رفتن به محتوای اصلی

تحلیل مکالمه‌ی فروش: از تماس‌های ضبط‌شده چه چیزی یاد می‌گیریم؟

تیم روکا۱۰ دقیقه مطالعه
تحلیل مکالمه‌ی فروش: از تماس‌های ضبط‌شده چه چیزی یاد می‌گیریم؟

تماس‌های ضبط‌شده گنجینه‌ای هستند که معمولاً دست‌نخورده می‌مانند. مسئله این است که تحلیلشان به‌راحتی از آموزش به مچ‌گیری تبدیل می‌شود.

هر تیم فروشی که تماس‌هایش را ضبط می‌کند، روی یک انبار داده‌ی دست‌نخورده نشسته است. صدها ساعت مکالمه‌ی واقعی با مشتری واقعی — دقیقاً همان چیزی که همه در جلسه‌ها درباره‌اش حدس می‌زنند. مشکل این است که هیچ‌کس وقت گوش دادن به آن‌ها را ندارد، و وقتی هم گوش می‌دهند معمولاً فقط تماس‌های شکست‌خورده را انتخاب می‌کنند.

تحلیل خودکار مکالمه این انبار را قابل استفاده می‌کند. اما یک خطر جدی دارد که اگر مدیریت نشود، کل پروژه را به ضد خودش تبدیل می‌کند: تیم احساس می‌کند زیر ذره‌بین است. در ادامه هم می‌گوییم چه چیزی واقعاً قابل استخراج است و هم می‌گوییم چطور این مرز را نگه دارید.

تحلیل مکالمه دقیقاً چه چیزی را می‌شمارد

بعد از این‌که تماس رونویسی شد، شش چیز از آن قابل استخراج است. توجه کنید همه‌ی این‌ها شمارش هستند، نه قضاوت:

نسبت حرف زدن

چند درصد از زمان تماس را کارشناس حرف زده و چند درصد را مشتری. ساده‌ترین عدد و در عین حال گویاترینشان. در تماس‌های اکتشافی، وقتی کارشناس بیش از هفتاد درصد زمان حرف می‌زند معمولاً دارد معرفی می‌کند نه کشف. در تماس دموی محصول برعکس، طبیعی است که سهم کارشناس بالا باشد.

سوال‌های پرسیده‌شده

تعداد سوال‌ها و جنسشان. سوال بسته («بودجه دارید؟») در برابر سوال باز («این تصمیم در شرکت شما چطور گرفته می‌شود؟»). تیم‌هایی که نرخ تبدیل بالاتری دارند معمولاً سوال باز بیشتری می‌پرسند — اما این را باید در داده‌ی خودتان بررسی کنید، نه از روی قاعده‌ی کلی.

اعتراض‌های تکرارشونده

پرارزش‌ترین خروجی. وقتی صد تماس را کنار هم بگذارید، معلوم می‌شود مشتری‌ها چند نوع اعتراض بیشتر ندارند: قیمت، زمان تحویل، عدم اعتماد به شرکت تازه‌کار، نیاز به تأیید مدیر بالاتر. دیدن این‌ها با فراوانی، اولویت آموزش را مشخص می‌کند. پاسخ درست به هرکدام موضوع مدیریت اعتراض مشتری است.

دلیل اعلام‌شده‌ی شکست

در تماس‌هایی که به بن‌بست می‌رسند، معمولاً مشتری دلیلی می‌گوید. جمع کردن این دلیل‌ها از متن تماس، خیلی دقیق‌تر از فیلد «دلیل شکست» است که کارشناس بعداً از روی حافظه پر می‌کند — چون آن فیلد معمولاً همیشه «قیمت» زده می‌شود.

طول تک‌گویی و وقفه

طولانی‌ترین بازه‌ای که یک نفر بدون وقفه حرف زده. تک‌گویی سه‌دقیقه‌ای درباره‌ی ویژگی‌های محصول، تقریباً همیشه نشانه‌ی از دست رفتن توجه مشتری است. همچنین سکوت بعد از اعلام قیمت — این‌که کارشناس آن سکوت را می‌شکند یا نه، رفتار قابل تمرینی است.

آیا قدم بعدی مشخص شد

تماسی که بدون توافق روی «چه کسی، چه کاری، چه روزی» تمام شود، عملاً تمام نشده. این را می‌شود از انتهای متن تماس تشخیص داد و به‌عنوان یک شاخص شمرد. برای اکثر تیم‌ها، بالا بردن همین یک عدد بیشترین اثر را روی نتیجه دارد.

چند تماس برای تحلیل کافی است؟

سوالی که معمولاً پرسیده نمی‌شود و باعث نتیجه‌گیری‌های اشتباه می‌شود. تحلیل روی پنج تماس، تحلیل نیست؛ حکایت است. چند قاعده‌ی عملی:

  • برای دیدن الگوی اعتراض‌ها، دست‌کم پنجاه تماس در یک بازه‌ی مشخص لازم است. زیر این تعداد، هر چیزی که می‌بینید ممکن است تصادفی باشد.
  • برای مقایسه‌ی دو ماه با هم، مطمئن شوید ترکیب تماس‌ها عوض نشده. اگر ماه گذشته یک نمایشگاه داشتید، سرنخ‌ها جنس دیگری دارند و مقایسه بی‌معنی است.
  • برای قضاوت درباره‌ی یک کارشناس تازه‌وارد، هیچ تعدادی کافی نیست تا وقتی چرخه‌ی فروش کامل شما طی نشده باشد. در فروش سازمانی این چرخه می‌تواند چند ماه طول بکشد.
  • تماس‌ها را تفکیک کنید. تماس ورودی با تماس سرد یکی نیست، و تماس با مشتری فعلی با تماس با سرنخ جدید یکی نیست. میانگین گرفتن روی همه‌ی این‌ها عددی می‌سازد که هیچ‌چیز را توصیف نمی‌کند.

اگر حجم تماس شما کم است، سالانه یا فصلی تحلیل کنید — نه هفتگی. تحلیل هفتگی روی داده‌ی کم فقط نویز تولید می‌کند و تیم را دنبال نخود سیاه می‌فرستد.

هیچ عددی بدون زمینه معنی ندارد

خطر اصلی تحلیل خودکار این است که عددها را برهنه نگاه کنیم. جدول زیر نشان می‌دهد برداشت ساده‌انگارانه از هر شاخص چه شکلی است و برداشت درست چه شکلی:

شاخصبرداشت ساده‌انگارانهبرداشت درست
سهم حرف زدن کارشناس بالاستزیادی حرف می‌زندبستگی به نوع تماس دارد؛ در دموی فنی طبیعی است. با نوع تماس تفکیک کنید.
تعداد سوال کم استکشف نکردهشاید مشتری خودش همه‌چیز را توضیح داده. متن را ببینید، نه فقط عدد را.
تماس کوتاه بودهکم‌کاریتماس کوتاهی که به قرار جلسه ختم شده، از تماس چهل‌دقیقه‌ای بی‌نتیجه بهتر است.
اعتراض قیمت زیاد تکرار شدهقیمت ما گران استشاید ارزش خوب منتقل نمی‌شود، یا سرنخ‌ها از کانال اشتباهی می‌آیند.
یک کارشناس نرخ تبدیل پایینی داردعملکرد ضعیفببینید چه سرنخ‌هایی به او رسیده. کیفیت ورودی نصف ماجراست.

قاعده‌ی کلی: عدد سوال می‌سازد، جواب نمی‌دهد. هر عددی که در گزارش می‌بینید باید شما را ببرد سراغ گوش دادن به دو یا سه تماس واقعی.

یک آیین هفتگی که واقعاً به آموزش تبدیل می‌شود

داشتن گزارش تحلیل، به‌خودی‌خود هیچ‌چیز را عوض نمی‌کند. چیزی که عوض می‌کند، یک جلسه‌ی کوتاه و ثابت است:

  1. سی دقیقه، هفته‌ای یک‌بار، با کل تیم. نه جلسه‌ی جداگانه با هر نفر — این کار از همان اول بوی بازخواست می‌دهد.
  2. دو برش صوتی، هرکدام کمتر از دو دقیقه. یکی نمونه‌ی خوب، یکی نمونه‌ای که می‌شد بهتر باشد. هر دو از تیم خودتان.
  3. انتخاب برش با خود کارشناس باشد، نه فقط با مدیر. از هر نفر بخواهید یک برش بیاورد که خودش دوستش داشته. این یک تغییر کوچک است که کل حال جلسه را عوض می‌کند.
  4. روی یک رفتار مشخص تمرکز کنید. مثلاً این هفته فقط «سکوت بعد از اعلام قیمت». هفته‌ی بعد یک چیز دیگر. تمرکز پراکنده یعنی هیچ.
  5. خروجی جلسه یک جمله باشد. «از این هفته، بعد از اعلام قیمت سه ثانیه سکوت می‌کنیم.» این جمله را در اسکریپت تماس بنویسید تا فراموش نشود.

بعد از چهار هفته، همان شاخص را دوباره بشمارید. اگر تغییر نکرده، مشکل در تمرین است نه در تحلیل.

چهار قاعده تا به ابزار سرزنش تبدیل نشود

این بخش را جدی بگیرید. اولین باری که یک کارشناس احساس کند تحلیل مکالمه برای پیدا کردن اشتباهاتش استفاده می‌شود، رفتارش عوض می‌شود: محتاط حرف می‌زند، تماس‌های سخت را نمی‌گیرد، و در بدترین حالت ضبط را دور می‌زند.

  • عدد فردی را در جمع رتبه‌بندی نکنید. جدول «نسبت حرف زدن به تفکیک نفرات» روی دیوار، تضمینی‌ترین راه کشتن اعتماد است. تحلیل مقایسه‌ای را در سطح تیم نگه دارید.
  • پورسانت و ارزیابی را به این شاخص‌ها گره نزنید. به محض این‌که عددی به پول وصل شود، بازی شروع می‌شود و داده بی‌ارزش می‌شود. برای پورسانت از نتیجه استفاده کنید، نه از رفتار — این را در مدیریت تیم فروش باز کرده‌ایم.
  • دسترسی کارشناس به داده‌ی خودش را باز بگذارید. هر کسی باید بتواند شاخص‌های تماس‌های خودش را ببیند، بدون واسطه‌ی مدیر. ابزاری که فقط مدیر می‌بیند، ابزار نظارت است.
  • از تحلیل برای دفاع از تیم هم استفاده کنید. اگر داده نشان می‌دهد شصت درصد سرنخ‌های یک کانال اصلاً بودجه ندارند، این ایراد تیم فروش نیست؛ ایراد کیفیت سرنخ است. وقتی تیم ببیند تحلیل گاهی به نفعش تمام می‌شود، با آن همراه می‌شود.
یک آزمون ساده برای فهمیدن این‌که در کدام مسیر هستید: در جلسه‌ی هفتگی، بیشتر وقت صرف بررسی این می‌شود که چه کسی اشتباه کرد، یا این‌که دفعه‌ی بعد چه کار متفاوتی می‌کنیم؟

چیزهایی که به فروش ربط ندارند و از همین داده درمی‌آیند

وقتی صد تماس را جمعی نگاه کنید، بخشی از یافته‌ها اصلاً به عملکرد تیم فروش مربوط نیست:

  • محصول. اگر در چهل درصد تماس‌ها یک قابلیت خاص پرسیده می‌شود که ندارید، این یافته‌ی توسعه‌ی محصول است.
  • قیمت‌گذاری. اگر اعتراض قیمت همیشه در یک سطح مشخص از سفارش رخ می‌دهد، ساختار پلکانی قیمت مشکل دارد.
  • بازاریابی. اگر مشتری‌ها مدام چیزی می‌پرسند که در سایت شما نوشته شده، یعنی آن صفحه دیده نمی‌شود یا واضح نیست.
  • پشتیبانی. اگر تماس‌های فروش پر از سوال مشتریان فعلی است، مسیر پشتیبانی درست کار نمی‌کند.

این‌ها اغلب از خود بهبود مهارت فروش ارزش بیشتری دارند، چون یک‌بار حل می‌شوند و برای همیشه.

محدودیت‌ها

تحلیل خودکار چیزهایی را نمی‌فهمد و بهتر است انتظارش را نداشته باشید. لحن و طعنه در فارسی محاوره‌ای به‌سختی تشخیص داده می‌شود؛ جمله‌ی «چشم، حتماً بررسی می‌کنیم» می‌تواند تعارف باشد یا تعهد. رابطه‌ی قبلی بین دو طرف در متن نیست. و مهم‌تر از همه، مدل نمی‌داند در بازار شما چه اتفاقی افتاده — اگر رقیبی قیمت شکسته، افت نرخ تبدیل به تیم ربطی ندارد.

به همین دلیل خروجی تحلیل هم مثل هر خروجی دیگر مدل، پیش‌نویس است نه حکم. آدم باید نگاهش کند، زمینه‌اش را اضافه کند و بعد تصمیم بگیرد. این همان قاعده‌ای است که در سراسر هوش مصنوعی در فروش بر آن تأکید کرده‌ایم.

از کجا شروع کنیم

لازم نیست از روز اول همه‌ی شاخص‌ها را داشته باشید. یک شاخص انتخاب کنید — پیشنهاد ما «سهم تماس‌هایی که با قدم بعدی مشخص تمام شده‌اند» است. یک ماه بشماریدش، در جلسه‌ی هفتگی رویش کار کنید، و ببینید در گزارش‌های فروش چه اثری روی نرخ تبدیل می‌گذارد. بقیه‌ی شاخص‌ها بعداً اضافه می‌شوند.

و یک یادآوری آخر: تحلیل مکالمه جای گوش دادن را نمی‌گیرد. هر مدیر فروشی باید هفته‌ای دست‌کم دو تماس کامل را از اول تا آخر بشنود. عدد به شما می‌گوید کجا را نگاه کنید؛ چیزی که باید ببینید، در خود صدا است. برای دیدن جای این قابلیت‌ها در کل محصول، امکانات روکا را مرور کنید.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط