رفتن به محتوای اصلی

انواع CRM: عملیاتی، تحلیلی و مشارکتی — کدام را لازم دارید؟

تیم روکا۱۱ دقیقه مطالعه
انواع CRM: عملیاتی، تحلیلی و مشارکتی — کدام را لازم دارید؟

دسته‌بندی CRM‌ها فقط بحث آکادمیک نیست؛ تعیین می‌کند پول را کجا خرج کنید و از کجا شروع کنید.

وقتی دنبال نرم‌افزار می‌گردید، با ابزارهایی روبه‌رو می‌شوید که همه اسمشان CRM است ولی کارهای متفاوتی می‌کنند. تقسیم‌بندی رایج سه دسته است و دانستنش کمک می‌کند پول را جای درست خرج کنید.

ارزش این دسته‌بندی در یک نکته است: این سه نوع جایگزین هم نیستند، روی هم سوارند. نوع دوم بدون نوع اول کار نمی‌کند و نوع سوم بدون دو تای اول موضوعیت ندارد. بیشتر خریدهای اشتباه از نادیده‌گرفتن همین ترتیب می‌آید. اگر هنوز تعریف پایه‌ی CRM برایتان جا نیفتاده، اول CRM چیست را بخوانید.

۱. CRM عملیاتی — کار روزمره را انجام می‌دهد

این همان چیزی است که بیشتر کسب‌وکارها واقعاً لازم دارند. کارش اجرای کار روزمره‌ی فروش و پشتیبانی است:

  • ثبت سرنخ و مخاطب
  • حرکت معامله روی مراحل کاریز
  • یادآوری پیگیری و تعیین قدم بعدی
  • صدور پیش‌فاکتور و فاکتور
  • ثبت تیکت و درخواست پشتیبانی

نشانه‌ی اینکه به این نیاز دارید: پیگیری‌ها فراموش می‌شوند و هیچ‌کس نمی‌داند وضعیت یک معامله دقیقاً چیست.

یک نمونه‌ی واقعی

یک شرکت پخش مواد غذایی با چهار ویزیتور. هر ویزیتور روزی حدود پانزده تماس می‌گیرد و هفته‌ای چند سفارش می‌آورد. قبل از CRM، هر کس در دفترچه‌ی خودش می‌نوشت و مدیر آخر هفته از همه می‌پرسید «چه خبر؟». بعد از CRM عملیاتی، سه چیز عوض می‌شود: هر مغازه یک رکورد با تاریخ آخرین سفارش دارد، هر سفارش باز یک مرحله‌ی مشخص دارد، و هر تماس بی‌نتیجه یک تاریخ پیگیری بعدی می‌گیرد. هیچ نموداری در کار نیست؛ فقط کاری که قرار بود انجام شود دیده می‌شود. تعریف درست همین مراحل، موضوع کاریز فروش است.

۲. CRM تحلیلی — از داده معنی درمی‌آورد

روی داده‌ی جمع‌شده کار می‌کند: کدام کانال بیشترین مشتری را آورد، نرخ تبدیل هر مرحله چقدر است، کدام محصول حاشیه‌ی سود بهتری دارد، کدام مشتری‌ها در آستانه‌ی ریزش‌اند.

نکته‌ی مهم: CRM تحلیلی بدون CRM عملیاتی بی‌معنی است. تحلیل روی داده‌ای انجام می‌شود که کسی وارد کرده باشد. اگر کارشناسان فروش داده وارد نمی‌کنند، خرید ابزار تحلیلی فقط نمودارهای زیبا از هیچ می‌سازد. اینکه کارشناس داده را ثبت می‌کند یا نه، مسئله‌ای نرم‌افزاری نیست و تفاوت استراتژی و نرم‌افزار دقیقاً همین‌جا دیده می‌شود: تا وقتی ثبت داده یک قاعده‌ی سازمانی نشده باشد، هیچ ابزار تحلیلی‌ای جایش را نمی‌گیرد.

یک نمونه‌ی واقعی

یک آموزشگاه با شش دوره‌ی فعال. مدیر می‌داند ماهی چند نفر ثبت‌نام می‌کنند، ولی نمی‌داند از کدام مسیر آمده‌اند. بعد از شش ماه ثبت منظم منبع هر سرنخ، جواب‌هایی از داده بیرون می‌آید که با حدس اولیه جور نیست: مثلاً معرفی هنرجوی قدیمی کمترین تعداد سرنخ را می‌آورد ولی بالاترین نرخ ثبت‌نام را دارد، در حالی که کانالی که بیشترین تماس را می‌آورد کمترین تبدیل را دارد. تصمیم بعدی — بودجه کجا برود — دیگر شهودی نیست. توجه کنید که این تحلیل فقط به‌خاطر شش ماه ثبت منظم ممکن شد، نه به‌خاطر خرید یک ابزار. کدام گزارش‌ها واقعاً تصمیم‌ساز‌اند در گزارش فروش آمده و سنجش خطر ریزش در نرخ ریزش مشتری.

۳. CRM مشارکتی — بین تیم‌ها هماهنگی می‌سازد

روی اشتراک اطلاعات بین فروش، پشتیبانی، مالی و حتی شرکای بیرونی تمرکز دارد. مثال ملموسش: وقتی مشتری با پشتیبانی تماس می‌گیرد، کارشناس پشتیبانی می‌بیند این مشتری هفته‌ی پیش شکایت داشته و فروش قرار بوده پیگیری کند.

در شرکت‌های کوچک این لایه معمولاً به‌طور طبیعی حل است (همه در یک اتاق‌اند) و از حدود ۱۵ نفر به بالا اهمیت پیدا می‌کند.

یک نمونه‌ی واقعی

یک شرکت تجهیزات پزشکی که دستگاه می‌فروشد، نصب می‌کند و سرویس دوره‌ای می‌دهد. یک مشتری در سه پرونده‌ی جداگانه است: فروش، نصب، سرویس. وقتی این سه به هم وصل نباشند، کارشناس فروش برای فروش دستگاه دوم زنگ می‌زند در حالی که تیکت سرویس همان مشتری سه هفته است باز مانده. نتیجه‌ی مکالمه قابل حدس است. لایه‌ی مشارکتی دقیقاً همین را حل می‌کند: هرکس قبل از تماس، کل تصویر را می‌بیند. مرز فروش و پشتیبانی و اینکه کجا باید به هم وصل شوند موضوع CRM و پشتیبانی مشتری است. الگوی کاری این صنف را هم در CRM تجهیزات پزشکی جمع کرده‌ایم.

سه ابزاری که اسمشان CRM است ولی نیستند

بخش بزرگی از سردرگمی خرید از اینجا می‌آید که چند دسته ابزار متفاوت زیر یک برچسب فروخته می‌شوند. تشخیصشان ساده است: ببینید واحد اصلی کارشان چیست.

ابزارواحد اصلی کارچه چیزی را حل می‌کندچه چیزی را حل نمی‌کند
اتوماسیون بازاریابیکمپین و لیستارسال انبوه و دنبال‌کردن رفتار گروهیپیگیری فردی یک معامله‌ی مشخص
سامانه‌ی تیکت و پشتیبانیمسئله یا درخواستصف رسیدگی و زمان پاسخمسیر تبدیل سرنخ به مشتری
ماژول CRM داخل نرم‌افزار مالیسند مالیاتصال مشتری به فاکتور و مانده‌حسابمدیریت معامله‌ای که هنوز فاکتور ندارد

سومی بیشترین اشتباه را می‌سازد. خیلی از شرکت‌ها فکر می‌کنند چون نرم‌افزار مالی‌شان «بخش مشتریان» دارد، CRM دارند. اما آن بخش فقط فهرست کسانی است که قبلاً از شما خریده‌اند؛ کسی که هنوز نخریده و باید پیگیری شود، اصلاً واردش نمی‌شود. مرز این دو و ترتیب درست خریدشان در نرم‌افزار حسابداری یا CRM آمده است.

هیچ‌کدام از این سه بد نیستند؛ فقط جواب سوال دیگری‌اند. اگر مسئله‌ی امروزتان «پیگیری‌ها فراموش می‌شوند» است، هر سه‌شان مسئله‌ی شما را حل نمی‌کنند.

کدام نوع برای چه شرکتی

وضعیت کسب‌وکاراولویت اولاولویت بعدیهنوز لازم نیست
یک نفر فروش، ماهی زیر ۳۰ سرنخثبت ساده‌ی مخاطب و یادآوریکاریز حداقلیگزارش تحلیلی و لایه‌ی مشارکتی
تیم فروش ۳ تا ۸ نفره با چرخه‌ی چندهفته‌ایCRM عملیاتی کاملگزارش نرخ تبدیل هر مرحلهیکپارچه‌سازی چندتیمی
کسب‌وکار با خرید تکرارشونده (پخش، مصرفی)CRM عملیاتی با تاریخ آخرین خریدتحلیل ریزش و سگمنت‌بندیمدیریت پروژه‌ی سنگین
کسب‌وکار پروژه‌ای (دفتر فنی، تولید سفارشی)کاریز با مراحل بلند و اسناد پیوستگزارش طول چرخهاتوماسیون بازاریابی انبوه
شرکت با تیم پشتیبانی مجزاCRM عملیاتی مشترک بین دو تیملایه‌ی مشارکتی—
مشمول سامانه مودیانCRM‌ای که صورتحساب را مستقیم ارسال کندگزارش فروش و مطالبات—

معیار انتخاب بر اساس اندازه‌ی تیم

عدد تعیین‌کننده «تعداد کارمند شرکت» نیست؛ تعداد کسانی است که با مشتری در تماس‌اند. یک کارگاه بیست‌نفره که فقط دو نفرش با مشتری حرف می‌زنند، از نظر CRM یک تیم دونفره است.

افراد در تماس با مشتریمسئله‌ی غالبچه بخریدچه نخرید
۱ تا ۳فراموشی پیگیریابزار سبک با ثبت سریع و صف پیگیریهر چیزی که راه‌اندازی چندهفته‌ای دارد
۴ تا ۱۰ناهماهنگی و تکرار تماسCRM عملیاتی با مالکیت روشن رکورد و گزارش پایهماژول‌های تحلیلی گران
۱۱ تا ۲۵نبود دید مدیریتیعملیاتی + گزارش‌های نرخ تبدیل و دلیل شکستسفارشی‌سازی سنگین قبل از تثبیت فرایند
بیش از ۲۵مرز مبهم بین تیم‌هالایه‌ی مشارکتی، دسترسی‌های تفکیک‌شده، یکپارچگی با مالیابزار جداگانه برای هر تیم

یک قاعده‌ی ساده که تقریباً همیشه درست است: تا وقتی تیم زیر ده نفر است، هر پیچیدگی اضافه هزینه است نه قابلیت. راهنمای کامل این اندازه در CRM برای کسب‌وکار کوچک آمده است.

دسته‌بندی دیگری که در عمل مهم‌تر است

تقسیم‌بندی بالا در کتاب‌ها آمده، ولی وقتی می‌خواهید خرید کنید، این دو تفکیک تصمیم شما را بیشتر عوض می‌کنند:

الف) بر اساس محل نگهداری: ابری در برابر نصبی

ابری یعنی سرویس روی سرور فروشنده است و شما اشتراک می‌پردازید؛ نصبی یعنی روی سرور خودتان مستقر می‌شود. این انتخاب به نوع عملیاتی یا تحلیلی ربطی ندارد — هر سه نوع می‌توانند ابری یا نصبی باشند. جزئیات مقایسه و محاسبه‌ی هزینه در CRM ابری چیست آمده است.

ب) بر اساس صنف

یک CRM عمومی برای همه ساخته شده و بنابراین برای هیچ‌کس دقیق نیست. CRM صنفی مراحل کاریز، فیلدها و گزارش‌هایش با کار همان صنف جور است. برای مثال در CRM مشاور املاک فایل و متقاضی دو موجودیت جدا هستند، در حالی که یک CRM عمومی هر دو را «مخاطب» می‌بیند.

وجه مقایسهCRM عمومیCRM صنفی
واحد اصلی کارمعامله‌ی عمومیواحد واقعی صنف: نوبت، فایل، پرونده، سفارش
زمان تا اولین استفاده‌ی واقعیبیشتر؛ باید خودتان بسازیدشکمتر؛ ساختار از قبل نزدیک است
انعطاف در تغییر فرایندبالامحدودتر، در عوض تصمیم‌های کمتری روی دوش شما
ریسک اصلیسیستم هیچ‌وقت به کار شما نزدیک نمی‌شوداگر مدل صنف با شما فرق داشته باشد، جا نمی‌شوید
گزارش‌هاعمومی، نیازمند تفسیربا اصطلاح و شاخص همان صنف

تفاوت وقتی جدی می‌شود که واحد کار صنف با «معامله» یکی نباشد. در CRM کلینیک واحد کار «نوبت» است و یک بیمار در سال ده‌ها نوبت دارد؛ در CRM نمایشگاه خودرو هر خودرو خودش یک موجودیت است، نه یک ردیف محصول. اگر کارتان چنین ساختاری دارد، CRM عمومی را باید از صفر شکل بدهید — که هزینه‌اش را معمولاً در زمان می‌پردازید نه در فاکتور.

اشتباهی که گران تمام می‌شود

شرکت‌ها معمولاً از انتهای جدول شروع می‌کنند: ابزار تحلیلی و داشبورد پرنمودار می‌خرند چون در دموی فروشنده چشمگیر است. اما داشبورد بدون داده‌ی درست فقط دروغ مرتب است. اول مطمئن شوید داده به‌سادگی وارد می‌شود — این همان دلیلی است که روکا سرنخ را از روی صوت تماس می‌سازد به‌جای اینکه فرم بلند جلوی کاربر بگذارد.

چهار نشانه که هنوز به لایه‌ی تحلیلی نرسیده‌اید:

  1. نمی‌توانید بگویید ماه گذشته چند سرنخ ثبت شده — چون بخشی‌شان اصلاً وارد سیستم نشده‌اند.
  2. منبع سرنخ برای بیشتر رکوردها خالی است. بدون این فیلد، تحلیل کانال ممکن نیست.
  3. معامله‌های باخته دلیل ثبت‌شده ندارند، پس گزارش دلایل شکست خالی درمی‌آید.
  4. تاریخ‌ها با واقعیت نمی‌خواند؛ کارت‌ها یک‌جا و دسته‌جمعی جابه‌جا می‌شوند، نه در لحظه‌ی رویداد.

هر کدام از این‌ها که برقرار باشد، خرید ابزار تحلیلی صرفاً نمایش خطا با کیفیت بالاتر است. ترتیب درست این است: اول ثبت آسان، بعد فرایند پایدار، بعد تحلیل.

جمع‌بندی

سه نوع CRM سه مرحله از بلوغ‌اند، نه سه گزینه‌ی هم‌عرض. عملیاتی کار را انجام می‌دهد، تحلیلی نشان می‌دهد چه کاری جواب داده، مشارکتی مطمئن می‌شود تیم‌ها همدیگر را می‌بینند. تقریباً همه‌ی کسب‌وکارهای کوچک ایرانی باید از اولی شروع کنند و تا وقتی داده‌ی سه‌ماهه‌ی قابل‌اعتماد ندارند، سراغ دومی نروند.

برای ورود به مرحله‌ی انتخاب، معیارهای عملی مقایسه‌ی محصول‌ها در راهنمای انتخاب CRM ایرانی جمع شده است.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط