رفتن به محتوای اصلی

فرم تماس سایت: طراحی فرمی که پر می‌شود و به فروش می‌رسد

تیم روکا۱۱ دقیقه مطالعه
فرم تماس سایت: طراحی فرمی که پر می‌شود و به فروش می‌رسد

فرمی که پر می‌شود نتیجه‌ی دو تصمیم است: چه می‌پرسید، و بعد از زدن دکمه چه اتفاقی می‌افتد.

فرم تماس معمولاً آخرین چیزی است که موقع ساخت سایت به آن فکر می‌شود. یک قالب آماده برداشته می‌شود، چند فیلد به آن اضافه می‌شود که «شاید لازم شود»، و کار تمام. بعد ماه‌ها می‌گذرد و کسی نمی‌داند در این مدت چند نفر شروع به پر کردن آن کرده‌اند و نیمه‌کاره رفته‌اند.

فرم تماس گلوگاه کل ترافیک سایت شماست. هر بازدیدکننده‌ای که تصمیم گرفته با شما حرف بزند، از همین دروازه رد می‌شود. این نوشته دو نیمه دارد: نیمه‌ی اول درباره‌ی خود فرم است و نیمه‌ی دوم — که مهم‌تر است — درباره‌ی اینکه بعد از زدن دکمه چه اتفاقی می‌افتد.

هر فیلد یک هزینه‌ی پنهان دارد

وقتی یک فیلد به فرم اضافه می‌کنید، در ذهنتان دارید «اطلاعات بیشتری جمع می‌کنید». در عمل دارید عده‌ای را از دست می‌دهید. هر فیلد اضافه سه هزینه دارد: زمان بیشتر، اصطکاک ذهنی («چرا این را می‌خواهند؟»)، و در موبایل، اسکرول بیشتر.

این را می‌شود ساده حساب کرد. فرض کنید ماهی ۵۰۰ نفر صفحه‌ی تماس شما را می‌بینند و فرم پنج‌فیلدی‌تان را ۴۰ نفر پر می‌کنند. اگر با حذف دو فیلد غیرضروری تکمیل به ۵۲ نفر برسد، ۱۲ سرنخ اضافه در ماه گرفته‌اید بدون یک ریال هزینه‌ی تبلیغات بیشتر. حالا همان ۱۲ سرنخ را در نرخ تبدیل و میانگین فروشتان ضرب کنید تا ببینید آن دو فیلد چقدر برایتان آب خورده است.

قاعده‌ی عملی ساده است: در فرم اولیه فقط چیزی را بپرسید که بدون آن نمی‌توانید تماس بگیرید یا اولویت‌بندی کنید. بقیه‌ی داده در تماس اول به‌دست می‌آید. اینکه چه داده‌ای واقعاً ارزش نگه داشتن دارد در داده‌ی مشتری بحث شده است.

کدام فیلدها می‌مانند و کدام می‌روند

فیلدحکمدلیل
نامبماندبدون نام نمی‌شود شخصی تماس گرفت
موبایلبماندسریع‌ترین راه پاسخ در ایران
متن پیامبماندتنها فیلدی که کیفیت سرنخ را نشان می‌دهد
ایمیلاختیاریدر فروش B2C ایران کمتر استفاده می‌شود
نام شرکتفقط در فروش سازمانیدر فروش به مصرف‌کننده بی‌معنی است
شهرفقط اگر تحویل یا نمایندگی منطقه‌ای داریدوگرنه فقط اصطکاک است
بودجهحذفدر اولین تماس کسی جواب صادقانه نمی‌دهد
«چطور با ما آشنا شدید؟»حذف از فرمدر تماس بپرسید؛ در فرم فقط انصراف می‌سازد
کپچای تصویری سختحذفسهم بزرگی از انصراف موبایل از این‌جاست

یک استثنا هست: اگر حجم سرنخ زیاد است و تیم فروش کوچک، یک فیلد فیلترکننده ارزشش را دارد. مثلاً یک انتخاب ساده‌ی «تعداد مورد نیاز» در فروش عمده. این فیلد عمداً بعضی‌ها را کنار می‌گذارد و همین هدفش است. تصمیم بین «سرنخ بیشتر» و «سرنخ بهتر» را با نگاه به کیفیت سرنخ بگیرید، نه با احساس.

جزئیات کوچکی که نرخ تکمیل را جابه‌جا می‌کنند

  • برچسب بالای فیلد باشد، نه داخل آن. متن راهنمای داخل کادر با شروع تایپ ناپدید می‌شود و کاربر یادش می‌رود چه می‌خواسته بنویسد.
  • صفحه‌کلید موبایل درست باز شود. فیلد موبایل باید صفحه‌کلید عددی بیاورد. این یک خط کد است و اثرش روی تجربه‌ی موبایل چشمگیر.
  • خطا را کنار همان فیلد نشان بدهید، همان لحظه. فرمی که بعد از ارسال کل صفحه را قرمز می‌کند و می‌گوید «خطایی رخ داد» کاربر را می‌پراند.
  • متن دکمه را کار مشخص کنید. «ارسال» خنثی است. «درخواست تماس» یا «دریافت پیش‌فاکتور» می‌گوید چه اتفاقی می‌افتد.
  • زیر دکمه بنویسید چه می‌شود. یک خط: «کارشناس ما در ساعت اداری با شما تماس می‌گیرد. شماره‌ی شما در اختیار کسی قرار نمی‌گیرد.»
  • فرم را روی صفحه‌های پرترافیک هم بگذارید. اگر فقط در صفحه‌ی «تماس با ما» است، بخشی از تقاضا هرگز به آن نمی‌رسد.

فرم چندمرحله‌ای؛ کجا جواب می‌دهد و کجا نه

ایده‌ی فرم چندمرحله‌ای این است که به‌جای نمایش هشت فیلد در یک صفحه، آن‌ها را در سه گام کوچک پخش کنید. چون هر گام کم‌حجم به‌نظر می‌رسد، کاربر شروع می‌کند و چون شروع کرده، تمایل دارد تمامش کند.

این روش در دو حالت به‌درد می‌خورد: وقتی به‌دلیل ماهیت کار واقعاً به چند داده نیاز دارید — مثلاً درخواست بازدید و نصب که بدون آدرس و زمان مناسب بی‌فایده است — و وقتی گام اول یک انتخاب راحت است (نوع خدمت، تعداد، شهر) و گام آخر تازه شماره را می‌خواهد.

در مقابل، اگر فرم شما در مجموع سه فیلد دارد، شکستنش به دو مرحله فقط یک کلیک اضافه ساخته است. قاعده‌ی ساده: زیر چهار فیلد را هرگز چندمرحله‌ای نکنید. و در هر حالت، نوار پیشرفت بگذارید تا کاربر بداند چند گام مانده؛ فرم چندمرحله‌ای بدون نشانگر پیشرفت بدترین حالت ممکن است.

جای فرم در صفحه

فرم درست در جای غلط، فرم غلط است. سه اشتباه رایج در سایت‌های ایرانی: گذاشتن فرم فقط در صفحه‌ی «تماس با ما» که کمترین ترافیک سایت را دارد؛ پنهان کردن فرم زیر یک دکمه‌ی شناور که در موبایل روی محتوا می‌افتد؛ و گذاشتن فرم در انتهای صفحه‌ای که کاربر معمولاً وسطش تصمیم می‌گیرد.

به‌جای آن، فرم را جایی بگذارید که تصمیم شکل می‌گیرد: پایین صفحه‌ی محصول، انتهای مقاله‌ای که مشکل مخاطب را توضیح داده، و کنار جدول قیمت. یک فرم کوتاه دوفیلدی در سه نقطه‌ی درست، از یک فرم کامل در یک نقطه‌ی اشتباه بیشتر سرنخ می‌سازد.

بعد از زدن دکمه چه ببیند

خیلی از فرم‌ها بعد از ارسال یک نوار سبز کوچک نشان می‌دهند که سه ثانیه بعد محو می‌شود. کاربر مطمئن نیست پیامش رفته یا نه و همین حس، اعتماد نصفه‌کاره را از بین می‌برد. پیام موفقیت باید سه چیز بگوید:

  1. پیام شما رسید. صریح و بزرگ.
  2. چه زمانی پاسخ می‌گیرید. «تا پایان ساعت اداری امروز» یا «ظرف کمتر از ۲ ساعت کاری». وعده‌ای بدهید که به آن پایبندید.
  3. اگر عجله دارید، این شماره. شماره‌ی مستقیم را همان‌جا بگذارید. بخشی از مخاطبان ترجیح می‌دهند خودشان تماس بگیرند.

یک قدم فراتر: بلافاصله یک پیامک تأیید کوتاه بفرستید. این پیام هم خیال کاربر را راحت می‌کند و هم شماره‌ی شما را در گوشی او ثبت می‌کند تا وقتی تماس گرفتید، تماس ناشناس نباشد. این پیام باید قالب‌دار و خدماتی باشد؛ مرزش با پیام تبلیغاتی در پیامک یادآوری روشن شده و در پیامک روکا با قفل قالب سمت سرور اجرا می‌شود.

اسپم را بگیرید، کاربر را نه

فرم بدون محافظ ظرف چند هفته پر از پیام‌های خودکار می‌شود و بدتر از آن، تیم فروش به بی‌اعتنایی به اعلان‌های فرم عادت می‌کند. اما محافظ اشتباه، مشتری واقعی را هم بیرون می‌اندازد. به ترتیب کم‌آزارترین راه‌ها:

  • فیلد پنهان (honeypot). یک فیلد که برای انسان دیده نمی‌شود ولی ربات پرش می‌کند. اگر پر شد، پیام دور انداخته می‌شود. برای کاربر کاملاً نامرئی است و بخش بزرگی از اسپم ساده را می‌گیرد.
  • سنجش زمان تکمیل. فرمی که در دو ثانیه پر شده، انسان پرش نکرده.
  • محدودیت تعداد ارسال از یک IP. مثلاً حداکثر سه ارسال در ساعت.
  • کپچای نامرئی. اگر مجبور شدید، سراغ نسخه‌ای بروید که در حالت عادی چیزی از کاربر نمی‌پرسد.
  • تأیید شماره با کد پیامکی. قوی‌ترین فیلتر است ولی گران‌ترین از نظر اصطکاک. فقط جایی استفاده کنید که ارزش هر سرنخ بالاست.

از کپچای تصویری «همه‌ی چراغ‌راهنماها را انتخاب کنید» پرهیز کنید. روی موبایل و اینترنت کند، این آخرین ضربه به کسی است که تازه تصمیم گرفته با شما حرف بزند.

مسیر فرم تا کارشناس فروش

این‌جا جایی است که بیشتر کسب‌وکارها می‌بازند. فرم عالی طراحی می‌شود، نرخ تکمیل بالا می‌رود، و بعد پیام‌ها به یک صندوق ایمیل عمومی می‌روند که هفته‌ای یک بار باز می‌شود. تمام کاری که کرده‌اید بی‌اثر شده است.

مسیر درست چهار ویژگی دارد:

یک: ارسال فرم مستقیماً سرنخ می‌سازد

نه ایمیل، نه فایل اکسل، نه گروه واتساپ. ارسال فرم باید همان لحظه یک رکورد سرنخ با منبع «فرم سایت» بسازد. اگر این اتصال نباشد، کسی باید دستی رونویسی کند و رونویسی دستی یعنی تأخیر و افتادگی.

دو: سرنخ یک مالک مشخص دارد

سرنخ بدون مالک، سرنخ بی‌صاحب است. قاعده‌ی واگذاری را از قبل تعریف کنید: چرخشی بین کارشناس‌ها، یا بر اساس شهر، یا بر اساس نوع محصول. مهم این است که قاعده وجود داشته باشد و خودکار اجرا شود.

سه: سرنخ در صف کار امروز دیده می‌شود

اعلان تنها کافی نیست؛ اعلان‌ها گم می‌شوند. سرنخ جدید باید در فهرست کار روزانه‌ی همان کارشناس ظاهر شود و تا وقتی تعیین تکلیف نشده از آن‌جا بیرون نرود. در روکا این کار در صف امروز انجام می‌شود و پرونده‌ی کامل هم در مخاطبان ساخته می‌شود.

چهار: تأخیر پاسخ خودش یک هشدار می‌سازد

اگر سرنخی از فرم سایت بعد از یک بازه‌ی مشخص هنوز تماس نگرفته، باید به‌شکل خودکار برجسته شود یا به مدیر فروش اطلاع بدهد. بدون این حلقه، هیچ‌کس متوجه نشتی نمی‌شود مگر ماه‌ها بعد.

زمان پاسخ؛ عددی که بقیه را بی‌اثر می‌کند

کسی که فرم سایت را پر می‌کند تقریباً همیشه در حال مقایسه است. او همین کار را در دو یا سه سایت دیگر هم کرده. در این وضعیت، سرعت پاسخ از کیفیت پیشنهاد مهم‌تر می‌شود؛ نه چون پیشنهاد بی‌اهمیت است، بلکه چون اولین نفری که تماس می‌گیرد گفت‌وگو را شکل می‌دهد و بقیه مجبورند با چارچوب او مقایسه شوند.

یک هدف عملی بگذارید — مثلاً پاسخ در کمتر از سی دقیقه در ساعت کاری — و آن را اندازه بگیرید، نه اینکه فقط اعلامش کنید. دلایل و شواهد این حساسیت در زمان پاسخ به سرنخ آمده است.

چه چیزی را ماهانه نگاه کنید

  • نرخ تکمیل: چند درصد از بازدیدکنندگان صفحه، فرم را ارسال کرده‌اند.
  • نرخ رها کردن به تفکیک فیلد: کاربران روی کدام فیلد متوقف می‌شوند.
  • سهم اسپم: اگر بالای ده درصد است، محافظ را قوی‌تر کنید.
  • میانه‌ی زمان پاسخ.
  • نرخ تبدیل سرنخ فرم به معامله در مقایسه با کانال‌های دیگر — این عدد به شما می‌گوید سرمایه‌گذاری روی سئوی سایت ارزشش را دارد یا نه.

یک تست ساده برای همین امروز

خودتان با گوشی، روی اینترنت همراه و نه وای‌فای دفتر، فرم سایتتان را پر کنید. زمان بگیرید. ببینید پیام تأیید چه می‌گوید، چند دقیقه بعد کسی تماس می‌گیرد، و آیا نام شما را می‌داند یا از صفر می‌پرسد. هر چیزی که در این تست آزارتان داد، همان چیزی است که ماه‌هاست مشتری‌هایتان را می‌پراند. برای دیدن اینکه فرم سایت در کنار بقیه‌ی کانال‌ها چه سهمی دارد، جذب سرنخ را ببینید.

نویسنده

تیم روکا

تیم محصول روکا؛ نرم‌افزار CRM ابری فارسی برای تیم‌های فروشی که تلفنی کار می‌کنند.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتساپایتالینکدین

نظر شما

نظر خود را بنویسید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد.

مطالب مرتبط