رفتن به محتوای اصلی

اسکریپت فروش تلفنی: چطور یک چارچوب بنویسیم که خوانده نشود

تیم روکا۱۱ دقیقه مطالعه
اسکریپت فروش تلفنی: چطور یک چارچوب بنویسیم که خوانده نشود

اسکریپت خوب متنی برای خواندن نیست؛ ریلی است که وقتی مکالمه از مسیر خارج شد، کارشناس را برمی‌گرداند. این مقاله نشان می‌دهد چطور بنویسیدش.

دو باور متضاد درباره‌ی اسکریپت فروش تلفنی وجود دارد. یکی می‌گوید اسکریپت مکالمه را مصنوعی و رباتیک می‌کند. دیگری می‌گوید بدون اسکریپت، هر کارشناس ساز خودش را می‌زند و آموزش نیروی جدید ماه‌ها طول می‌کشد. هر دو درست می‌گویند، چون درباره‌ی دو چیز متفاوت حرف می‌زنند.

آنچه مکالمه را مصنوعی می‌کند، خواندن اسکریپت است، نه داشتن آن. این مقاله درباره‌ی خودِ سند است: چطور نوشته شود، چه چیزی داخلش باشد، و مهم‌تر از همه چطور با داده‌ی معامله‌های برده و باخته به‌مرور بهتر شود. اگر دنبال اصول کلی یک تماس خوب هستید، آن بحث را جداگانه در فروش تلفنی موفق آورده‌ایم.

چرا اسکریپت‌های معمول از رو خوانده می‌شوند

اسکریپت‌هایی که تیم‌ها می‌نویسند معمولاً سه ایراد مشترک دارند و هر سه باعث می‌شوند کارشناس چاره‌ای جز خواندن نداشته باشد:

  • طولانی‌اند. سه صفحه متن پیوسته را نمی‌شود حفظ کرد؛ فقط می‌شود خواند.
  • خطی‌اند. فرض می‌کنند مشتری همان چیزی را می‌گوید که در متن پیش‌بینی شده. اولین جواب غیرمنتظره، کارشناس را از ریل خارج می‌کند و او دیگر نمی‌داند از کجا ادامه بدهد.
  • با زبان بازاریابی نوشته شده‌اند، نه با زبان محاوره. جمله‌هایی مثل «ما ارائه‌دهنده‌ی راهکارهای جامع هستیم» را هیچ آدمی در تلفن نمی‌گوید.

راه‌حل، حذف اسکریپت نیست. راه‌حل، عوض کردن شکل آن است: از یک متن پیوسته به مجموعه‌ای از بلوک‌های کوتاه که هرکدام یک هدف دارند و ترتیبشان می‌تواند عوض شود.

اسکریپت نیست، ریل است

به اسکریپت به‌عنوان ریل نگاه کنید: چیزی که وقتی مکالمه از مسیر خارج شد، کارشناس را برمی‌گرداند. با این نگاه، محتوای سند عوض می‌شود.

اسکریپت خطیچارچوب بلوکی
متن پیوسته برای خواندنهدف هر بلوک + دو سه جمله‌ی نمونه
یک مسیرمسیر اصلی + مسیرهای انشعابی
موفقیت = تمام‌کردن متنموفقیت = رسیدن به قدم بعدی مشخص
بازنویسی سالانهبازنگری ماهانه بر اساس داده
یکسان برای همه‌ی مخاطباننسخه‌ی جدا برای هر منبع سرنخ

نکته‌ی آخر مهم است. تماس با کسی که خودش فرم سایت را پر کرده با تماس سرد با فهرست نمایشگاه، از همان جمله‌ی اول فرق دارد. یک اسکریپت واحد برای هر دو، هر دو را ضعیف می‌کند. در دفتر بیمه این فاصله از این هم بیشتر است: در تماس تمدید، طرف مقابل پارسال از خود شما خریده، پس بلوک یک و دو تقریباً حذف می‌شوند و تماس مستقیم از تغییرات امسال شروع می‌شود — این چیدمان را در CRM بیمه باز کرده‌ایم.

شش بلوک یک تماس B2B

برای نمونه، فرض کنید سیستم حضور و غیاب می‌فروشید و با یک کارخانه‌ی ۴۰ نفره تماس می‌گیرید که هفته‌ی قبل در سایت شما فرم پر کرده است.

بلوک یک: باز کردن در دو جمله

هدف: مشخص کردن هویت و دلیل تماس، و گرفتن اجازه‌ی ادامه. حداکثر پانزده ثانیه.

سلام، وقتتان بخیر. من رضایی هستم از شرکت [نام]. هفته‌ی پیش از طرف مجموعه‌ی شما یک درخواست درباره‌ی سیستم حضور و غیاب ثبت شده بود. تماس گرفتم که ببینم هنوز روی این موضوع کار می‌کنید یا نه. دو دقیقه وقت دارید؟

دو جزئیات کوچک ولی تعیین‌کننده: اشاره‌ی مشخص به «درخواست هفته‌ی پیش» به‌جای معرفی عمومی شرکت، و پرسیدن اجازه‌ی وقت. اگر جواب «الان نه» بود، همان‌جا تمام کنید و فقط زمان تماس بعدی را بگیرید.

بلوک دو: قلاب ارزش

هدف: یک جمله که به مخاطب نشان دهد ادامه‌ی این تماس به نفع اوست. این جمله باید درباره‌ی مشکل باشد، نه درباره‌ی محصول.

معمولاً وقتی مجموعه‌ای در این اندازه سراغ ما می‌آید، مشکل اصلی این است که آخر ماه محاسبه‌ی اضافه‌کاری و تأخیر چند روز از وقت اداری می‌گیرد و همیشه سر چند نفر اختلاف پیش می‌آید. برای شما هم همین است یا موضوع دیگری بود؟

جمله‌ی آخر مهم است: قلاب را با یک سوال ببندید. اگر بسته نشود، تبدیل به سخنرانی می‌شود.

بلوک سه: سه سوال کشف

هدف: فهمیدن وضعیت فعلی، اندازه‌ی درد و اینکه تصمیم با کیست. بیشتر از سه تا نپرسید؛ بازجویی می‌شود.

  • «الان ورود و خروج را چطور ثبت می‌کنید؟»
  • «ماهی چقدر وقت صرف جمع‌بندی و رفع اختلاف‌ها می‌شود؟»
  • «اگر بخواهید تصمیم بگیرید، غیر از شما چه کسی باید تأیید کند؟»

جواب هر سه باید ثبت شود، وگرنه در تماس بعدی از صفر شروع می‌کنید. عملی‌ترین راه این است که بعد از قطع تماس سی ثانیه خلاصه را بگویید و سیستم خودش پیش‌نویس را بسازد؛ روکا این کار را با تبدیل صوت به سرنخ انجام می‌دهد تا کسی مجبور به تایپ نباشد.

بلوک چهار: پل به راه‌حل

هدف: وصل کردن دقیقاً همان چیزی که مشتری گفت به یک قابلیت مشخص. نه معرفی کامل محصول.

چیزی که گفتید — اختلاف سر ساعت ورود — دقیقاً همان چیزی است که گزارش روزانه‌ی سیستم حل می‌کند: هر کارمند خودش گزارش خودش را می‌بیند و اگر ایرادی باشد همان روز اعلام می‌کند، نه آخر ماه.

قاعده‌ی سخت این بلوک: حداکثر دو قابلیت. هر قابلیت اضافه که مشتری نخواسته، احتمال ایجاد یک اعتراض جدید را بالا می‌برد. شیوه‌ی برخورد با اعتراض‌ها در مدیریت اعتراض مشتری آمده است.

بلوک پنج: بستن قدم بعدی

هدف تماس، فروش نیست؛ رسیدن به یک قدم بعدی مشخص و تاریخ‌دار است.

پیشنهاد می‌کنم یک جلسه‌ی بیست دقیقه‌ای آنلاین بگذاریم و همان گزارش ماهانه را با داده‌ی خودتان نشانتان بدهم. سه‌شنبه ساعت ده مناسب است یا چهارشنبه بعدازظهر بهتر است؟

دو گزینه بدهید، نه یک سوال باز. «کی وقت دارید؟» تقریباً همیشه به «بعداً هماهنگ می‌کنیم» ختم می‌شود، و «بعداً» یعنی هیچ‌وقت.

بلوک شش: خروج محترمانه

هدف: بستن حلقه، حتی وقتی جواب منفی است. جمله‌ی خروج باید در را باز بگذارد بدون اینکه التماس کند.

ممنون از وقتتان. اگر الان اولویت نیست مشکلی نیست؛ شماره‌ام را می‌فرستم و سه ماه دیگر یک تماس کوتاه می‌گیرم. اگر قبلش لازم شد، همین شماره در دسترس است.

و بعد واقعاً سه ماه بعد تماس بگیرید. سرنخ‌های «نه، فعلاً» بخش قابل توجهی از فروش سال آینده‌اند، به‌شرط اینکه تاریخشان ثبت شده باشد.

برای هر بلوک سه نسخه بنویسید

یک جمله برای هر بلوک کافی نیست، چون هر کارشناس لحن خودش را دارد و جمله‌ای که در دهان یک نفر طبیعی است در دهان دیگری مصنوعی می‌شود. برای هر بلوک سه نسخه بنویسید و بگذارید هرکس نزدیک‌ترین را انتخاب کند یا با همان ساختار نسخه‌ی خودش را بسازد.

این کار یک فایده‌ی دوم هم دارد: وقتی سه نسخه در گردش است، بعد از چند هفته می‌فهمید کدام نسخه نتیجه‌ی بهتری می‌دهد. یک آزمون ساده و رایگان.

اسکریپت را با داده‌ی برده و باخته بهبود بدهید

اینجا بخشی است که تقریباً هیچ تیمی انجام نمی‌دهد و بیشترین اثر را دارد. اسکریپت را بر اساس سلیقه بازنویسی نکنید؛ بر اساس اینکه معامله‌ها کجا از دست می‌روند بازنویسی کنید.

برای این کار سه چیز باید در هر معامله ثبت شود:

  1. دلیل باخت، از یک فهرست کوتاه و ثابت — قیمت، زمان‌بندی، رقیب، نبود بودجه، بی‌پاسخ ماندن، تصمیم‌گیرنده‌ی اشتباه.
  2. مرحله‌ای که معامله در آن متوقف شد.
  3. جمله یا اعتراضی که مکالمه را برگرداند — یک خط، به زبان خود مشتری.

فهرست دلایل را کوتاه نگه دارید. اگر بیست گزینه بگذارید، هر کارشناس یکی را انتخاب می‌کند و داده به درد تحلیل نمی‌خورد. وقتی این سه فیلد پر باشند، گزارش‌های فروش می‌توانند به شما بگویند کدام بلوک اسکریپت خراب است:

نشانه در دادهبلوک مشکل‌داراصلاح پیشنهادی
تماس‌ها زیر یک دقیقه قطع می‌شوندبلوک یکدلیل تماس مشخص‌تر و کوتاه‌تر شود
مشتری زود می‌پرسد «قیمتش چند است؟»بلوک دوقلاب به مشکل وصل نشده، دارد به محصول وصل می‌شود
یادداشت‌ها خالی یا سه‌کلمه‌ای‌اندبلوک سهسوال‌ها زیاد یا مبهم‌اند
دلیل باخت اغلب «گران بود»بلوک چهارارزش قبل از قیمت ساخته نشده
معامله‌ها بدون قدم بعدی رها می‌شوندبلوک پنجپیشنهاد دو گزینه‌ی زمانی جا افتاده
باخت به «تصمیم‌گیرنده‌ی اشتباه»بلوک سهسوال تأییدکننده جدی گرفته نشده

الگوی توقف در مرحله‌ها را روی کاریز فروش راحت‌تر می‌بینید، و روند تغییرات را در گزارش‌ها دنبال کنید. برای فروش‌های سازمانی طولانی، جزئیات چرخه در فروش B2B آمده است.

حلقه‌ی چهارهفته‌ای بازنگری

یک ریتم ساده که در عمل جواب می‌دهد:

  1. هفته‌ی اول: فقط ثبت. هیچ تغییری در اسکریپت ندهید و بگذارید داده جمع شود.
  2. هفته‌ی دوم: پنج تماس باخته و پنج تماس برده را با تیم مرور کنید. فقط دنبال جمله‌های تکراری بگردید.
  3. هفته‌ی سوم: یک بلوک — فقط یکی — را بازنویسی کنید و به همه بدهید.
  4. هفته‌ی چهارم: نتیجه را با دوره‌ی قبل مقایسه کنید و تصمیم بگیرید نگهش دارید یا برگردانید.

اگر هم‌زمان سه بلوک را عوض کنید، هیچ‌وقت نمی‌فهمید کدام تغییر اثر داشته است.

قواعد نگارش سند

  • یک صفحه، نه ده صفحه. اگر روی یک برگه جا نشد، هنوز اسکریپت نیست.
  • هدف هر بلوک را بالای آن بنویسید. کارشناس باید بداند چرا این بلوک هست.
  • جمله‌ها را بلند نخوانید؛ بلند بگویید. هر جمله‌ای که در حرف زدن عادی نمی‌گویید، از سند حذف کنید.
  • مسیرهای انشعابی را کنار بلوک بنویسید: «اگر گفت الان وقت ندارم…»، «اگر گفت با فلان شرکت کار می‌کنیم…».
  • تاریخ آخرین بازنگری را روی سند بگذارید. اسکریپت بدون تاریخ، اسکریپت مرده است.

همین سند یک کاربرد دوم هم دارد که کمتر دیده می‌شود: کوتاه‌ترین مسیر آموزش نیروی جدید. کارشناس تازه‌واردی که چارچوب یک‌صفحه‌ای دارد، در هفته‌ی اول تماس می‌گیرد، نه در ماه دوم — نکته‌ای که در استخدام کارشناس فروش هم به آن پرداخته‌ایم.

جمع‌بندی

اسکریپت خوب چیزی است که بعد از دو هفته دیگر لازم نیست به آن نگاه کنید، چون تبدیل به عادت شده است. برای شروع لازم نیست سند کاملی بنویسید: فقط بلوک یک و بلوک پنج را بنویسید — باز کردن تماس و بستن قدم بعدی. این دو بیشترین اثر را دارند و کمترین وقت را می‌گیرند. بقیه‌ی بلوک‌ها را در چهار هفته‌ی بعد اضافه کنید.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط