیش‌بینی فروشِ ماه آینده نیست. بخشی از این معامله‌ها بعد از میانگین طول چرخه بسته می‌شوند. اگر چرخه‌ی شما شش هفته است، این عدد تقریباً متعلق به شش هفته‌ی آینده است نه این ماه.
  • یک معامله‌ی بزرگ می‌تواند کل عدد را گمراه‌کننده کند. اگر یک معامله بیش از حدود یک‌سوم جمع باشد، جدا حسابش کنید.

روش استفاده از این اعداد برای پیش‌بینی در پیش‌بینی فروش و گزارش‌های تصمیم‌ساز در گزارش فروش آمده است.

مرحله می‌گوید کجاست، قدم بعدی می‌گوید چه کنیم

مرحله می‌گوید معامله کجاست؛ قدم بعدی می‌گوید چه کسی چه کاری و کِی باید بکند. بدون دومی، کاریز فقط یک عکس زیباست. قانون قدم بعدی را جدی بگیرید.

در عمل این یعنی کاریز صفحه‌ی مدیر است و صف پیگیری امروز صفحه‌ی کارشناس. مدیر گلوگاه را می‌بیند، کارشناس فهرست کارهای امروز را. اگر فقط اولی را داشته باشید، تصویر دارید بدون اقدام.

شروع عملی

همین امروز مراحل خودتان را روی کاغذ بنویسید و برای هرکدام یک جمله بنویسید که «ورود به این مرحله یعنی چه اتفاقی افتاده». بعد معامله‌های فعلی را روی این مراحل بچینید. اگر معامله‌ای در هیچ مرحله‌ای جا نشد، یعنی تعریفتان ناقص است — نه اینکه معامله عجیب است.

سه هفته بعد دوباره نگاه کنید: کدام مرحله شلوغ شده، کدام همیشه خالی است، و کدام‌ها همیشه با هم عوض می‌شوند. کاریز اول شما قرار نیست درست باشد؛ قرار است قابل اصلاح باشد.

برای دیدن این ایده در عمل، کانبان معاملات روکا را ببینید یا تعرفه را مرور کنید؛ کاربرها شمرده نمی‌شوند.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط